دعا در سجده آخر نماز

سوال

گفته می شود که ادعیه ی معروفی که در سجده ی آخر نمازهای واجب یومیه خوانده می شود ـ مانند: «اللهم إنّی أسألك الراحة عند الموت...» و «یا ولي العافیة» و «یا من له الدنیا و الآخرة» دارای سند معتبری نیست. لطفاً‌ بفرمایید أوّلاً: در سجده ی آخر، دعای خاصی واجب است خوانده شود یا هر دعائی جائز است؟ و در صورت أوّل چه دعائی در سجده ی آخر جائز است؟

پاسخ

دعای خاصی برای بعد از ذکر سجده ی آخر نمازهای واجب یومیه ثابت نیست، بلکه وارد نگردیده است . ولی در حال سجده ی هر نماز یومیه ی فريضة و نافلة برخی ادعيه و نیز أمر به مطلق دعاء وارد گردید. ولی دعا برای امور معنوی و اخروى أفضل بوده،‌ بلکه دعا برای حوائج دنیوی مکروه است.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

بررسی فقهی دعا در سجده آخر نماز

دعا بعد از ذکر سجده آخر نمازهای واجب یومیه

روایت خاصی ـ که دلالت بر سفارش و ترغیب به دعای خاص، بلکه حتی مطلق دعاء داشته باشد – برای خصوص سجده ی اخیر نمازهای واجب یومیه وارد نگردیده است. گرچه برای سجده ی آخر دو ركعت اوّل نافله ی شب در معتبره ی یونس بن عمار (الوسائل : ب ۵۵ من ابواب الدعاء، ح۱) دعای خاصی برای دفع خطر دشمن وارد گردید.

جواز و استحباب دعا در حال سجده

و مقتضای قاعدة توقیفی بودن دعا در حال نماز است چون نماز با تمام اجزائش عبادت مخترعه ی توقیفیه است. مگر اینکه روایت معتبر دلالت بر مشروعیت مطلق دعاء داشته باشد و یا دعای خاصی در جزئی از اجزاء نماز وارد شده باشد. البته در قنوت و حال سجدہ روایات  معتبر دالّ بر استحباب مطلق دعاء و نیز برخی ادعية خاصه وارد گردیده است؛

لذا بدلیل این روایات خاصّه استحباب مطلق دعاء و نیز خصوص أدعیه ی مأثوره در حال قنوت و نیز در حال سجده ی نماز های واجب و نافله ی یومیه بلکه استحباب مطلق دعاء در حال مطلق سجده، ثابت می شود. بلکه جواز مطلق دعاء در همه ی حالات نماز نیز مورد اتّفاق أصحاب است، بلکه در جواهر (جواهر الکلام: ج۱۱، ص ۱۱۹) تحقّق إجماع محصّل و منقول را بر ثبوت این جواز ادّعا کرده است.

ادعیه مأثوره در حال قنوت

اما در قنوت : صحیحه ی اسماعيل بن الفضل، قال: « قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه ع  عَنِ الْقُنُوتِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ فَقَالَ مَا قَضَى اللَّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَ لَا أَعْلَمُ فِيهِ شَيْئاً مُوَقَّتاً.» (الوسائل: ب ٩ من ابواب القنوت، ح۱) به مقتضای اطلاق دلالت بر استحباب مطلق دعاء در حال قنوت نماز واجب و نافله دارد و نیز مورد اتفاق اصحاب است.

صاحب حدائق می گوید: « ولیس فیه شیء معیّن و یجوز الدعاء بما سنح للدنیا و الدین، الّا أنّ الاتیان بالمأثور أفضل ». (الحدائق الناضرة: ج۸، ص۳۶۶) و از جمله ی أدعیه ی مأثوره در حال قنوت، کلمات فرج است، بلکه مشهور بین فقهاء‌أفضل بین أدعیه ی مأثوره در قنوت کلمات فرج است؛ یعنی ذکر « لا إله إلّا الله الحلیم الکریم تا آخر » ؛ چون در روایات و کلمات فقهاء از این ذکر به کلمات فرج یاد شده است. و نیز ادعیه ی مأثوره ی دیگری روایت گردیده است که در جواهر و حدائق آمده است. (الحدائق الناضرة: ج۸، ص۳۶۶ ـ ۳۶۹ / جواهر الکلام: ج۱۰، ص ۳۶۳ ـ ۳۶۶ )

روایات در مورد دعا در سجده

و اما در سجده روایات زیادی دلالت بر این معنی دارد.

۱ـ رواية عبد الرحمان بن سیّابة، قال: «أدعو وأنا ساجد؟ قال : نعم ، فادع للدنيا والآخرة ، فإنّه ربّ الدنيا والآخرة». (الوسائل: ب ۱۷ من أبواب السجود، ح۲)

اعتبار سند این روایت بعید نیست چون تمام راویان واقع در سند آن از ثقات مسلّم  هستند غیر از عبد الرحمان بن سیّابة ولی ایشان ۳۷ روایت دارد. و هیچگونه ذمّی درباره ی ایشان وارد نشده است، بلکه برخی روایات دلالت بر تدیّن ایشان دارد

وجه دلالت اینکه: كلام سائل: «أدعوا و أنا ساجد» به اطلاق شامل سجده ی نماز فریضه می شود و نیز به اطلاق شامل سجده ی اخير فريضه میشود.
۲ـ خبر عبد الله بن هلال، قال: «شكوت إلى أبي عبد الله ع تفرّق أموالنا وما دخل علينا، فقالع: عليك بالدعاء وأنت ساجد ، فإنّ أقرب ما يكون العبد إلى الله وهو ساجد، قال : قلت: فأدعو في الفريضة وأُسمّي حاجتي؟ فقال? : نعم ، قد فعل ذلك رسول الله ص  ، فدعا على قوم بأسمائهم وأسماء آبائهم، وفعله عليٌّ ع بعده». (الوسائل: ب ۱۷ من أبواب السجود، ح۳) این روایت نیز دلالت روشن بر جواز دعاء در حال سجده ی فريضه دارد.

۳ـ صحیحه ی زيد الشحّام ، عن أبي جعفر ع قال: «ادع في طلب الرزق في المكتوبة و أنت ساجد : يا خير المسؤولين ، ويا خير المعطين ، ارزقني وارزق عيالي من فضلك ، فإنّك ذو الفضل العظيم». (الوسائل: ب ۱۷ من أبواب السجود، ح۴)

اين صحيحه بظهور صیغه ی أمر در «اُدعُ» دلالت بر جواز دعاء در حال سجده ی نماز واجب دارد ، ولی استفاده ی استحباب از آن مشکل است؛ چون این امر در موضع توهم حظر وارد گردیده است.

روایاتی درباره کراهت دعا در سجده برای حوائج دنیوی

گرچه از برخی روایات کراهت دعاء در حال سجده برای حوائج دنیوی استفاده می شود . مانند صحیحه ی محمد بن مسلم ، قال: «صلّى بنا أبو بصير في طريق مكّة فقال وهو ساجد وقد كانت ضلّت ناقة لجمّالهم  : اللهمّ ردّ على فلان ناقته. قال محمّد : فدخلت على أبي عبد الله ع فأخبرته ، فقال ع : وفعل؟! ، فقلت : نعم.  قال ع : وفعل؟! قلت : نعم ، قال : فسكت ع، قلت : فاُعيد الصلاة؟ قال ع: لا». (الوسائل: ب ۱۷ من أبواب السجود، ح۱) وجه دلالت بر کراهت: تکرار استفهام تعجّبی امام ع است. و روشن است که کراهت منافات با صحت نماز ندارد.

و نیز روایت علی بن جعفر عن أخیه موسى بن جعفر ع ، قال:« سألته عن الرجل يقول في صلاته : اللهمّ ردّ عليّ مالي وولدي ، هل يقطع ذلك صلاته؟ قال : لا يفعل ذلك أحبّ إليّ». (الوسائل: ب ۱۷ من أبواب السجود، ح۵) این روایت دلالت روشن بر کراهت دعاء برای حوائج دنیوی در حال سجده ی نماز واجب دارد.

این دو روایت که افاده ی کراهت می کند محمول بر قلّت ثواب یا کراهت در بعضی حوائج دنیوی است که در نصّ آمده است؛ چون اطلاقات سفارش و امر به دعاء برای دنیا و آخرت در نصوص آمده است، ولی اصل کراهت دعاء برای طلب حوائج دنیوی در حال سجده ی نماز في الجمله به این دو روایت ثابت می شود.

۴ـ‌ صحیحه ی أبي عبیدة الحذّاء، قال: «سمعت أبا جعفر ع يقول وهو ساجد : أسألك بحقّ حبيبك محمّد صلى‌الله‌عليه‌وآله إلاّ بدّلت سيّئاتي حسنات ، وحاسبتني حساباً يسيراً ، ثمّ قال في الثانية : أسألك بحقّ حبيبك محمّد صلى‌الله‌عليه‌وآله إلاّ كفيتني مؤنة الدنيا وكلّ هول دون الجّنة ، وقال في الثالثة : أسألك بحقّ حبيبك محمّد صلى‌الله‌عليه‌وآله لما غفرت لي الكثيرمن الذنوب والقليل ، وقبلت من عملي اليسير ، ثمّ قال في الرابعة : أسألك بحقّ حبيبك محمّد صلى‌الله‌عليه‌وآله لمّا أدخلتني الجنّة وجعلتني من سكّانها ، ولمّا نجيتني من سفعات النار برحمتك ، وصلّى الله على محمد وآله». (الوسائل: ب ۲ من أبواب السجود، ح۲)

قوله ع : «و هو ساجد» به مقتضای اطلاق شامل سجده ی فریضه ی صبح می شود؛ چون دارای چهار سجده است، کما اینکه شامل نماز های نافله ی شب و روز می شود.

۵ ـ صحیحه ی جميل بن درّاج ، عن أبي عبد الله عليه‌السلام قال: « أقرب ما يكون العبد من ربه إذا دعا ربه وهو ساجد ، فأي شيء تقول إذا سجدت؟ قلت: علمني جعلت فداك ما أقول؟ قال : قل : يا ربّ الأرباب ، ويا ملك الملوك ، ويا سيّد السادات ، ويا جبّار الجبابرة ، ويا إله الآلهة ، صلّ على محمّد وآل محمّد ، وافعل بي كذا وكذا ، ثمّ قل : فإنّي عبدك ناصيتي بيدك، ثمّ ادع بما شئت و سله فإنّه جواد ولا يتعاظمه شيء ». (الوسائل: ب ۲ من أبواب السجود، ح۳) این روایت بی تردید به اطلاق صدر شامل سجده نماز واجب می شود؛ چون وجهی برای اختصاص آن به سجده ی نماز نافله ندارد.

۶ ـ موثقة إسحاق بن عمّار ، عن أبي عبدالله عليه‌السلام ـ في حديث ـ أنّه سمع أباه يقول في سجوده : « سبحانك اللهّم ، أنت ربّي حقّاً حقّاً ، سجدت لك يا ربّ تعبّداً ورقّاً ، اللهمّ إنّ عملي ضعيف فضاعفه لي ، اللهمّ قني عذابك يوم تبعث عبادك ، وتب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم ». (الوسائل: ب ۲ من أبواب السجود، ح۴)

۷ـ صحیحة الحلبي ، عن أبي عبد الله ع قال: « إذا سجدت فكبّر وقل : اللهمّ لك سجدت ، وبك آمنت ، ولك أسلمت ، وعليك توكّلت ، وأنت ربّي ، سجد وجهي للذي خلقه ، وشقّ سمعه وبصره ، الحمد لله ربّ العالمين ، تبارك الله أحسن الخالقين ، ثمّ قل : سبحان ربّي الأعلى (وبحمده) ، ثلاث مرّات ، فاذا رفعت رأسك فقل بين السجدتين : اللهم اغفر لي ، وارحمني ، واجبرني ، وادفع عنّي  ، إنّي لما أنزلت إليّ من خير فقير ، تبارك الله ربّ العالمين ». (الوسائل: ب ۲ من أبواب السجود، ح۱)

آیا در روایات از تغییر دعای مأثور نهی شده است؟

ولی این روایات دلالت بر ورود دعاهای خاص با الفاظ مخصوص در حال سجده ی نماز دارد و ممکن است گفته شود چون دعاء مثل هر جزء دیگر نماز توقیفی است؛ لذا خواندن هر دعائی جائز نبوده و لا اقل خلاف احتیاط است؛ چون باید یقین به فراغ ذمه از تکلیف به فریضه ی نماز با امتثال امر وجوبی نماز حاصل شود. و با فعل محتمل الاخلال – يعنى خواندن دعای غیر وارد – یقین به فراغ ذمّه حاصل نمی شود، با اینکه در برخی روایات از دعای غیر وارد یا تغییر دعای وارد نهي شده است ،

مانند: روایت عبد الله بن سنان، قال: « قال ابو عبد الله ع : سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى وَ لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ قُلْتُ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ قَالَ يَقُولُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقُلْتُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ لَكَ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ‌ ». (کمال الدین و تمام النعمة للصدوق: ص ۳۵۱ ـ‌ ۳۵۲، ح۴۹)

این روایت به وضوح دلالت بر نهی از تغییر دعای مأثور دارد . ولی این روایت أوّلاً: ناظر به صورت تغییر متن دعای مأثور با قصد ورود است. و ثانیاً:‌ به سبب وقوع جعفر بن محمد بن مسعود، و جبرئیل بن احمد در سند ضعیف است. علاوه بر اینکه در روایات مطلق دعاء در حال سجده ی نماز یا غیر آن برای دنیا و آخرت مورد سفارش و امر واقع شده است. مثل روایت قریب به اعتبار عبدالرحمان بن سيّابة ، و عبد الله بن هلال (الوسائل : ب ۱۷ من ابواب السجود ، ح۲ و ۳ ) که قبلاً نقل گردید.

نتیجه گیری

حاصل اینکه:‌ روایت خاصی برای دعا در حال سجده ی آخر فریضه مشاهده نکرده ام. ولی مطلقات امر به دعا در حال سجده، حتى سجده ی فريضه – مانند روایت عبد الله بن هلال ـ‌ برای اثبات مطلوب کافی است ، کما اینکه در ریاض در بیان مستحبات سجده چنین آمده است: « و أن یدعوا … بالمأثور و غیره ». (ریاض المسائل: ج۳، ص۴۵۶) و این مورد اتفاق نص و فتوی می باشد.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا