سوالاتی پیرامون روایات تفسیری
سوال
اخیرا از طرف برخی آقایان این مساله مطرح شده است که در تفسیر اکثر آیات قرآن، احادیث مفسره وجود ندارد و اکثر روایات موجود نیز ضعف سندی داشته و در مظان جعل هستند؛ و اگر تفسیر و فهم قرآن را فقط از طریق ائمه علیهم السلام ممکن بدانیم موجب تعطیلی فهم قرآن می شود.
با توجه به طرح مساله فوق، نظر حضرتعالی در مورد سه نکته مطرح شده چیست؟
آیا اساسا اکثر آیات قرآن کریم احادیث مفسره ندارند؟
نظر حضرتعالی در مورد ضعف سندی اکثر روایات تفسیری موجود و یا حتی جعلی بودن آنها چیست؟
آیا بر اساس منهج تفسیر روایی، فهم قرآن به تعطیلی کشیده شده و بیشتر آیات قرآن بدون تفسیر می ماند؟
پاسخ
آیات قرآن به محکم و متشابه تقسیم میشوند. محکمات خود به محکمات صریح و ظاهره واضحه که اختلافی در آن نیست و ظاهره غیر واضحه که اختلاف در آن هست تقسیم میشوند.
دو نوع از آیات، یعنی محکمات صریح و ظاهره واضحه، نیازی به تفسیر ندارند که بیشتر آیات قرآن را شامل میشوند؛ بنابرین بیشتر قران نیازی به روایات مفسره ندارد چون حجیت ذاتی عقلایی دارند.
روایات مفسره برای روشن کردن مصادیق کلی در آیات ظاهره غیر واضحه و متسابهات قرآن به کار میروند.
اعتبار روایات تفسیری:
بررسیهای انجام شده نشان میدهد که بیشتر روایات مفسره دارای صحت و اعتبار سندی هستند.
برخی از روایات بر اساس مبانی رجالی و قواعد معتبر شمرده میشوند.
به خاطر تعداد کمی از روایات ضعیف، نسبت دادن ضعف و جعلی بودن به اکثر این روایات معتبر ظلم به اهل بیت محسوب میشود در حالی که روایات آنان در تفسیر قرآن نقش حیاتی دارند.
نقش تفسیر روایی:
تفسیر روایی نه تنها باعث تعطیلی فهم قرآن نمیشود، بلکه علم تفسیر را شکوفا میکند.
این تفسیر در مواردی که آیات قرآن مبهم یا مورد اختلاف است، با رجوع به روایات اهل بیت معنای دقیقتری پیدا میکند.
به طور کلی، روایات اهل بیت نقشی اساسی در تکمیل و فهم عمیقتر قرآن ایفا میکنند و علم تفسیر را غنیتر میسازند.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
بسمه تعالی
پاسخ سوال اول: آیات قرآن -بر اساس صریح آیه هفتم سوره آل عمران- به دو دسته محکم و متشابه تقسیم می شود. و نیز خود آیات محکمات به دو قسم صریح و ظواهر تقسیم می گردد. همچنین آیات ظاهرات نیز به دو قسم تقسیم می شود.
بنا بر این مجموع آیات به چهار قسم تقسیم می شود:
1ـ محکمات صریح.
- ۲. محکمات ظاهره واضحه (غیر مورد اختلاف).
3ـ محکمات ظاهره (مورد اختلاف که محکم بودن این قسم از آیات مبتنی به استنباط فقیه است).
4ـ متشابهات.
و اما آیات ظاهراتی که در ظهور آن اختلاف نشده است مانند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»[1] و «إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً»،[2] و «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْل».[3] و مانند این آیات که خود این قسم آیات زیادی را شامل می گردد.
این دو قسم: (یعنی محکمات صریح، و ظاهر واضح که در مدلول آن اختلاف نشده یا اختلاف آن غیر قابل اعتناء است) اکثر آیات شریفه قرآن را تشکیل می دهد. از همین رو به آیات محکمات قرآن واژهی «اُمّ الکتاب»ـ اطلاق شده است؛ زیرا که لفظ «اُمّ» در لغت عرب به معنای «شامل» است؛ یعنی آنچه شامل غیر خود شود. و لذا قوله تعالی: «هنّ ام الکتاب»؛ یعنی محکمات سایر آیات کتاب مجید را شامل شده و همانند مادری فرزندان خود را در آغوش گرفته است.
و این دو قسم از آیات -صریح، و ظاهر واضح- نیاز به تفسیر ندارند؛ زیرا که حجیت ذاتی یا عقلائی دارد. اما روایاتی که در مورد دسته دوم وارد شده -که بسیاری از آنها صحیح و معتبر است -بیان مصادیق مدالیل کلی اینگونه آیات می کند که مجرای قاعده جَري است.
قاعده ی جری؛ یعنی قاعده جریان کلیات و عمومات و مطلقات قرآن در تمام افراد و مصادیق آن تا روز قیامت، همانند جریان و تابش شعاع نور خورشید بر همهی موجودات عالم تا روز قیامت. که این تعبیر «تجري مجری الشمس إلی یوم القیامة» در روایات مستفیضة آمده است، در مورد همین دسته از آیات می باشد. و این دسته از روایات مفسّره پرده از مصادیق -مهم و شاخص یا احیاناً مخفی- مدالیل کلی بر می دارد.
قسم سوم: آیات ظاهرات آیات غیر واضحی است که در معنای مراد آن اختلاف شده است -همانند بسیاری از روایات فقهی -، که هر یک از فقها بر حسب ذوق عرفی و مشرب و مبنای علمی خود از آن معنائی را -با استناد به قواعد لغوی و لفظی، و یا ادبی، و یا محاوری عقلائی- استظهار و استنباط می کند و آن را ظاهر آیه می داند.
قسم چهارم: آیات متشابهات است: که بر اساس قواعد لفظیه -با همه اقسام آن- اساساً دلالت بر معنای مقصود ندارد.
در تفسیر این دسته و نیز دسته سوم، روایات وارده از نبی مکرم و امامان معصوم اهل بیت علیهم السلام مرجع محکّم در تعیین معنای مراد ذات اقدس حق می باشد. و روایات فوق حد تواتر – که دلالت صریح بر منع از تفسیر قرآن بدون رجوع به روایات اهل بیت علیهم السلام و تحریم آن شده است – نظر به این دو دسته اخیر دارد. و ما در پنج جلد قواعد تفسیریه – بویژه در جلد پنجم – عمده این روایات را مورد تحقیق و بررسی قرار داده ایم. و نیز در روایات مستفیضه وارد گردید که حکمت نزول اینگونه آیات این است که خدای تعالی امت محمدJ را به ولایت و علم اوصیای پیامبر -یعنی امامان معصوم علیهم السلام – امتحان می کند تا حجت بر آنان تمام شود که چه اندازه تعبّد و انقیاد به امامت و ولایت جانشینانِ بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله و خضوع و خشوع در برابر علم آن حضرات به قرآن دارند. از همین رو یکی از القاب امام عصر «شریک القرآن» است. و اینجاست که حدیث متواتر ثقلین «إنّي تارك فیکم الثقلین کتاب الله و عترتي أهل بیتي ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا…»،[4] یکی از جلوه ها و جایگاه های مهم خود را نشان می دهد.
بنابراین: پاسخ این سؤال معلوم شده است که بسیاری از آیات اساساً نیاز به تفسیر ندارند و در آیات مشکله یا مورد اختلاف، روایات مفسره از اهل بیت علیهم السلام وارد گردیده است.
پاسخ سوال دوم: بنده یک دوره تفسیر قرآن را مطالعه و روایات مفسره را مورد بررسی قرار داده ام، و باید عرض کنم که اکثر روایات مفسره از صحت و اعتبار سندی برخوردار هستند و بسیاری از آنها بر اساس مبانی رجالی -همانند قواعد: روایت اصحاب اجماع، و روایات من سوّت الطائفة بین مراسیلهم و مسانیدهم، و روایة من کان دأبه الطعن في الرواة، و توثیقات عامّه، و تسامح در ادلّه سنن، و قاعده انجبار ضعف بعمل مشهور قدماء در آیات الاحکام و سایر قواعد رجالی- از اعتبار برخوردارند. و روایات کمی باقی می مانند که ضعیف هستند و این ظلم فاحش و آشکار به اهل بیت علیهم السلام است که نسبت جعلی بودن و ضعف به اکثر روایات مفسره داده شود تا روایات حضرات معصومین علیهم السلام از گردونه علم تفسیر قرآن خارج شود. با اینکه این مطلب از ضروریات شیعه است که با روایات اهل بیت قرآن کامل می شود. و همین مطلب معنای شاخص آیهی: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»[5] می باشد.
پاسخ سوال سوم: پاسخ این سوال با بیان مزبور معلوم شد، که نه تنها تحکیم روایات اهل بیت علیهم السلام تفسیر قرآن را به تعطیلی نمی کشاند، بلکه بی تردید علم تفسیر را شکوفا می گرداند.
تاریخ: ۱۴ شوال سنهی ۱۴۴۱ هـ.ق
برابر ۱۷ خرداد سال ۱۳۹۹ هـ.ش
[1]– بقره: ۱۸۳.
[2]– نساء: ۱۰۳.
[3]– اسراء: ۷۸.
[4]– وسائل الشیعة چاپ اسلامیه: ج ۱۸، ص ۱۹، ح ۹.
[5]– مائده: ۳.

