آیا بخل گناه است؟ تفاوت بخل حرام و مکروه در اسلام
آیا بخل گناه است و هر نوع خساستی در زندگی ما را دچار عذاب الهی میکند؟ این سؤال یکی از پرتکرارترین دغدغههای مؤمنانی است که میخواهند مرز بین صرفهجویی و خساستِ حرام را بشناسند. در این پرسش و پاسخ، به طور دقیق و بر اساس آیات و روایات بررسی شده است که چه زمانی بخل ورزیدن تبدیل به یک گناه کبیره میشود تا با شناخت احکام آن، از عواقب این صفت در امان بمانیم.
سوال
آیا بخل گناه است؟چه نوع بخلی گناه محسوب میشود؟
با توجه به آیات و روایات نهی از بخل، آیا هر بُخلی گناه است یا فقط بخلی که مانع از ادای واجبات مالی مانند زکات یا خمس و امثال آن شود گناه است؟
پاسخ
صفت بُخل مذموم و از صفات رذیله است و با سلامت قلب و تزکیهی نفس در تضاد است. و به معنای خود داری از انفاق مال شایستهی انفاق است. و خودداری از انفاق مالی که پرداخت آن واجب است حرام می باشد. و اما مالی که پرداخت آن واجب نباشد خود داری از انفاق آن حرام نیست، گرچه داخل در عنوان بخل بوده و در شرع مقدس مذموم و مکروه است.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
بخل در لغت به معنای صفت سختی اعطاء و بخشش، و بازداشتن و حبس آنچه از اموال و طعام که شایسته و بایستهی بذل است و خودداری از بذل و بخشش آن، و نیز منع از دفع زکات واجب بر اثر دشواری و مشقت طبع بوده، و ضد صفت جود میباشد.
همانگونه که شیخ طوسی رحمه الله در کتاب تفسیر تبیان[1] و راغب در مفردات و همهی اهل لغت گفتهاند. و در آیات بسیاری نیز به همین معنا آمده است و مورد مذمت و تهدید به عذاب آخرت قرارگرفته است. خدای تعالی فرمود: «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى * وَ ما يُغْني عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى»[2] و «ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ».[3]
و در مواردی که انفاق و پرداخت مال واجب باشد – مانند زکات و خمس و نفقهی واجبه و هر واجب مالی دیگر – خودداری از انفاق و پرداخت آن حرام و معصیت است.
و آیهی: «الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهيناً»[4] «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَة»[5] بر همین معنا دلالت دارد، بلکه این آیه دلالت دارد که بُخل از اداء واجب مالی از گناهان کبیره است؛ چون با وعدهی صریح عذاب آخرت، مشمول کبرای: «ما أوعد الله علیه النار في کتابه» میشود. وتقیید «مابخلوا» به واجب مالی به قرینهی روایات مفسّره است.
و روایاتی دلالت بر این معنا دارد، مانند:
۱- صحیحه محمد بن مسلم، عن أبي عبدالله علیه السلام، قال: «سألت أبا عبد اللّه علیه السلام عن قول اللّه سَيُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ فقال: يا محمّد ما من أحد يمنع من زكاة ماله شيئا إلّا جعل اللّه له ذلك يوم القيمة ثعباناً من نار مطوّقاً في عنقه ينهش من لحمه حتّى يفرغ من الحساب، ثمّ قال علیه السلام: هو قول اللّه “سَيُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ”؛ يعني ما بخلوا به من الزكاة».
۲- صحیحه حریز عن أبي عبدالله علیه السلام قال:
«مَا مِنْ ذِي مَالٍ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعٍ قَرْقَرٍ وَ سَلَّطَ عَلَيْهِ شُجَاعاً أَقْرَعَ يُرِيدُهُ وَ هُوَ يَحِيدُ عَنْهُ فَإِذَا رَأَى أَنَّهُ لَا مَخْلَصَ لَهُ مِنْهُ أَمْكَنَهُ مِنْ يَدِهِ فَقَضِمَهَا كَمَا يُقْضَمُ الْفُجْلُ[6]ثُمَّ يَصِيرُ طَوْقاً فِي عُنُقِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ إِبِلٍ أَوْ غَنَمٍ أَوْ بَقَرٍ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعٍ قَرْقَرٍ يَطَؤُهُ كُلُّ ذَاتِ ظِلْفٍ بِظِلْفِهَا وَ يَنْهَشُهُ كُلُّ ذَاتِ نَابٍ بِنَابِهَا وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ نَخْلٍ أَوْ كَرْمٍ أَوْ زَرْعٍ يَمْنَعُ زَكَاتَهَا إِلَّا طَوَّقَهُ اللَّهُ رَيْعَةَ أَرْضِهِ إِلَى سَبْعِ أَرَضِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».[7]
تعبیر «کما یقضم الفُجل»؛ یعنی: مانند تربچه گاز زده میشود، و تعبیر «بِقَاعٍ قَرْقَرٍ» یعنی: زمین صاف، این دو روایت تفسیر آیهی فوق الذکر بوده و مراد از آن را بیان میکند. و مقصود حضرت تفسیر بخل حرام است که در آیهی شریفه مقصود است. و روایات در این باره مستفیضه است.[8]
و اما روایت: «البخیل من بخل بما افترض الله علیه» و «لیس البخیل من أدّی الزکاة المفروضة من ماله»[9] علاوه بر ضعف سند اول به احمد بن سلیمان، و ضعف سند دوم به أبي جمیلة – مفضل بن صالح – قابل حمل بر بخیل بالبخل الحرام است.
ولی مواردی که انفاق مال واجب نیست خودداری از انفاق و ترک آن حرام نیست. گرچه بر حسب لغت و اصطلاح روایات بر آن عنوان بخل اطلاق میشود. و در کلمات فقهاء نیز همین تفصیل آمده است. شهید در مسالک میفرماید:
«الأخبار الواردة في هذا المعنى كثيرة، و الآية و إن كانت عامّة في الظاهر بالبخل مطلقا، إلّا أنّها مخصوصة بالبخل في إخراج الزكاة الواجبة كما يعلم من ظاهر الأخبار المبيّنة لها … و الأخبار في ذلك كثيرة. و لأنّ تارك التفضّل لو عدّ بخيلا لم يتخلّص الإنسان من البخل إلّا بإخراج جميع المال، و في حكم الزكاة سائر المصارف الواجبة، كالإنفاق على النفس و على الأقربين الّذين يلزم مؤنتهم».[10] و همچنین مرحوم آیت الله خوئی میفرماید: «الصفة (البخل) مذمومة جداً، ولکن العمل بها لیس بحرام ما لو یوجب ترك واجب أو فعل حرام».[11]
[1]– التبیان في تفسیر القرآن: ج ۳، ص ۱۹۶.
[2]– اللیل: ۸-۱۱.
[3]– محمد: ۳۸.
[4]– النساء: ۳۷.
[5]– آل عمران: ۱۸۰.
[6] – قاع قرقر: الأرض المستوية. و يحيد أي يتنفر. و القضم: كسر الشيء بأطراف الأسنان.
[7]– الوسائل: کتاب الزکاة، باب تحریم منع الزکاة، ح ۱.
[8]– تفسیر البرهان: ج2، ص ۲۹۴.
[9]– الوسائل: ب5 من أبواب ما تُجب فیه الزکاة، ح2، ۳، ۴.
[10]– مسالك الأفهام: ج ۲، ص ۷۰.
[11]– صراط النجاة للسید الخویي: ج ۳، ص298.
توضیحات تکمیلی و مفاهیم مرتبط حکم شرعی بخل
در فقه شیعه، «گناه بخل» تنها زمانی محقق میشود که فرد از «انفاق مال» در مواردی که شرع مقدس بر او واجب کرده است، امتناع ورزد. به عبارت سادهتر، «حکم شرعی بخل» به دو دسته تقسیم میشود: بخل حرام و بخل مکروه. اگر شخصی از «پرداخت زکات و خمس» یا نفقهی واجب همسر و فرزندان خود به دلیل خساست خودداری کند، مرتکب گناه کبیره شده است.
اما در نقطه مقابل، اگر فردی در هزینههای غیرضروری یا کمکهای مستحب خساست به خرج دهد، با وجود اینکه «بخل در اسلام» از صفات رذیله (ناپسند) شمرده شده و مانع از تزکیه نفس میشود، اما این عمل یک فعل حرام محسوب نمیشود. درک این مرز ظریف فقهی به ما کمک میکند تا ضمن تلاش برای دوری از این صفت ناپسند اخلاقی، درگیر وسواسهای فکری در خصوص واجبات مالی خود نشویم.

