سوال پیرامون جبر و اختیار

سوال

منظور از روایت معروف «السعید سعید في بطن اُمّه و الشقيّ شقيّ في بطن اُمّه» چیست؟

پاسخ

پاسخ تفصیلی در متن ذیل آمده است

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

دو معنا برای این حدیث از روایات استفاده می شود.

معنای اول:

این است که گاهی اعمال پدر و مادر در انتخاب شغل و کسب درآمد حرام در شقاوت فرزند تأثیر دارد که اینکه روایت است که سید الشهداء روز عاشورا جنایت افراد لشکر ابن سعد را مستند به خوردن مال حرام کرده این مال حرام همانگونه که در خورندۀ آن تأثیر بد و منفی فوری دارد در نطفۀ فرزند که نطفه اش از مال حرام منعقد شده در همان شکم مادر نیز تأثیر دارد، لذا منشأ شقاوت آن می شود. یا برخی صفات زشت حیوانی پدر و مادر از طریق ژن و وراثت جنسی به فرزند منتقل می شود. و این گونه اسباب قبل از تولد تأثیر خود را در نطفه فرزند می گذارد و در مقابل مال حلال و فضائل اخلاقی پدر و مادر و دعاء و عبادت و پاکدامنی و عفت آنان از طریق ژن در نطفۀ فرزند تأثیر دارد؛ لذا حضرت فرمود: سعادتمند در شکم مادر سعادتمند و شقاوتمند در شکم مادر بدبخت و اهل شقاوت است. این معنا از روایات بسیاری استفاده می شود؛ زیرا که که دلالت بر تأثیر برخی افعال و حرکات پدر و مادر قبل تولد در نطفۀ انسان تأثیر گذاشته و آن را دچار اختلال می کند مثل فعل زنا به ویژه اینکه نطفۀ آن فرزند از زنا منعقد شود، یا با خوردن مال حرام یا فعل حرام، در حال عمل زناشوئی و مانند آن.

ناگفته نماند که این مطلب کلیت ندارد؛ یعنی شقاوت و سعادت انسان فقط دائر مدار عامل قبل از تولد و خارج از اختیار و درشکم مادر حال جنین نیست، بلکه عوامل زیاد اختیاری دیگر هم دارد ولی این روایت در مقام دخل عوامل قبل از تولد به عنوان یکی از اسباب مؤثر در شقاوت و سعادت است. ولی خداوند عقل و قو‏ۀ اختیار را در بشر آفریده و نهادینه کرده و این دو قوه بر تمام عوامل قبل از تولد فائق آمده و آن عوامل غیر اختیاری مقهور عقل و اختیار بشر است. لذا سعادت و شقاوت انسان دائر مدار عقل است کما اینکه در روایات فوق حد استفاضۀ فراوان آمده «العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان»[1] و خطاب به عقل فرمود: «بك اُثیب و بك اُعاقب»[2] و «إن لله علی الناس حجّتین: حجة ظاهرة و حجة باطنة…و أمّا الباطنة فالعقول».[3] و در قرآن مجید فرمود: «أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ».[4] و نیز قوّۀ اختیار مقصود از «أمرٌ بین الأمرین» در روایت: «لا جبر و لا تفویض بل أمرٌ بین الأمرین» است.

ما در جلد دوم کتاب «البراهین الواضحة» بحث گسترده ای در جبر و اختیار و تفویض و قضاء و قدر کرده ایم.

حاصل کلام اینکه روایت مورد سؤال در مقام دخل عامل قبل از تولد به نحو في الجملة در سعادت و شقاوت انسان است گرچه این عامل و سبب جزء العلة با قوت عقل و اختیار برای بشر قابل رفع است.

معنای دوم:

از روایت ابن أبی عمیر استفاده می شود: «قال: سألت أبا الحسن موسى بن جعفر علیهما السلام عن معنى قول رسول الله صلی الله علیه و آله: الشقي من شقي في بطن أمه والسعيد من سعد في بطن أمه. فقال: الشقي من علم الله وهو في بطن أمه أنه سيعمل أعمال الأشقياء والسعيد من علم الله وهو في بطن أمه أنه سيعمل أعمال السعداء»؛[5] یعنی سعادتمند یا شقاوتمند در شکم مادرش چنین است به این معنا که خدای تعالی از همان زمانی که او در رحم مادرش بود می دانست که در آینده بعد از تولد سعادتمند یا شقاوتمند است. این روایت گرچه به دلیل وقوع ابو علی محمد بن احمد در سندش ضعیف است، ولی این معنا را روایتی تأیید می کند، و آن صحیحۀ منصور بن حازم عن ابی عبدالله علیه السلام است، قال: «إن الله عز وجل خلق السعاة والشقاوة قبل أن يخلق خلقه فمن علمه الله سعيدا لم يبغضه أبدا، وإن عمل شرا أبغض عمله، وإن كان علمه شقيا لم يحبه أبدا ، وإن عمل صالحا أحب عمله وأبغضه لما يصير إليه ، فإذا أحب الله شيئا لم يبغضه أبدا ، وإذا أبغض شيئا لم يحبه أبدا».[6]

و نیز صحیحه‏ ی علي بن حنظلة، عن أبي عبدالله علیه السلام أنّه قال: «يسلك بالسعيد طريق الأشقياء حتى يقول الناس: ما أشبهه بهم بل هو منهم ثم يتداركه السعادة ، وقد يسلك بالشقي طريق السعداء حتى يقول الناس: ما أشبهه بهم بل هو منهم ثم يتداركه الشقاء . إن من علمه الله تعالى سعيدا وإن لم يبق من الدنيا إلا فواق ناقة ختم له بالسعادة».[7]

ولی تفسیر اول رجحان دارد چون اولاً: روایات زیادی دلالت بر آن دارد. و ثانیاً: با ظاهر حدیث مناسب تر و سازگار تر است. در هر حال از هر دو تفسیر از روایات معتبره استفاده می شود و موافق اصول عقلی و اعتقادی است و التزام به هر دو مانعی ندارد. و اشکال استعمال لفظ در اکثر از معنای واحد لازم نمی آید چون از قبیل استعمال یک لفظ در دو معنا نیست، بلکه استفادۀ دو معنا به دلیل انطباق آن بر مفاد و مدلول هیئت ترکیبیۀ یک جمله است.

[1]– المحاسن: ج1، ص195، ح15/ الکافي: ج1، ص11، ح3.

[2]– بحار الأنوار: ج ۱، ص ۹۷، ح ۹.

[3]– الکافي: ج1، ص16، ح12.

[4]– انبیاء: ۶۷.

[5]– توحید الصدوق: ص ۳۵۶ / مجمع البحرین: ج ۱، ص ۲۴۹.

[6]– توحید الصدوق: ص ۳۵۷-۳۵۸.

[7]– همان: ص ۳۵۷.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا