بیدار کردن برای نماز

سوال

بیدار کردن دیگران اعم از میهمان و همسایه و غیره برای نماز واجب چگونه است، آیا شرعاً اشکال دارد؟ و آیا این عمل بین اولاد، همسر و غیر ایشان فرقی دارد؟ و اگر بیدار کردن اشکال داشته باشد، حکم پخش اذان از بلندگوها چگونه است؟

پاسخ

بیدار کردن فرد خوابیده برای نماز، مستحب نیست چه رسد به وجوب، زیرا شخص خواب تکلیف ندارد. اگر بیدار کردن باعث اذیت شود، حرام است. اما اگر شخص از روی بی‌اعتنایی به نماز عمداً خوابیده باشد مانند: پرخوری و دیر خوابیدن، بیدار کردن او به‌عنوان نهی از منکر واجب می‌شود. همچنین اگر فردی از دیگری درخواست کند که او را برای نماز بیدار کند، بیدار کردنش مستحب است و در صورت وعده دادن، وفای به وعده واجب است. بیدار کردن فرزند برای تربیت و عادت دادن به نماز نیز استحباب دارد. پخش اذان واجب کفایی است، مشروط بر اینکه ترک آن باعث ضعف در دین و مذهب شود.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

بررسی حکم فقهی بیدار کردن برای نماز

حکم بیدار کردن انسان برای نماز

بیدار کردن کسی که در خواب است برای ادای فریضۀ نماز اساساً واجب بلکه مستحب هم نیست -حتی اگر او را بیدار نکند نماز قضاء شود-؛ چون انسان در حال خواب هیچ تکلیفی حتی استحبابی ندارد؛ زیرا امری -حتی استحبابی- به بیدار کردن انسان در حال خواب برای خواندن نماز وارد نشده است.

بررسی شواهد روایی بر بیدار کردن برای نماز

البته در روایت علی بن جعفر از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام آمده است، که فرمود: «إنّ عليَّ بن أبي طالب علیه السلام خرج یوقظ الناس لصلاة الصبح».[1]و نیز در حدیث مناهي النبي صلی الله علیه و آلهه آمده است که: «نهی صلی الله علیه و آله عن سبّ الدیك و قال صلی الله علیه و آله إنّه یوقِظ للصلاة…».[2]

ولی روایت اول دلالت بر ماضی استمراری و جریان سنت ندارد و بر فرض اینکه مقصود استمرار باشد، ظاهرش این است که حضرت افرادی را که در مسجد خوابیده بودند بیدار کرد، و یکی از آنان در آن شب ابن ملجم (علیه اللعنة) بود که در مسجد خوابیده بود. و احتمال خصوصیت در مسجد وجود دارد؛ زیرا که مسجد برای نماز بنا شده است و هنگام ادای فریضۀ نماز خوابیدن در مسجد بی احترامی به مسجد و نمازگذاران است. و نمی شود آن را با انسانی که در منزل خود خوابیده است قیاس کرد.

و اما روایت دوّم -علاوه بر ضعف سند- موردش بیدار کردن انسان از خواب توسط خروس است، و آن با بیدارکردن انسان قابل قیاس نیست چون هر کدام خصوصیت خود را دارد.

اذیت و آزار مؤمن در هنگام بیدار کردن

بلکه اگر بیدار کردن انسان در حال خواب موجب آزار و اذیت او شود حرام است؛ چون آزار مؤمن به اتفاق نصّ و فتوی حرام است. و مرجع در تشخیص صدق اذیت و آزار نظر عرف عام است؛ چون از عناوین عرفیۀ محضه است، و قصد در تحقق این عنوان دخیل نیست؛ یعنی ممکن است شخص بیدار کننده قصد اذیت نداشته باشد، و فقط برای اینکه آن شخص در حال خواب از نماز محروم نشود او را بیدار کند، ولی کیفیت بیدار کردن با وضعیت خاصی از نظر عرف مصداق آزار و اذیت بوده باشد.

وظیفه نهی از منکر در صورت بی‌اعتنایی به نماز

مگر اینکه از روی بی اعتنائی به نماز با علم به اینکه -اگر شب دیر بخوابد، یا پر خوری کند، و یا در هر صورت دیگر- برای نماز صبح بیدار نمی شود، بدون مراعات و از روی بی‌اعتنائی با چنین وضعیت بخوابد، در این صورت مشمول قاعدۀ: «الامتناع بالاختیار لاینافي الاختیار» می شود، و از باب نهی از منکر باید او را بیدار کرد چون خواب او با این وضعیت در حکم عمد است.

بیدار کردن به درخواست شخص و وفای به وعده

البته در صورتی که خود شخص قبل از خواب از کسی درخواست کند که او را برای نماز بیدار کند اجابت او و بیدار کردنش از خواب برای نماز در این صورت مستحب است؛ چرا که قضاء حاجت مؤمن است، ولی واجب نیست، مگر اینکه به آن شخص وعده بدهد که او را از خواب بیدار کند، که از نظر مشهور فقهاء وفای به وعدۀ ابتدائی مستحب است، ولی از نظر ما واجب است. و از این موضوع به گونۀ مستدل و مبسوط در کتاب «اضواءُ الفقاهة»[3] بحث کرده ایم. بنا بر این اگر شخصی به کسی وعده بدهد که برای نماز او را از خواب بیدار کند، واجب است.

بیدار کردن فرزند برای تربیت نماز

و نیز اگر پدر برای تربیت فرزند نا بالغ خود را جهت عادت دادن به نماز بیدار کند استحباب دارد؛ چون اطلاقات نصوص امر به پدر برای تمرین و عادت دادن فرزند خردسال، حتی تنبیه بدنی او برای خواندن نماز -در صورت توقف وادار کردن بچه به نماز بر زدن او-بعید نیست شامل بیدار کردن او از خواب برای نماز بشود. و اما آیۀ: «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا» [4] ظهور در حال بیداری اهل و عیال دارد؛ چون در حال خواب تکلیف ندارند. مگر اینکه علم به رضایت آنان داشته و اذیت و آزار نشوند.

پخش اذان به عنوان یکی از شعائر دین

و اما پخش اذان از مأذنه؛ چون از شعائر است -در صورتی که ترک آن موجب وهن مذهب و کمرنگ شدن فریضۀ نماز و سستی مؤمنین در اهتمام به اقامۀ آن شود-، با صوت متعارف و مناسب اعلان واجب کفائی است، و اگر همه آن را ترک کنند -به گونه‏‌ای که موجب وهن دین و مذهب یا اندارس سنت نبی و فراموشی آن بین جامعۀ مؤمنین شود- همگی دچار معصیت می شوند؛ زیرا اقامه شعائر دین در اینصورت واجب است.

[1]– قرب الإسناد: ص ۱۴۳، ص ح ۵۱۵.

[2]– الفقیه: ج ۴، ص ۸۵ / الأمالی للصدوق: ص ۵۱۰.

[3]– أضواء الفقاهة: الحلقلة الاُولی في فقه العبادة.

[4]– طه: ۱۳۲.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا