۲۵- درس خارج فقه ۱۴۰۴/۸/۲۴

۲۵- درس خارج فقه ۱۴۰۴/۸/۲۴ by The Plus
  • ۲۵- درس خارج فقه ۱۴۰۴/۸/۲۴
کپی لینک کوتاه

موضوع: کتاب الصلاة / ستر / شرایط لباس نمازگزار

 

ادامه بحث پیرامون شرط سوم

امام راحل فرموده اند:

«الثالث: أن يكون مذكّىً من مأكول اللحم، فلا تجوز الصلاة في جلد غير المذكّى‌، ولا في سائر أجزائه التي تحلّه الحياة؛ ولو كان طاهراً من جهة عدم كونه ذا نفس سائلة- كالسمك- على الأحوط، وتجوز فيما لا تحلّه الحياة من أجزائه كالصوف والشعر والوَبَر ونحوها. وأمّا غير المأكول فلا تجوز الصلاة في شي‌ء منه وإن ذُكّي؛ من غير فرق بين ما تحلّه الحياة منه أو غيره».[۱]

بحث در مورد شرایط لباس نمازگزار بود و گفتیم که لباس نمازگزار نباید از اجزای حیوانات غیر ماکول اللحم باشد. و همچنین مشهور قائل بودند که اجزای حیوانات حرام گوشت، حتی همراه نمازگزار نیز نباید باشد.

فقیه سبزواری، مخالفتِ اصحاب ما را چنین نقل کرد که گروهی از اصحاب، منع نماز را به لباسی اختصاص داده‌اند که از اجزاء «ما لا یُؤکَل» گرفته و ساخته شده باشد. اما آن چیزی که لباس نباشد، یعنی عرفاً صدق نکند که نمازگزار آن را پوشیده و به تن کرده است، بلکه فقط آن را حمل کند، مانند یک تار مو یا مقداری کرک که بر روی لباسش باشد، در اینجا، آنان گفته‌اند که این نصوص شامل آن نمی‌شود.

اما خود ایشان اذعان دارد که اکثر اصحاب، در اینجا نیز حکم را تعمیم داده و منع را شامل این مورد هم می‌دانند. سپس خود ایشان، یعنی همین صاحب کفایه، فقیه سبزواری، نظر این مخالفانِ قول اکثر را رد کرد و گفت: اتفاقاً برخی از نصوص وجود دارد که بر رأی اکثر دلالت می‌کند؛ به این معنا که حتی اگر مو و کرکِ «اجزاء ما لا یُؤکَل لَحمُه» به صورت محمول هم باشد، نماز در آن جایز نیست.

ایشان به یک روایت استدلال کرد. یک روایت نیز قبل از ایشان، خود صاحب جواهر آورده است. روایت دیگری هم وجود دارد که این دو سه روایت را قبلاً اشاره کردیم و باز هم بیشتر بررسی می کنیم. چون این‌ها بالاخره محل اختلاف است، بنابراین باید دقیقاً بررسی شود. چون اگر ما باشیم و این نصوص را در نظر نگیریم، نمی‌توان به فتوای مشهور، فتوا داد. چون شهرت فتوایی به خودی خود حجیّت ندارد.

یکی از این نصوص، همان روایت و خبر ابراهیم بن محمد همدانی است. روایت دوم صحیحه علی بن راشد است، و روایت سوم نیز صحیحه علی بن مهزیار است.

خبر ابراهیم بن محمد همدانی

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ قَالَ: «كَتَبْتُ إِلَيْهِ يَسْقُطُ عَلَى ثَوْبِيَ الْوَبَرُ وَ الشَّعْرُ مِمَّا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ مِنْ غَيْرِ تَقِيَّةٍ وَ لَا ضَرُورَةٍ فَكَتَبَ لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهِ».[۲]

محمد بن حسن یعنی شیخ طوسی از محمد بن احمد بن یحیی نقل کرده و سند شیخ به ایشان صحیح است.

ابراهیم بن محمد همدانی نیز در وثاقت، بلکه در جلالت قدر او شکی نیست. کشّی روایاتی را در وثاقت ایشان آورده است. او وکیل و جلیل‌القدر بوده و روایات زیادی هم دارد.

ضعف این روایت، به خاطر «عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيد» است. این شخص ضعیف، قلیل‌الروایه است و توثیق‌نشده است. این از جهت سند بود؛ اما دلالت روایت، روشن، بلکه صریح است.

ابراهیم بن محمد همدانی مکاتبات زیادی با امام جواد و امام هادی (علیهما السلام) داشته است. در این روایت نیز آمده است که او با حضرت مکاتبه کرده و سوال پرسیده است که اگر مو و کرکِ حیوان حرام‌گوشت بر لباسم بیفتد آیا می توانم نماز بخوانم؟ چون اینها در صحرا بوده‌اند و در صحرا دام و احشام وجود داشته و حیوانات غیرمأکول نیز زیاد بوده‌اند. طبعاً این موها به خار و خاشاک می‌چسبیده و وقتی از آنجا عبور می‌کردند، بر لباسشان واقع می‌شده است. حالا راوی پرسیده که چه حکمی دارد؟ آن هم در حالت غیر تقیه و غیر اضطرار. یعنی با اختیار و بدون هیچ عذری می‌خواهم نماز بخوانم و به این موها اعتنا نکنم؛ این نماز چه حکمی دارد؟ تقیه و اضطرار خودشان عذر محسوب می‌شوند، اما در غیر حالت تقیه و اضطرار، یعنی در حالت اختیار، حکم این نماز چیست؟

حضرت پاسخ داده اند که چنین نمازی جایز نیست.

روایت صریح است که نماز در آن جایز نیست. دلالتش صریح است. اگر ما فقط همین یک روایت را داشتیم، باید به آن فتوا می‌دادیم؛ چون ضعف سند آن، در صورتی که دلالت خبر تام باشد، با عمل مشهور قدما جبران می‌شود؛ این را بارها عرض کرده‌ایم.

صحیحه علی بن راشد

وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام الثَّعَالِبُ يُصَلَّى فِيهَا قَالَ لَا وَ لَكِنْ تُلْبَسُ بَعْدَ الصَّلَاةِ قُلْتُ أُصَلِّي فِي الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ قَالَ لَا».[۳]

مقصود از «عنه»، این است که شیخ طوسی از علی بن مهزیار نقل کرده و علی بن مهزیار از ابی علی راشد نقل کرده است.

سند شیخ طوسی به علی بن مهزیار صحیح است.

ابی‌علی راشد را نیز در جلسه گذشته بیان کردیم که نامش حسن بن راشد است. ما سه نفر به نام حسن بن راشد داریم: یکی معاصر امام صادق (علیه السلام)، یکی معاصر امام رضا (علیه السلام) و دیگری معاصر امام جواد و امام هادی (علیهما السلام) که کنیه این سومی، «ابی‌علی» است و آن دو نفر دیگر نیستند. معاصر امام رضا (علیه السلام) صریحاً تضعیف شده است. در مورد آن که معاصر امام صادق (علیه السلام) بود، ما اوایل قائل به ضعف او بودیم، اما بعداً با ادله و قرائنی که به دست آوردیم، به وثاقت او قائل شدیم که این ادله را در جلد دوم کتاب «مصباح الرجال» تحت عنوان همین «حسن بن راشد» آورده‌ایم و ایشان ثقه است. حالا با آن‌ها کاری نداریم. آن کسی که در اینجا واقع شده، ابو علی راشد از آل مهلب، معاصر امام جواد و هادی (علیهما السلام) است که توثیق دارد، کسی هم او را تضعیف نکرده و به قرینه نقل ابن‌مهزیار از او، همین شخص متعین است. پس این سند، صحیحه است.

روایت در مورد این است که آیا می‌شود در پوست یا مو و کرک روباه نماز خواند؟ حضرت فرمود: خیر. ولی بعد از نماز می‌شود آن را پوشید. این خود قرینه‌ای است بر همان مطلبی که قبلا عرض کردیم که امام سجاد (علیه السلام) سرد مزاج بودند و از پوستین عراقی استفاده می کردند اما در نماز آنرا در می آوردند.

چیزی که در حال نماز جایز نیست با آن نماز خواند، این، دلیل بر آن نمی‌شود که خارج از نماز نیز جایز نباشد. اینجا هم همین‌طور است. و هنگام نماز باید این لباس را در بیاورد و همچنین لباسی که با این پوستین در تماس باشد را نیز باید موقع نماز در بیاورد تا مو و کرک حیوان روی لباسش نماند.

فقیه سبزواری به این روایت استدلال کرده است علیه کسانی که گفته‌اند نماز در محمول از مو و کرک «ما لا یُؤکَل» جایز است. او می‌گوید این روایت می‌گوید نه، جایز نیست. صاحب جواهر هم همین را پذیرفته و تأیید کرده است.

پس این روایت صحیحه است و ظهور دارد.

آن روایت اولی که سندش ضعف داشت، صریح بود، اما این روایت ظهور دارد. البته «لا» صریح در عدم جواز است؛ چون راوی که سؤال می‌کند «أُصَلِّي؟» یعنی آیا جایز است یا نه؟ حضرت فرمودند: «لا». وجه ظهورش در این است که به خود وبر و شعر تصریح نکرده، بلکه فرموده: «الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ». ولی این متفاهم عرفی است. هیچ وجهی برای منع وجود ندارد مگر همین؛ چون آن لباس، خودش قمیص بوده و قمیص به خودی خود منعی ندارد. منع آن فقط می‌تواند به خاطر نجاست مسریه باشد، در حالی که پوستین حیوانِ تذکیه شده نجاست مسریه ندارد. «ما لا یُؤکَلِ» ذکی، طاهر است و نجس نیست تا نجاستی از آن سرایت کند. پس آن احتمال منتفی است و متعین می‌شود که منع به خاطر همین مو و کرک است. به همین دلیل گفته‌اند ظهور این روایت تام است.

صحیحه علی بن مهزیار

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ رَجُلٍ «سَأَلَ الْمَاضِيَ علیه السلام عَنِ الصَّلَاةِ فِي جُلُودِ الثَّعَالِبِ فَنَهَى عَنِ الصَّلَاةِ فِيهَا وَ فِي الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ فَلَمْ أَدْرِ أَيُّ الثَّوْبَيْنِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْوَبَرِ أَوِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ الثَّوْبُ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ قَالَ وَ ذَكَرَ أَبُو الْحَسَنِ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ مَهْزِيَارَ- أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ فَقَالَ لَا تُصَلِّ فِي الَّذِي فَوْقَهُ وَ لَا فِي الَّذِي تَحْتَهُ».[۴]

این روایت به نظر ما صحیحه است و مرسل نیست، چرا که هرچند در سند این روایت تعبیر «عن علی بن مهزیار عن رجل» ذکر شده است، ولی سیاق روایت به گونه‌ای است که گویی خود ابن‌مهزیار در آن مجلس حضور داشته است، بنابراین سندش ضعیف نمی شود.

البته ما این را مورد تشکیک قرار می‌دهیم و بنا را بر این می‌گذاریم که چنین سیاقی ندارد که در این صورت، مرسل می‌شود. ولی تا کجای این روایت مرسل می‌شود؟ تا جواب امام به آن مرد، یعنی تا این قسمت: «الثَّوْب الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ».

اما بعد از آن، خود علی بن مهزیار سؤال کرده است. برای او شبهه‌ای پیش آمده بود، که برای ما هم در نگاه اول پیش آمد، که چرا حضرت فرمود: «يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ»؟ در حالی که آن طرفی که پشم دارد، کرک و مو دارد. شاید به این دلیل بوده که آن مرد عامی بوده و حضرت خواسته تقیه کند، یا مصلحت دیگری در کار بوده، یا فصلی از سال بوده که آن قمیص را طوری می‌پوشیدند که طرفِ جلدِ پوستین به سمت داخل بدن بوده است. به هر علتی که بود، برای ابن‌مهزیار سؤال پیش آمد و سؤال کرد. حضرت در جواب ابن‌مهزیار فرمودند که فرقی بین لباسی که از طرف داخل به پوستِ پوستین چسبیده، با لباسی که روی آن پوشیده می‌شود، وجود ندارد. یعنی بین فوق پوستین و تحت پوستین تفاوتی نیست. به همین دلیل، این روایت صحیحه می‌شود؛ یعنی به آن قسمت اخیرش که می‌رسیم، روایت صحیحه و قطعی است، چون سروکار ما و موضع استدلال ما، به جواب امام به خود علی بن مهزیار است.

قسمت اول روایت که مربوط به نماز در پوست روباه است، واضح است و محل استدلال ما نیست. و همچنین در لباسی که به آن چسبیده است. این تا اینجا، دلالتش شبیه همان روایت قبلی می‌شود.

راوی می‌گوید: «فَلَمْ أَدْرِ…» که ممکن است این کلام همان رجل باشد که گفته: من ندانستم و متوجه نشدم مقصود حضرت کدام لباس است. آن قمیصی که به طرف پشمیِ این پوستین چسبیده یا آنکه به طرف بشره و پوست آن ملاصق است؟ هر پوستی دو طرف دارد: یک طرف، بشره و پوست حیوان است و طرف دیگر، پشم و کرک آن. قمیص را می‌توان از دو طرف پوشید؛ هم در مجاورت آن طرفی که پوست است و هم در مجاورت آن طرفی که پشم است. راوی می‌گوید من تردید کردم که مقصود حضرت از «الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ» کدام یک از این دو طرف است. به همین علت از حضرت پرسیده است.

حضرت با خط خود پاسخ داده اند که مراد، آن لباسی است که به جلد چسبیده است. این قسمت اول روایت است.

اما بعد، خود ابن مهزیار این شبهه را داشته است، لذا خودش مکاتبه مستقلی کرده است. در ادامه روایت آمده است: «قَالَ»، یعنی راوی (محمد بن عبدالجبار) می‌گوید: «وَ ذَكَرَ أَبُو الْحَسَنِ» یعنی علی بن مهزیار، «أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ». ظاهر این است که خود علی بن مهزیار این مسئله را از امام سؤال کرده است. «فَقَالَ: لَا تُصَلِّ فِي الَّذِي فَوْقَهُ وَ لَا فِي الَّذِي تَحْتَهُ». در لباسی که بالای آن است و نه در لباسی که زیر آن است، نماز نخوان.

بنابراین، این خبر، حتی اگر آن قسمت «لَمْ أَدْرِ» کلام آن «رجل» باشد و بخش اول روایت مرسل شود، در ادامه، راوی از ابن‌مهزیار (یعنی محمد بن عبدالجبار که از ثقات است) نقل می‌کند که ابوالحسن (علی بن مهزیار) گفت که من خودم از حضرت در این باره سؤال کردم و حضرت فرمودند که چه لباسی بالای آن باشد و چه زیر آن، در هیچ کدام نماز نخوان. با این بیان، این روایت نیز صحیحه است.

در نتیجه، یک روایت اول، صریح در دلالت بود. این دو روایت نیز ظهور دارند. مشهور اصحاب قدما هم به آن فتوا داده‌اند. بنابراین مساله روشن است، یعنی هم فتوای مشهور اصحاب که شهرت عظیمی است، وجود دارد، و هم نص دلالت می‌کند. پس هیچ مانعی نیست که بگوییم فرقی بین اینکه اجزاء «ما لا یُؤکَل» به صورت محمول باشد (و لباس نباشد) یا به صورت لباس باشد، وجود ندارد.

تا اینجا بحث تمام شده است. اما موضوع مهمی که واقعاً اهمیت دارد و بسیار هم مبتلا به است، و من ندیده‌ام فقهای معاصر، حتی مثل صاحب جواهر، بحث معتنا بهی در این خصوص کرده باشند، این است که آیا این حکم، شامل اجزاء «ما لا یُؤکَلِ» غیر از چهارپایان، یعنی پرندگان (طیور) و حیوانات دریایی (بحریه و اسماک) نیز می‌شود؟ این مطلب در نصوص نیامده و در کتاب وسائل نیز روایتی در این باره وجود ندارد.

این را در جلسه آینده بررسی خواهیم کرد.

[۱] تحرير الوسيلة(دو جلدى)، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص138.
[۲] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص251، أبواب لباس المصلّي، باب2، ح4، ط الإسلامية.
[۳] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص258، أبواب لباس المصلّي، باب7، ح4، ط الإسلامية.
[۴] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص259، أبواب لباس المصلّي، باب7، ح8، ط الإسلامية.

دانلود فایل تقریر

فهرست تقریرات

پیمایش به بالا