موضوع: کتاب الصلاة / ستر / پوشش زن در نماز
استثناء وجه، کفین و قدمین
اجماعی بر استثناء «وجه و کفین و قدمین» وجود ندارد. بین فقها از قدیم و جدید، و قدما و متأخرین اختلاف نظر وجود دارد؛ لکن مشهور، بلکه شهرت عظیمه، بر این استثناء قائم است. این شهرت عظیمه فینفسه نمیتواند از حجیت برخوردار باشد، زیرا مستند به نصوص است. بلکه میتوان احراز کرد که مشهور به همین نصوص استناد کردهاند. اجماع نیز اگر وجود میداشت، از حجیت ساقط بود تا چه رسد به شهرت. بنابراین، عمده دلیل در این مقام، نصوص است که هم از کتاب و هم از سنت بر این امر دلالت دارند.
**دلیل اول: اطلاق آیه شریفه**
اما نص کتاب، اطلاق آیه شریفه «الا ما ظهر» است. پیشتر بیان شد که یکی از موارد متیقن از داخل این اطلاق، آن است که «ما ظهر» به معنای آشکار شدن غیر اختیاری باشد؛ یعنی به سبب وزش باد یا غفلتی، بدن مرأة و مواضع زینت و محاسن او در حال نماز معلوم شود. در این صورت که کشف آن از اختیار زن خارج بوده، مبطل نماز نیست. این یک استثناء منقطع است، زیرا امری غیر اختیاری است.
اما چرا «وجه و کفین و قدمین» داخل این اطلاق باشد؟ به این دلیل که عادت زنان عرب در زمان نبی مکرم (صلوات الله علیه) و ائمه معصومین (علیهم السلام) بر این جاری بوده که در تعاملات و روابط اجتماعی، وجه و کفین خود را نمیپوشاندند. چنانکه «شیخ انصاری» بیان زیبایی در این خصوص دارد و از آن به «سیرة مستمرة من عهد النبی و الائمة (علیهم السلام) الی زماننا» تعبیر کرده است. زنان عفیفه در آن زمان، همگی پوشیه نمیزدند و صورت و کفین ایشان معلوم بود. البته «شیخ انصاری» در این سیره، قدمین را داخل نکرده است؛ اما اگر عادت بر ابداء (آشکار کردن) قدمین نیز جاری بوده باشد، استثناء آن بعید نیست. درست است که در میان قوم فارس چنین عادتی وجود ندارد، ولی بعید نیست که در میان عرب چنین بوده باشد که قدم (از مچ پا به پایین) در هنگام راه رفتن در معرض دید قرار داشته است.
**دلیل دوم: روایات**
در خصوص این مسئله، نص صحیح بر جواز کشف وجه و کفین وجود دارد. همچنین برای قدمین نیز نص در دست است. منتهی روایت مربوط به وجه و کفین، صحیح است اما روایت مربوط به قدمین، مرسله است. لکن با توجه به فتوای اصحاب و شهرت عظیمه که قدمها را نیز داخل در استثناء دانستهاند، ضعف سندی این روایت به فتوای مشهور جبران میشود. علاوه بر این، اطلاق «ما ظهر» نیز فینفسه شامل این موارد میشود، به این معنا که «ما ظهر من مواضع زینتهن حسب عادتهن».
افزون بر آن، نص صحیح نیز در این باب وجود دارد.
صحیحه مسعدة بن زیاد
عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَراً «وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِينَتِهَا قَالَ الْوَجْهَ وَ الْكَفَّيْنِ».[1]
مقصود از جعفر، امام صادق علیه السلام است.
از ایشان درباره زینتی که زن میتواند آشکار کند، سؤال شد، حضرت وجه و کفین را بیان کردند. این روایت مطلقه است و وقتی مطلق باشد، شامل حال نماز نیز میشود.
در این روایت سخنی از قدمان نیامده است ولی در مرسل مروک قدمان نیز استثناء شده است.
مرسل مروک
عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «قُلْتُ لَهُ مَا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَرَى مِنَ الْمَرْأَةِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَحْرَماً قَالَ الْوَجْهُ وَ الْكَفَّانِ وَ الْقَدَمَانِ».[2]
از حضرت سوال شد که مرد، چه مقدار از بدن زن نامحرم را میتواند ببیند؟ حضرت فرمودند وجه و کفان و قدمان. اگرچه این روایت مرسل است، اما چون شهرت عظیمهای که ذکر شد، همگی «قدمان» را در استثناء آوردهاند، از این جهت ضعف سند آن به واسطه شهرت جبران میشود.
**بررسی نصوص خاص باب صلاة (اطلاق مقامی)**
علاوه بر ادله فوق، نصوصی در خصوص نماز وارد شده که به «اطلاق مقامی» دلالت دارند بر اینکه پوشش هیچیک از وجه، کفین و قدمین در حال نماز واجب نیست.
صحیحه فضیل
عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: «صَلَّتْ فَاطِمَةُ علیها سلام فِي دِرْعٍ وَ خِمَارُهَا عَلَى رَأْسِهَا لَيْسَ عَلَيْهَا أَكْثَرُ مِمَّا وَارَتْ بِهِ شَعْرَهَا وَ أُذُنَيْهَا».[3]
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با یک پیراهن (درع) و مقنعهای (خمار) که بر سر داشتند نماز خواندند و بیش از آنچه مو و گوشهایشان را میپوشاند، پوششی نداشتند. فعل حضرت زهرا (سلام الله علیها)، همچون فعل نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) و سایر ائمه (علیهم السلام)، به اجماع اصحاب و بلکه به ضرورت مذهب، حجت است. لذا اگر ستر وجه واجب بود، میبایست ذکر میشد. همین که حضرت اینگونه نماز خواندند، یعنی این عمل جایز است و کفایت میکند و بر عدم اشتراط ستر وجه دلالت دارد.
صحیحه علی بن جعفر
عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ «أَنَّهُ سَأَلَ أَخَاهُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ علیهما السلام عَنِ الْمَرْأَةِ لَيْسَ لَهَا إِلَّا مِلْحَفَةٌ وَاحِدَةٌ كَيْفَ تُصَلِّي قَالَ تَلْتَفُّ فِيهَا وَ تُغَطِّي رَأْسَهَا وَ تُصَلِّي فَإِنْ خَرَجَتْ رِجْلُهَا وَ لَيْسَ تَقْدِرُ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ».[4]
علی بن جعفر پرسید: زنی که تنها یک «ملحفه» (پارچه بزرگ) دارد، چگونه نماز بخواند؟ فرمودند: خود را در آن بپیچاند و سرش را بپوشاند و نماز بخواند. اگر پایش خارج شد و توانایی پوشاندن آن را نداشت، اشکالی ندارد. ذیل این روایت مفهوم دارد؛ یعنی اگر توان پوشاندن دارد باید بپوشاند. ولکن باید توجه داشت که «قدمان» غیر از «رجل» است. «رجل» به کل پا اطلاق میشود، اما «قدمان» اسم خاص برای کف پا تا مچ است. لذا مفهوم این روایت، شامل وجوب پوشاندن «قدمان» در صورت تمکن نمیشود؛ چرا که در تمام نصوص این باب، «قدمان» به صورت جداگانه ذکر شده و از آن به «رجل» تعبیر نشده است.
وجه دلالت این روایت بر مدعا، «اطلاق مقامی» است. حضرت فرمودند: «تغطی رأسها». سؤال این است: آیا وجه، جزو رأس محسوب میشود؟ خیر. اگر پوشاندن وجه نیز واجب بود، امام میبایست میفرمود: «تغطی رأسها و وجهها». چون نفرمودهاند، این اطلاق مقامی بر عدم وجوب دلالت میکند. امام (علیه السلام) در مقام بیان تمام وظیفه بوده و چون ستر وجه را ذکر نکرده، معلوم میشود که واجب نیست؛ در غیر این صورت، تأخیر بیان از وقت حاجت لازم میآمد. شأن اطلاق مقامی، نفی تکلیف است و در اینجا وجوب ستر وجه را نفی میکند.
صحیحه ابن ابی یعفور
عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام «تُصَلِّي الْمَرْأَةُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ إِزَارٍ وَ دِرْعٍ وَ خِمَارٍ وَ لَا يَضُرُّهَا بِأَنْ تَقَنَّعَ بِالْخِمَار فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَثَوْبَيْنِ تَتَّزِرُ بِأَحَدِهِمَا وَ تَقَنَّعُ بِالْآخَرِ قُلْتُ فَإِنْ كَانَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ لَيْسَ عَلَيْهَا مِقْنَعَةٌ فَقَالَ لَا بَأْسَ إِذَا تَقَنَّعَتْ بِمِلْحَفَةٍ …». [5]
اگر زن سه لباس دارد با سه لباس نماز بخواند. درع همان پیراهن است و ازار مانند دامن است و خمار نیز روسری است که سر را می پوشاند.
اگر فقط دو لباس داشت با یکی سرش را بپوشاند و با دیگری بدنش را. و اگر یک درع و یک ملحفه داشت، باید با ملحفه سرش را بپوشاند و با همان ملحفه، کار مقنعه را انجام دهد.
در اینجا نیز امام نفرمود با ملحفه صورت و سرش را بپوشاند، بلکه فرمود کار مقنعه را انجام دهد. این نیز به اطلاق مقامی، بر عدم وجوب ستر وجه دلالت دارد.
صحیحه محمد بن مسلم
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام مَا تَرَى لِلرَّجُلِ يُصَلِّي فِي قَمِيصٍ وَاحِدٍ فَقَالَ إِذَا كَانَ كَثِيفاً فَلَا بَأْسَ بِهِ وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي فِي الدِّرْعِ وَ الْمِقْنَعَةِ إِذَا كَانَ الدِّرْعُ كَثِيفاً يَعْنِي إِذَا كَانَ سَتِيراً».[6]
این روایت در مورد لزوم ضخیم بودن لباس نمازگزار (زن و مرد) است تا بدننما نباشد و ارتباطی با بحث حاضر ندارد.
صحیحه زراره
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ أَدْنَى مَا تُصَلِّي فِيهِ الْمَرْأَةُ قَالَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ فَتَنْشُرُهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ تَجَلَّلُ بِهَا».[7]
کمترین لباسی که زن میتواند با آن نماز بخواند، پیراهن و ملحفهای است که آن را بر سر خود بیندازد و سر را کاملاً با آن بپوشاند. «تجلل بها» یعنی پوشش سر فراگیر باشد، به گونهای که حتی موی سر را نیز بپوشاند.
**جمعبندی دلالت روایات**
وجه دلالت این روایات، اطلاق مقامی است. الفاظی چون «خمار»، «مقنعه»، «قمیص» و «ازار» در لغت، هر یک پوشاننده بخش خاصی از بدن هستند و هیچکدام ذاتاً وجه، کفین و قدمین را نمیپوشانند. وقتی امام (علیه السلام) در مقام بیان تمام وظیفه زن در نماز، به همین مقدار اکتفا میکند، دلالت دارد بر اینکه پوشاندن این سه موضع واجب نیست. اطلاق، جزو ظواهر خطاب است و «کل ظاهرٍ حجة». اطلاق، چه لفظی و چه مقامی، جزو دلالتهای لفظی و حجت است. بنابراین، این نصوص دلالت دارد بر نفی وجوب ستر وجه، کفین و قدمین و عدم اشتراط آن در صحت نماز.
مسألة ۴
امام راحل فرموده اند:
«يجب على المرأة ستر رقبتها و تحت ذقنها حتى المقدار الذي يرى منه عند اختمارها على الأحوط».[8]
پوشاندن گردن و زیر چانه واجب است. دلیل آن این است که این دو موضع، داخل در معنای «وجه» نیستند. آنچه از وجوب پوشش استثناء شده، «وجه» است. پس وقتی این دو موضع از استثناء خارج شدند، تحت عموم وجوب ستر باقی میمانند. «خرج ما خرج و بقی ما بقی». این مواضع تحت عموم آیه «لا یبدین زینتهن» باقی میمانند. این یک تقریب برای اثبات وجوب است.
دلیل دوم، آیه شریفه «یدنین علیهن من جلابیبهن» است. «جلباب» به معنای پوشش سراسری است که بدن زن را «من قرنها الی قدمها» (از بالای سر تا قدم) میپوشاند. تعبیر «علیهن» نیز به معنای پوششی از بالای سر است که کل بدن را در بر میگیرد. این با سیاق آیه که میفرماید «ذلک ادنی ان یعرفن» (تا به عفاف شناخته شوند)، سازگاری کامل دارد. این پوشش سراسری، قطعاً گردن و زیر چانه را به طریق اولی در بر میگیرد.
دلیل سوم، آیه «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» است. رقبه (گردن) و تحت الذقن (زیر چانه)، از دو حال خارج نیستند: یا ملحق به رأس هستند یا ملحق به جیب (گریبان). شأن «خمار» این است که هم رأس و هم جیب را بپوشاند. بنابراین، این دو موضع قطعاً جزو موضع باطن زینت هستند که خمار باید آن را بپوشاند.
مسألة ۵
امام راحل فرموده اند:
«الأمة و الصبية كالحرة و البالغة إلا أنه لا يجب عليهما ستر الرأس و الشعر و العنق».[9]
در مورد «امه» (کنیز) و «صبیه» (دختربچه نابالغ)، اجماع وجود دارد و مخالفی نیست (بلاخلافٍ) که جایز است در حال نماز، سر را مکشوف بگذارند. در مورد «امه»، روایات مستفیضه نیز علاوه بر اجماع وجود دارد. در مورد «صبیه»، روایتی در دست نیست و دلیل اصلی، اجماع است.
ممکن است اشکال شود که در مورد صبیه نیازی به تمسک به اجماع نیست، زیرا او اصلاً مکلف نیست. «صاحب جواهر» پاسخ داده است که: درست است که صبیه تکلیف ندارد، اما عبادات او «مشروعه» است و برای آنکه عبادتش صحیح باشد و ثواب ببرد، باید واجد شرایط صحت باشد. لذا جا دارد که شارع، پوشش سر را به عنوان یک تکلیف وضعی و شرط صحت برای او قرار دهد. با این وجود، اجماع قائم است بر اینکه این شرط وجود ندارد و همین اجماع جلوی چنین استدلالی را میگیرد. پس نیاز به تمسک به اجماع وجود دارد.
[1] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج14، ص146، أبواب مقدمات النکاح، باب109، ح5، ط الإسلامية.
[2] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج14، ص146، أبواب مقدمات النکاح، باب109، ح2، ط الإسلامية.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص293، أبواب لباس المصلي، باب28، ح1، ط الإسلامية.
[4] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص294، أبواب لباس المصلي، باب28، ح2، ط الإسلامية.
[5] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص295، أبواب لباس المصلي، باب28، ح8، ط الإسلامية.
[6] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص295، أبواب لباس المصلي، باب28، ح7، ط الإسلامية.
[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص295، أبواب لباس المصلي، باب28، ح9، ط الإسلامية.
[8] تحرير الوسيلة(دو جلدى)، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص137.
[9] تحرير الوسيلة(دو جلدى)، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص137.
