سوال پیرامون چشم برزخی

سوال

اصطلاح چشم برزخی به معنای اطلاع از ضمائر و اخبار پنهان افراد، برای چه کسانی ثابت است؟ آیا ثبوتاً برای غیر امام معصوم امکان دستیابی به چنین مقامی امکان دارد؟

آیا ثبوت این مقام منافاتی با ستار العیوب بودن خداوند ندارد؟

پاسخ

پاسخ تفصیلی در ادامه آمده است.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

چشم برزخی عبارت از دیدن و حقائق نادینی غیبی خارج از نظام مادی تکوین؛ یعنی مشاهدۀ وجود ملکوتیۀ افراد بشر است. و این چیزی جز علم به غیب نیست. و این اگر به این معنا باشد که انسانی دارای چنین قوّه‏ای باشد که هر گاه اراده کند بتواند علم به بواطن و حقائق افراد پیدا کند و وجود ملکوتی افراد را به ارادۀ خود مشاهد کند. این مقام معنوی فقط در شأن انبیاء و امامان معصوم علیهم السلام است که در روایات وارد شده است: «إذا شاؤوا علموا»[1] و چنین ادعائی از هرکس کذب محض است. و اگر فقیهی یا عارفی چنین ادعا کند از عدالت خارج است. ولی اگر به این معنا باشد که گاهی به قدرت پروردگار به او چنین عنایتی شود که عالم ملکوت و امور غیب را احیاناً مشاهده کند، بدون اینکه ارادۀ او دخیل باشد؛ یعنی هرگاه بخواهد چنین نشود این مطلب صحیح است و به آن در اصطلاح علم کلام کرامت گفته می شود. و وجدان نیز در مورد برخی اولیاء الله شاهد است. و نیز به صورت متواتر در احوال بسیاری از علمای ربّانی و اولیاء الله نقل شده است. و این پدیده با اصول دین و مذهب سازگاری دارد. و چون این امر به ارادۀ پروردگار عادل حکیم رخ می دهد هرگز به گونه‏ای نخواهد بود که از باطن انسان مؤمن پرده دری شود. بلکه پروردگار متعال به مقتضای حکمت و رحمت ستّار العیوب است و ارادۀ ذات اقدس احدیّت است که باطن و اسرار بنده‏گانش در این دنیا پوشیده و مخفی باشد. بر این معنا روایات بسیاری دلالت دارد و از عقائد قطعیه و مسلّم است.  و از جملۀ این روایات کلام امیرالمؤمنین علیه السلام: «لو تکاشفتم ما تدافننم»؛[2] یعنی اگر هر یک از شما از باطن دیگری خبر داشت از شدت تنفّر حاضر به دفن او نمی شد. البته این غالبی است، و فراگیر همه نیست. مگر مواردی که ارادۀ پروردگار تعلق گیرد، کما اینکه در روایتی از امام صادق علیه السلام وارد گردید که چشم برزخی در لحظه‏ ای به أبی بصیر اعطاء کرده و باطن حجاج را برای او منکشف نمود. در این روایت حضرت به ابی بصیر فرمود: «يا أبا محمد هل تسمع ما اسمع قلت اسمع ضجيج الناس إلى الله تعالى قال ما أكثر الضجيج والعجيج وأقل الحجيج والذي بعث بالنبوة محمدا صلی الله علیه و آله وعجل بروحه إلى الجنة ما يتقبل الله الا منك ومن أصحابك خاصة قال ثم مسح يده على وجهي فنظرت فإذا أكثر الناس خنازير وحمير وقردة الا رجل».[3]

و اما آیۀ: «إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ»[4] گرچه افادۀ حصر حقیقی اظهار غیب در «مَنِ ارْتَضَىٰ» می کند، ولی دلالت بر حصر علم غیب در رسولان الهی ندارد؛ چون استثنای از نفی اظهار مغیبات از جانب خدای تعالی برای بندگان است؛ لذا إفادۀ اثبات اظهار مغیبات برای هر کس که مرضيّ ذات اقدس حق باشد می کند. و لفظ: «مِنْ رَسُولٍ» بیان برخی از مصادیق «مَنِ ارْتَضَىٰ» و مصداق بارز و اکمل آن است؛ چرا که بر اساس روایات متواتر امامان معصوم علیهم السلام نیز هر گاه می خواستند عالَم غیب را شهود می کردند. و نیز در میان اولیاء الله اهل کرامت بودند، و از موارد کرامت شهود غیب است، ولی خارج از ارادۀ آنان بوده است. و ما در مسأله فرق بین معجزه و کرامت در جلد چهارم از کتاب: «البراهین الواضحة» در این باره تحقیق کرده ایم.

تاریخ: ۲۳ ربیع الأول سنه‌ی ۱۴۴۲ ھ.ق

برابر با ۱۹ آبان سال ۱۳۹۹ ھ.ش

[1]– الکافي: ج ۱، ص ۲۵۸، باب أنّ الائمة علیهم السلام إذا شاؤوا أن یعلموا علموا.

[2]– عیون أخبار الرضاG: ج ۱، ص ۵۸، ح ۲۰۴ / الأمالي للصدوق: ص ۵۳۱، ح ۷۱۸ / ۹.

[3]– مختصر بصائر الدرجات: ص ۱۱۲ / مستدرك وسائل الشیعة: ج ۱، ص ۱۵۷، ح ۲۲.

[4]– جن: ۲۷.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا