فاصله انداختن بین دو نماز

سوال

آیا فاصله انداختن بین نماز ظهر و عصر، و بین نماز مغرب و عشا مستحب است؟ و در صورت استحباب ترک این عمل بگونه ای که موجب اندراس این سنت شود چه حکمی دارد؟

پاسخ

هر یک از ظهرین و عشائین وقت فضیلت دارد. و تداخل زمان دو وقت چون مخالف فضیلت است؛ لذا مراعات وقت فضیلت ظهرین و یا عشائین غالباً مستلزم فاصله بین دو نماز است، ولی فاصله بین ظهرین و عشائین به عنوان مستقل استحباب ندارد.

بلکه ملاک و موضوع استحباب این است که نماز ظهر تا یک برابر سابۀ شاخص پس از سایۀ اوّل ظهر خوانده شود، و نیز نماز عصر بعد از نماز ظهر و پس از امتداد سایۀ شاخص به اندازۀ یک برابر – از ما بعد سایۀ اوّل ظهر – خوانده شود. البته این غیر از فاصله ای است که علمای عامه می گویند.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

فاصله انداختن بین دو نماز ظهر و عصر و یا بین نماز مغرب و عشا و حکم فقهی آن

 

هر یک از دو نماز ظهر و عصر، و نیز مغرب و عشاء یک وقت اختصاصی، و یک وقت مشترک، و یک وقت فضیلت دارد. و این وقت فضیلت استحباب فاصله را به اندازۀ مرز بین دو وقت فضیلت اثبات می کند. البته وقت فضیلت نزد شیعه و سنّی متفاوت است. بنابراین چند حکم بگونه ای موجز باید اشاره شود.

۱- هر یک از ظهرین، عشائین وقت اختصاصی دارد، که انجام نماز دیگر در آن وقت باطل است. وقت اختصاصی ظهر از اول ظهر به اندازۀ یک نماز چهار رکعتی برای حاضر و دو رکعتی برای مسافر است.

و وقت نماز عصر به اندازۀ  یک نماز چهار رکعتی برای حاضر، و دو رکعتی برای مسافر قبل از ذهاب حمره مشرقیه از بالای سر (یعنی وقت اذان مغرب) و و قت نماز مغرب از اول اذان مغرب تا اندازه‌ی زمان یک نماز سه رکعتی مغرب است.

و وقت اختصاصی نماز عشاء به اندازۀ وقت یک نماز چهار رکعتی برای حاضر و دو رکعتی برای مسافر قبل از نصف شب است همانگونه که در جواهر آمده است:

(يختص الظهر من أوله بمقدار أدائها بحيث لا يصح العصر فيه بحال من الأحوال وكذا العصر يختص من آخره بحيث لا يصح الظهر فيه بحال من الأحوال بمقدار أدائها. / ثم قال: «وكذا إذا غربت الشمس دخل وقت المغرب، وتختص من أوله بمقدار ثلاث ركعات… ويختص العشاء من آخر الوقت بمقدار أربع ركعات إن كان حاضرا ، وإلا فركعتين. / جواهر الکلام: ج7، ص ۷۴، ۹۴)

لکن در حدائق این وقت اختصاصی را به مشهور نسبت داده است:

(المشهور بين الأصحاب (رضوان الله عليهم) اختصاص الظهر من أول الوقت بمقدار أدائها ثم اشتراك الوقت بين الفرضين إلى أن يبقى مقدار أداء العصر قبل الغروب فيختص به العصر ، وهكذا في المغرب والعشاء يختص المغرب من أوله بثلاث ركعات ثم يشترك الوقتان إلى أن يبقى من الانتصاف قدر صلاة العشاء فتختص به). / الحدائق الناضرة: ج6، ص100)

البته مخالف مشهور فقط شیخ صدوق ذکر شد و ایشان هم در کتب فقهی اشاره‌ای به مخالفت ندارد، فقط از عنوان باب در کتاب روائی من لایحضره الفقیه استظهار شده است. و این مخالفت به حساب نمی‌آید همانگونه که در حدائق آمده است.

(ونقل عن الصدوق في الفقيه القول باشتراك الوقتين من أول الوقت إلى آخره لنقله الأخبار الدالة على الاشتراك من أول الوقت إلى آخره وعدم نقل ما يخالفها وإلا فإنه لم يصرح بذلك في الكتاب ولو بالإشارة ، وغاية ما يمكن التعلق به في هذه النسبة هو ما ذكرناه وهو لا يخلو من اشكال. / الحدائق الناضرة: ج6، ص100).

و امّا وقت مشترک: مجموع زمان بین دو وقت اختصاصی است که هر دو نماز در آن صحیح است، کما اینکه در جواهر آمده است.

(و أما ما بينهما من الوقت ف‍ـ ( مشترك ) بين الفرضين يصحان معا فيه ، نعم يجب الترتيب بينهما في بعض الأحوال كما ستعرف، كل ذلك على المشهور بين الأصحاب / جواهر الکلام: ج7، ص75).

اما وقت فضیلت نماز ظهر از زمان آغاز زیاد شدن سایۀ شاخص در اول ظهر تا یک برابر آن، و وقت فضیلت نماز عصر زمان آغاز تجاوز سایۀ شاخص از یک برابر آن تا دو برابر است. و وقت فضیلت نماز مغرب از اول اذان – یعنی عبور حمره مشرقیه از بالای سر – تا ناپدید شدن آن در اُفق مغرب است. و وقت فضیلت نماز عشاء از آخر وقت فضیلت مغرب شروع می‌شود.

و این حکم مشهور بین اصحاب و مدلول نصوص مستفیضة می باشد. کما اینکه در جواهر آمده است.

(منتهی فضیلة الظهر المثل، و العصر مثلان للنصوص المستفیضة… ويعلم الزوال الذي قد أنيطت الصلاة به المعبر عنه في الكتاب العزيز  ب‍الدلوك بأمور، أشهرها فتوى ورواية زيادة الظل الحاصل للشاخص بعد نقصانه أو حدوثه بعد عدمه وكيف كان فابتداء التقدير إنما هو من أول الفئ الحادث لا منه ومن الظل الباقي ، بل لم يقل أحد بذلك ، بل عن الخلاف نفي الخلاف في ذلكوللمغرب إلى غيبوبة الشفق ، ودونه إلى الربع ، ودونه إلى الثلث ، ودونه إلى النصف ، وللعشاء من سقوط الشفق إلى الربع ، ودونه الثلث ، ودونه النصف ، والمراد بالشفق الحمرة المغربية ، وليس الضوء والبياض منه ، وإلا لكان إلى ثلث الليل تقريبا. / جواهر الکلام: ج7، ص162، ۹۷، ۱۴۴، ۱۶۸)

بر این اساس پاسخ سؤال این است که: چون وقت فضیلت برای هر نماز از ظهرین و عشائین قرار داده شده است، و خواندن هر یک از دو نماز ظهرین و عشائین در وقت فضیلت مستحب است، غالباً بین هر یک از این دو نماز فاصله است. مگر اینکه قبلی را آخر وقت فضیلتش، و بعدی را اول وقت فضیلتش بخواند که در این صورت فاصله‌ای بینشان نیست.

بنابراین فاصله انداختن بین هر یک از ظهرین و عشائین موضوعیتی برای استحباب ندارد، گرچه خواندن هر کدام در وقت فضیلت خود غالباً مستلزم فاصله است. البته بمقدار فاصله‌ی بین دو وقت فضیلت که از روایات اهل بیت و کلمات فقهای شیعه استفاده می شود، نه آنچه که در فتاوي علمای عامّه آمده است، که به فاصله‌ی چند ساعت بوده و هنگام عصر عرفی است.

ولی همانگونه که گفتیم عنوان فاصله انداختن بین ظهرین و عشائین موضوع استحباب نیست. و اینکه در برخی نصوص به آن امر شده است – مثل  صحیحه ی أبي خدیجة، عن أبي عبدالله علیه السلام، قال: «سأله إنسان وأنا حاضر، فقال: ربما دخلت المسجد وبعض أصحابنا يصلّون العصر وبعضهم يصلي الظهر ، فقال علیه السلام : أنا أمرتهم بهذا؛ لو صلّوا على وقت واحد، عُرِفوا فاُخِذوا برِقابهم». (الوسائل: ب ۷ من أبواب المواقیت، ح3) – از باب تقیه است،

همانگونه که خود روایت صریحاً گویای این معنا است، و نیز دلالت دارد که در نظر علمای عامّه‌ی عهد ائمه علیهم السلام – مثل زمان ما – فاصله انداختن بین ظهرین واجب بود. و در مذهب شیعه نه تنها واجب نیست بلکه همانگونه که گفتیم مقتضای تحقیق این است که فاصله بین ظهرین و عشائین بعنوانه و في نفسه مستحب هم نیست.

ولی صاحب حدائق استحباب جمع بین ظهرین را برای کسی که به نافله مشغول نیست دانسته است. فرمود:

«بقي الكلام في الفضل والاستحباب فهل الأفضل تعجيل العصر بعد الظهر لغير المتنفل وبعد النافلة أو مضي الذراعين لغيره على الخلاف المتقدم أو أن الأفضل تأخيرها إلى مضي المثل الأول ؟ الأشهر الأول ونقل في المدارك عن جمع من الأصحاب أنهم ذهبوا إلى استحباب تأخير العصر إلى أن يخرج وقت فضيلة الظهر وهو المثل أو الأقدام». / الحدائق الناضرة: ج6، ص150)

البته در روایات فوق حد استفاضة (الوسائل: ب32 من أبواب المواقیت، ح2) جمع بین ظهرین و عشائین بدون علت خاص تجویز شده است.

و لسان این نصوص و سیاق آن نفي استحباب جمع است. بلکه در ذیل روایت شهید(قده) از کتاب عبدالله بن سنان عن أبي عبداللهعلیه السلام آمده است که: «إنّما یفعل ذلك اذا کان مستعجلاً. قال: و قالj و تفریقهما أفضل». (الوسائل: ب ۳۲ من أبواب المواقیت، ح7)؛ یعنی لولا التعجیل لم یکن النبی] یجمع بینهما، بل یُفرّق.

و نیز در در ذیل موثقۀ عمار اشاره به افضلیت تفریق في نفسه دارد زیرا که از پیامبر] – در توجیه جمع بین الظهرین و عشائین –  نقل شده است: « ولکن أردت أن اُوَسِّع علی اُمتي» (الوسائل: ب32 من أبواب المواقیت، ح2)؛ یعنی لولا التوسعة علی الاُمّة کان التفریق أفضل. و إن کان الجمع جائزاً توسعةً و تسهیلاً علی الاُمة. لکن این تفریق و فاصل انداختن بین ظهرین و عشائین به همان معناست که گفتیم.

واما روایت از أمیرالمؤمنین علیه السللام: «الجمع بین الصلاتین یزید في الرزق»،(الخصال: ج2، ص ۵۰۵، ح2) علاوه بر ضعف سند، دلالت آن محل اشکال است؛ چون زیادی رزق وعدۀ ثواب آخرت نیست تا مشمول قاعدۀ تسامح و استحباب یا فقط ثواب را اثبات کند.

بنابراین فاصله انداختن و تفریق بین ظهرین و عشائبن از جهت مراعات فقط فضیلت و استحباب دارد؛ چه اینکه نمازگذار به نافله مشغول شود یا خیر. و نسبت تفصیل به أشهر در حدائق ثابت نیست، بلکه از مجموع اقوال معلوم می شود: معروف و مشهور همان است که ما بیان کردیم.

و اما ترک مستحب بگونه ای که موجب اندراس سنت شود حرام است؛ لذا هر کس که به تحقق موضوع اندراس سنت علم پیدا کرد بر او واجب است که خود با بیان  یا انجام عمل مانع اندراس آن شود، و دیگران را به آن امر کند؛ چون با انجام یک نفر سنت از اندراس خارج نمی شود.

به عبارت دیگر: جلوگیری از اندراس سنة النبي و اهل البیت در این فرض بر همۀ مؤمنین واجب کفائی است، تا آن مستحب از اندراس خارج شود؛ چون حفظ سنت از اندراس واجب کفائی است.

تاریخ: ۲۶ محرم الحرام، 1442ھ.ق

برابر با: شنبه ۱۳ شهریور ماه ۱۴۰۰ ھ.ش

حوزه علمیۀ قم:

علی اکبر سیفی مازندرانی

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا