تسریع در دفن میت و بررسی فقهی آن
سوال
با توجه به اینکه اصل در اسلام تسریع دفن میت است و روایاتی هم در این باره وجود دارد، به نظر حضرت عالی آیا عدم دفن پیکر شهدا یا علما در اولین فرصت و برگزاری چندبارۀ مجلس وداع، یا یادبود، و یا مراسم تشییع، با روایات منافات ندارد و موجب بدعت نمیشود؟ آیا مستحب نیست پیکر ایشان را به سرعت دفن کرد و دیگران برای بزرگداشت و تعظیم بر سر مزار ایشان گردهم آیند؟ مستند این تشییع یا وداع چندباره چیست؟
پاسخ
تسریع در تجهیز و دفن میت مؤمن مستحب است، مگر اینکه شک در تحقق مرگ او شود، و احتمال زنده بودنش باشد، و یا اینکه عنوان واجب، یا مستحب أهم – مانند: دفع فتنه، و یا تقویت کیان نظام اسلامی، و یا تعظیم شعائر دین - بر آن عارض میشود.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
پرسش فقهی در باب عبادات با موضوع حکم تسریع در دفن میت
استحباب تعجیل و شتاب در دفن میت و تجهیز آن در روایات
در نصوص مستفیضة امر به سرعت در تجهیز و دفن میت شده است.
عمده ی این روایات عبارتند از:
۱- خبر جابر عن أبی جعفر(ع)، قال: «قال رسول الله(ص): يا معشر الناس! لا أَلْقَيَنَّ ( أَلْفَيَنَّ ) رجلاً مات له ميت ليلاً فانتُظِرَ به الصبحَ ولا رجلا مات له ميت نهارا فانتُظِرَ به الليلَ، لا تنتظروا بموتاكم طلوع الشمس و لا غروبها ، عجِّلوا بهم إلى مضاجعهم يرحمكم الله . قال الناس : وأنت يا رسول الله يرحمك الله». (الوسائل: ب ۴۷ من أبواب الاحتضار، ح1). در ذیل روایت، استرحام متقابل مردم برای رسول خدا(ص)، از باب توقیر است.
۲- همان خبر جابر – با همان مضمون ولی تفاوت در لفظ: «قال قلت لأبي جعفر(ع) إذا حضرت الصلاة على الجنازة في وقت مكتوبة فبأيهما أبدأ ؟ فقال عجل الميت إلى قبره إلا أن تخاف أن يفوت وقت الفريضة ، ولا تنتظر بالصلاة على الجنازة طلوع الشمس ولا غروبها».(الوسائل: ب ۴۷ من أبواب الاحتضار، ح4). البته در سند این دو روایت، عمرو بن شمر و محمد بن سالم واقع شدهاند و هر دوی ایشان ضعیف هستند؛ لذا سند هر دو روایت ضعیف است.
۳- خبر سکونی، عن أبی عبدالله(ع)، قال: «قال رسول الله(ص) إذا مات الميت أول النهار فلا يقيل إلا في قبره».(الوسائل: ب ۴۷ من أبواب الاحتضار، ح5). این روایت نیز ضعیف السند است؛ چون در سندش موسی بن عیسی واقع گردیده است، و او مجهول الحال و ضعیف میباشد.
۴- مرسل عبدالله بن المغیرة، عن بعض أصحابنا، عن عیص، عن أبي عبدالله، عن أبیه(ع) ،قال: «إذا مات المیت فخُذ في جَهازه و عجّله».(الوسائل: ب ۴۷ من أبواب الاحتضار، ح6). این روایت نیز مرسل و ضعیف است.
۵- مرسل صدوق، قال: «قال رسول الله(ص): کرامة المیت تعجیله». (الوسائل: ب ۴۷ من أبواب الاحتضار، ح7). این روایت نیز بدلیل ارسال ضعیف است، گرچه از جوازم مرسلات صدوق است، ولی علی التحقیق فرقی بین أنواع مرسل در ضعف نیست.
ضعف سند روایات دال بر وجوب تعجیل
در این روایات گرچه اشکال در دلالتشان بر فوریت تجهیز و دفن میت و منع تأخیر آن نیست؛ زیرا از ظاهر أمر به تعجیل در تجهیز و دفن و نهی از تأخیر آن، وجوب تعجیل استفاده میشود.
ولی سند همهی این روایات ضعیف است؛ لذا صلاحیت اثبات وجوب فوریت و تعجیل در تجهیز و دفن میّت را ندارند. و از طرفی چون اصحاب اتفاق بر استحباب فوریت کردهاند؛ لذا ضعف سند این روایات – با مدلولی که دارند – جبران نمیشود. بلکه فتوای اصحاب مقتضای قاعدۀ تسامح است؛ چون این روایات بدلیل ضعف سند صلاحیت إثبات وجوب تعجیل و حرمت تأخیر را ندارند.
اتفاق فقها بر استحباب تعجیل و شتاب کردن در دفن میت و تجهیز آن
ولی بدلیل اَخبار «من بلغ» صلاحیت اثبات استحباب تعجیل در تجهیز و دفن و کراهت تأخیر آن را دارند؛ چون متیقن از مدلول امر، استحباب، و متیقن از مدلول نهی، کراهت است. اما اتفاق اصحاب بر استحباب فوریت تجهیز میّت و تعجیل در دفن او، در کلمات اصحاب – مثل صاحب حدائق، ریاض، جواهر – تصریح به آن شده است.(الحدائق الناضرة: ج3، ص ۳۷۳ / ریاض المسائل: ج2، ص ۱۴۲ / جواهر الکلام: ج4، ص ۲۳).
منتفی شدن استحباب تعجیل و شتاب کردن در دفن در صورت شک در تحقق مرگ
و اما انتفاء استحباب تعجیل در دفن، بلکه ثبوت وجوب تأخیر آن در صورت شک در تحقق موت، به اتفاق نص (الوسائل: ب ۴۸ من أبواب الاحتضار) و فتوا (کتب فقهی فوق الذکر) نیز ثابت است. و بعید نیست که موارد جواز نبش نیز از اسباب جواز بلکه وجوب تأخیر باشد.
موارد ارجحیت یا وجوب تأخیر در دفن
آنچه گفتیم به حکم اولی شرع ثابت است، ولی به عنوان ثانوی ممکن است تأخیر در دفن راجح یا واجب شود؛ مانند حکم حاکم به تأخیر در دفن برای حفظ مصالح اسلام و مسلمین، و یا برای دفع فتنه، و یا تعظیم شعائر مثل تشییع با شکوه مرجع تقلید که متوقف بر حضور مؤمنین از مناطق دور در تشییع جنازه میباشد.
تاریخ: ۲۸ شوّال، ۱۴۴۳ھ.ق
برابر با: ۹ خرداد ماه ۱۴۰۱ ھ.ش
حوزه علمیۀ قم:

