چرا تصور دو خدا محال است؟
سوال
در علم کلام با ادله مختلف وجود خداوند متعال ثابت شده .است سؤال بنده این است که چرا تصور دو خدا که مطلقا در تمام اسماء و صفات مساوی باشند محال است؟
پاسخ
به برهان عقلی در علم کلام اثبات گردید که
اولاً خدای متعال صرف الوجود بوده لذا هرگونه دوئیت در ذات اقدس خداوند ممتنع ،است
و ثانیاً دوئیت مورد سؤال عقلاً مستلزم معلول بودن هر یک است و آن نیز ممتنع ،است
و ثالثاً: دوئیت مفروض در صورت تباین کلی مبتنی بر انتزاع مفهوم واحد بسیط از دو شیء متباین بالذات ،است و این محال می.باشد و در صورت اشتراک در جهتی و تمایز در جهت دیگر دوئیت مستلزم این معناست که ذات هر یک دارای مرتبه ای و بخشی از وجود، و فاقد بخشی از آن باشد - که دیگری واجد آن است - ، و این ترکب مستلزم تخلل به عدم در ذات واجب بوده و آن مستحیل است
و رابعاً اجزاء این عالم به هم مرتبط بوده، و محکوم به یک نظام است و همه آنها آثار بهم پیوسته بوده لذا باید مؤثر آنها هم دارای وحدت باشد. علاوه بر اینکه به مقتضای ذات اراده ی دو واجب مستقل در اداره عالم همیشه مطابقت ندارد و در صورت تخالف موجب اخلال و فساد در نظام هستی است.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
سؤال مورد استفتاء معروف به شبهه ی منسوب به ابن کمونه است و این شبهه گرچه قبل از ایشان مطرح بود ولی ایشان آن را تقریر و تکمیل کرد نهایة الحکمة ص ۳۳۹ پاورقی شماره: ۱) حاصل شبهه این است که چه مانع عقلی دارد که دو واجب الوجود دارای ماهیت بسیط متباين بالذات بطور مستقل و در عرض هم وجود داشته باشند؟
و از این شبهه چند جواب داده شده است که عمدهی آنها را مرحوم علامه طباطبایی در کتاب نهاية الحكمة )نهاية الحكمة ص ٣٣٨-٣٤٢) ذکر کرده است.
۱- به برهان عقلی در علم کلام اثبات گردید که ذات واجب الوجود عاری از ماهیت و صرف الوجود.و بسیط محض است؛ لذا هرگونه دونیت در حقیقت وجود خداوند عقلاً محال است. از همین رو شامل وجود همه ی اشیاء عالم بوده و علة العلل همه اسباب وجودی همه ی چیزهاست و این است معنای جملهى معروف بسيط الحقيقة كلُّ الأشياء». بنابر اين ثبوت و وجود دو واجب الوجود در عرض همدیگر عقلاً . ممتنع بوده و ممکن نیست –
۲- دوئیت خداوند – بمعنای وجود دو خدای مستقل از هم که در وجوب وجود مشترک بوده و تميزشان بغیر جهت مشترک باشد – اگر داخل در ذات خداوند ،باشد ترکب در ذاتش لازم می آید. و آن با بساطت ذات اقدس حق منافات دارد و به برهان عقلی امتناع آن ثابت است.
واگر چنانچه خارج از ذات خدای عزوجل ،باشد در این صورت دوئیت ذاتی نبوده و دارای وجود بالعرض است و ناشی از علت باید باشد و اگر آن علت خود ذات باشد اشکال خُلف لازم می آید و به برهان خلف ممتنع است؛
چون فرض این است که ذات جدا و متمیزی – غیر از واجب الوجود اصلی بسیط – وجود ندارد تا علت تمیز ،باشد مگر از همان واجب الوجود واحد ناشی شود که در این صورت این واجب دوم متميز بالغیر بوده غیر از حقیقت واجب الوجود بالذات است و اگر آن علت خود ذات نباشد خارج از ذات واجب باشد لازم میآید آن خدای دیگر مفروض واجب بالغیر باشد. حاصل اینکه در هر سه صورت وجود دو خدای مستقل در عرض هم به برهان خلف . ممتنع است.
۳- وجود دو خدای در عرض هم اگر از هر جهت متباین بالذات ،باشند، باید عقلاً مبتنی بر امکان انتزاع مفهوم واحد از دو وجود متباین بالذات باشد و آن عقلاً ممتنع .است. و اگر از جهتی مشترک و جهت دیگر متمایز باشند، مستلزم تركب در ذات واجب و تخلُّل عدم در ذات خدا بوده، و آن هم مستحیل است.
٤- وحدت نظم و انسجام و بهم پیوستگی اجزای عالم هستی همگی آثار یک مؤثر هستند؛ چون مقتضای وجود دو خدای در عرض هم عقلاً اقتضای تعدد تأثیر و تدبیر را دارد. و این موجب گسستن و پاشیدگی در انسجام و بهم پیوستگی نظام عالم هستی میشود کما اینکه خدای تعالی فرمود:
ولو كان فيهما الهة إلا الله لفسدتا/ (الأنبیاء: ٢٢) در روایاتی از ائمه معصومین همین استدلال یا نظیر آن آمده است مثل روايت هشام بن الحكم – في حديث الزنديق – قال أبو عبد الله علیه السلام: «لا يخلو قولك: إنهما اثنان من أن يكونا قديمين قويين أو يكونا ضعيفين أو يكون أحدهما قويا والآخر ضعيفا، فإن كانا قوتين فلم لا يدفع كل واحد منهما صاحبه ويتفرد بالتدبير …» (الكافي: ج ۱، ص ۸۱۰۸۰، ج ۵)
تاریخ: یکشنبه ۱ ربیع الاول ۱۴۴۵ ه.ق
برابر با: ۲۶ شهریور ماه ۱۴۰۲ ھ.ش
حوزه علمیۀ قم:
علی اکبر سیفی مازندرانی

