استفتاء در مورد معنای خلق و امر

سوال

مراد از خلق و امر در آیه شریفه «أَلَا لَهُ الخَلْقُ وَالأَمْرُ» چیست؟

پاسخ

خلق بمعنای ایجاد به اندازه و مقدار و حصّه ی معین ذوات اشیاء مادی جسمانی است و امر بمعنای قدرت غیبی و عامل نامرئی ایجاد و پدیدآوردن و نیروی روحانی هستی بخش است که فقط وابسته به اراده لایزال ذات اقدس حق خدای عزوجل است و دخلی در تقدیر و اندازه گیری ساختار وجودی و تعيين خصوصيات ذاتى شیء مخلوق ندارد.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

در معنای هر یک از خلق و امر در آیه مورد سؤال اختلاف است:

  • برخی خلق را اختراع و ایجاد بدیع بیمانند و امر را بمعنای دگرگونی و تغییر ساختار وجودی مخلوق و هدایت تکوینی برای استمرار حیات و رشد و کمال مخلوق بعد از مرحله ی اصل خلقت تفسیر کرده اند.
  • برخی خلق را در اصل لغت بمعنای تقدیر با ضم و تجمیع اجزاء و در عرف متشرعه بمعنای ابداع و ایجاد مانند. و امر را به معنی مطلق ایجاد – اعم از ایجاد ذات و ایجاد نظام و خصوصیات وجودی بی شیء یعنی هدایت تکوینی موجود – تفسیر کرده اند و اضافه کرده اند که گرچه هر کدام به تنهایی می تواند جامع هر دو معنی باشد.
  • خلق بمعنای تقدیر موجودات جسمانی و مادی در مقام ایجاد یعنی ایجاد ساختار معین و ویژگیها و خصوصیات مادی هر چیز مادی ،جسمانی و امر بمعنای ایجاد موجودات روحانی عاری از عوارض مادی بنابر این قول عالم خلق عالم آفرینش اشیاء مادی است و عالم امر عالم آفرینش موجودات روحانی و ملکوتی است.

تفسير اول: قول شيخ الطائفه و طبرسی است. شیخ در تفسیر این آیه میگوید: «قوله ” ألا له الخلق والأمر إنما فصل الخلق من الأمر؛ لأن فائدتهما مختلفة؛ لأن “له الخلق” يفيد أن له الاختراع، وله الأمر” معناه: له أن يأمر فيه بما أحب، فأفاد الثاني ما لم يفده الأول». (تفسير البيان: ج ٤. ص ٤٢٣)

ظاهراً مقصود ایشان از اختراع ایجاد ابداعی بی مثل و مانند ایجاد ذات هر شی که بی مثل و مانند است و مقصودش از «يأمر فيه بما أحب» هدايت تکوینی هر شی بعد از ایجادش با اعطاء رشد و کمال و ایجاد نظام خصوصیات ساختار وجودی هر موجود بعد از مرحله ی خلقت آن است کما اینکه آيه «رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ثُمّ هَدی / طه: ٥٠» بر این مطلب دلالت دارد.

مرحوم طبرسی از شیخ تبعیت کرده و عین تعبیر ایشان را در تفسیر خلق و امر در مجمع البیان (تفسیر مجمع البيان: ج ٣-٤ ص ٤٢٨) آورده است.

تفسیر دوم: از علامه طباطبایی است که میگوید «الخلق هو التقدير بضم شيء إلى شيء و إن استقر ثانيا في عرف الدين و أهله في معنى الإيجاد أو الإبداع على غير مثال سابق، و أما الأمر، فيستعمل في معنى الشأن و جمعه أمور، و مصدرا بمعنى يقرب من بعث الإنسان غيره نحو ما يريده… ولا يرد عليه أن الأمر بمعنى الشأن يجمع على أمور”، و بمعنى يقابل النهي على أوامر” و هو ينافي رجوع أحدهما إلى الآخر معنى، فإن أمثال هذه التفننات كثيرة في اللغة يعثر عليها المتتبع الناقد… والحاصل أن الأمر هو الإيجاد سواء تعلق بذات الشيء أو بنظام صفاته وأفعاله فأمر ذوات الأشياء إلى الله و أمر نظام وجودها إلى الله لأنها لا تملك لنفسها شيئا البتة،

والخلق هو الإيجاد عن تقدير و تأليف سواء كان ذلك بنحو ضم شيء إلى شيء كضم أجزاء النطفة بعضها إلى بعض وضم نطفة الذكور إلى نطفة الإناث ثم ضم الأجزاء الغذائية إليها في شرائط خاصة حتى يخلق بدن إنسان مثلا، أم من غير أجزاء مؤلفة كتقدير ذات الشيء البسيط وضم ما له من درجة الوجود وحده و ما له من الآثار و الروابط التي له مع غيره، فالأصول الأولية مقدرة مخلوقة كما أن المركبات مقدرة مخلوقة. قال الله تعالى: «وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً/ الفرقان: ٢»، وقال: «الَّذِي أَعْطى كُلَّ . خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى / طه : ٥٠»…

فنلخص أن الخلق والأمر يرجعان بالآخرة إلى معنى واحد وإن كانا مختلفين بحسب الاعتبار. فإذا انفرد كل من الخلق والأمر صح أن يتعلق بكل شيء…. و كان المراد بالخلق ما يتعلق من الإيجاد بذوات الأشياء، و بالأمر ما يتعلق بآثارها و الأوضاع الحاصلة فيها والنظام الجاري بينها». (تفسير الميزان: ج ۸، ص١٥۰-١٥٢)

حاصل کلام ایشان در فراز آخر گفتارشان خلاصه می شود که خلق ایجاد ذوات اشیاء با تقدیر و اندازه گیری ویژگی معین در ساختار ماهوی و ذات مطلق موجودات در مقام ایجاد است ولی امر بمعنای ایجاد نظام و خصوصیات وجودی مخلوق – بعد از مرحله ی اصل خلقت – در طول زمان رشد آن به هدایت تکوینی است و از آیاتی که دلالت بر معنای خلق به تفسیر علامه میکند آیه: « إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر القمر: ٤٩» است.

تفسیر سوم از فخر رازی است که میگوید الاله الخلق والأمر” وهو إشارة إلى أن كل ما سوى الله تعالى؛ إما من عالم الخلق، أو من عالم الأمر. أما الذي هو من عالم الخلق ، فالخلق عبارة عن التقدير وكل ما كان جسماً أو جسمانياً كان مخصوصاً بمقدار معين، فكان من عالم الخلق ،

وكل ما كان بريئاً عن الحجمية والمقدار كان من عالم الأرواح ومن عالم الأمر ، فدل على أنه سبحانه خص كل واحد من أجرام الأفلاك والكواكب التي هي من عالم الخلق بملك من الملائكة، وهم من عالم الأمر والأحاديث الصحيحة مطابقة لذلك. التفسير الكبير: ج ١٤، ص ١١٩)

حاصل کلام ایشان: تفسیر خلق به ایجاد جسمانیات با تقدیر و اندازه گیری خاص ساختار وجودی مادی آنها است که در شأن عالم مادی میباشد و امر ایجاد موجودات روحانی با ویژگی ساختار وجودی خود که در شأن موجودات روحانی ،است و عاری از هرگونه خصوصیات و آثار ماده می باشد.

والبته روایتی در تفسیر این آیه نیافتم و کسی را ندیدم به روایتی در این باره استدلال کند. ولی آنچه با فحص در آیات شریفه معلوم میشود کلام فخر رازی را در تفسیر خلق تأیید می کند؛ چون در همه آیات واژه خلق – با تمام صیغ – بمعنای آفرینش جسمانیات به اندازه ی خاص ساختار وجودیشان آمده است مگر یک آیه، و آن آیه: « أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنانَا وَهُمْ شَاهِدُونَ / الصافات: ١٥٠» می باشد ولی بکارگیری واژه خلق  برای آفرینش ملائکه در این آیه بلحاظ فرض خلقت مادی ملائکه به صورت جنس زن – ماده – است، نه اخبار از واقعیت

و اما تفسیر «امر» در کلام فخر رازی مورد مناقشه است؛ چون دلیلی از آیات بر اختصاص امر به ایجاد موجودات روحانی وجود ندارد و اثری از روایات – که ایشان استناد به آنها کرده است – وجود ندارد. بلکه اطلاق آیات قرآن این اختصاص را نفی می.کند مثل :آیه «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَشَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون يس: ۸۲».

ظاهر این آیه تفسیر امر به «أن يقول له كن فيكون» است؛ یعنی ایجاد هر چیزی فقط به اراده پروردگار و بدون هیچ سبب مادی و این ،ایجاد جزء و زمان بر نمی تابد بلکه واحد بسیط و غیرمادی و ماورای زمان و زمانیات است، کما اینکه آیه: «وَما أَمْرُنا الأواحِدَةُ كلمح بالبصر/ القمر: ٥٠» دلالت بر همین معنی دارد.

حاصل تحقیق اینکه واژه ی «امر» در واقع همان قدرت غیبی و عامل روحانی الهی بحت بسیط ماورای نظام ماده و عاری از اشغال زمان ،است و به هر چیزی هستی بخشیده و آن را پدید می آورد و دخلی در تقدیر و اندازه گیری یا تحدید ذات و تعیین خصوصیات ساختار وجودی مخلوق ندارد؛ لذا غیر از حقیقت خلق است.

و این شامل ایجاد هر مخلوق شده و اختصاص به موجودات روحانی ندارد بلکه ایجاد مخلوقات مادی (به غير سبب تكويني – طبيعى مادى – ) را نیز در بر میگیرد. البته وجود به امر الهی منحصر در آشیاء و وجود آحاد موجودات نیست بلکه نظام هستی نیز ایجادش داخل در مقوله امر” است که در صدر آيه «أَلا لَهُ الخَلْقُ وَالأَمْرُ» فقرة «مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِه» اشاره به همین نکته دارد.

تاریخ سه شنبه ۲۸ محرم الحرام ١٤٤٥ هـ .ق

برابر با ۲۴ مردادماه ۱٤۰۲ هـ.ش

حوزه علمیه قم:

علی اکبر سیفی مازندرانی

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا