حکم شرعی حضانت فرزند بعد از طلاق و شروط ضمن طلاق
«مسئله حکم شرعی حضانت فرزند در طلاق و اعتبار قانونی و شرعی شروط ضمن طلاق از چالشهای مهم حقوقی و فقهی در خانوادهها است. بسیاری از مؤمنین سوال میکنند که آیا توافق بر سر سلب حق حضانت یا محدود کردن ملاقات با فرزند که در زمان طلاق صورت میگیرد، از نظر شرعی لازمالوفا است یا خیر؟ همچنین جایگاه مصلحت طفل در تغییر این توافقات توسط دادگاه چیست؟ در این مطلب، پاسخ تفصیلی و فقهی حضرت آیت الله سیفی مازندرانی (مدظلهالعالی) به این پرسشها را تقدیم شما میکنیم.»
سوال
متن سوال درباره حکم شرعی حضانت فرزند و شروط ضمن طلاق
لطفا به دو پرسش ذیل بگونهی استدلالی پاسخ فرمائید:
1 -در یکی از پرونده های حقوقی زوج به زوجه خود گفته است : «اگر میخواهی تو را طلاق دهم باید شروط زیر را قبول نمایی: الف) حق حضانت فرزند را -که از لحاظ قانونی تا 7 سالگی با مادر است- از خود سلب نمایی. ب) هر هفته مدت 2 ساعت حق ملاقات با فرزند خود را داشته باشی. ج) در ایام سفر حق ملاقات با فرزند منتفی باشد».
با توجه به اینکه زوجه شروط را قبول کرده و سپس زوج طلاق داده است، آیا شروط ضمن إیقاع-به کیفیتی که در بالا مطرح شده است -همانند شروط ضمن عقد لازم الوفاء و دارای اثر شرعی می باشد یا از قبیل عهود ابتدایی است؟
2 -همچنین با توجه به اینکه در ماده 41 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 آمده است: «هرگاه دادگاه تشخیص دهد توافقات راجع به ملاقات، حضانت، نگهداری و سایر امور مربوط به طفل برخلاف مصلحت او است یا در صورتی که مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند ویا مانع ملاقات طفل تحت حضانت با اشخاص ذی حق شود، میتواند در خصوص اموری از قبیل واگذاری امر حضانت به دیگری یا تعیین شخص ناظر با پیشبینی حدود نظارت وی با رعایت مصلحت طفل تصمیم مقتضی اتخاذ کند».
در صورتی که بپذیریم توافق طرفین در خصوص مسائل بعد از طلاق لازم الوفا است، آیا تشخیص مصلحت طفل یا تغییر توافق انجام شده توسط دادگاه به گونه ای که در ماده فوق الذکر بیان شده، وجاهت شرعی دارد؟ این تغییر از سوی دادگاه باید بر اساس چه ملاکی باشد؟ و تا چه اندازه میتواند بر خلاف توافق حکم نماید؟
پاسخ
حضانت و نگهداری پسر بچه -علی التحقیق به حکم اوّلی شرع- فقط تا دو سال با مادر است و بعد از دو سال بر عهدهی پدر می باشد، مگر اینکه برای حاکم شرع اثبات شود که پدر مراعات مصلحت بچه را نکرده و به او ظلم فاحش می کند، در این صورت باید حضانت و سرپرستی بچه را به شخص صالح یا خود مادر -در صورت احراز صلاحیت او- بسپارد. ولی شرط ضمن ایقاع طلاق علی التحقیق همانند شرط ضمن عقد نافذ است. و به هر نحوی که زوج ضمن طلاق شرط و زوجه قبول کرده است باید عمل شود، مگر اینکه مخالف کتاب و سنت باشد.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
بررسی فقهی و پاسخ به سوال اول:
اعتبار شروط ضمن ایقاع
اولاً: طلاق در مفروض سؤال صحیح است؛ چون معلّقاً علی الشرط إنشاء نشده است، بلکه بعد از توافق طرفین بر شروط في ما بین ایقاع شده است. و از قبیل قاعدهی «بطلان الطلاق بشرطٍ» نیست.
تفاوت شرط ضمن عقد و شرط ضمن ایقاع در وجوب وفاء
و ثانیاً: چون طلاق مبنیاً علی قبول شروط یاد شده واقع گردید؛ لذا این شروط از قبیل شرط ضمن عقد یا ایقاع می باشند. و در وجوب وفای به شرط ضمنی بین شرط ضمنی غیر لفظی -که طرفین بر آن از قبل تبانی کردهاند و عقد یا ایقاع مبنی بر آن شرط انشاء شده است- و بین شرط لفظی مذکور در حال انشاء عقد یا إیقاع فرقی نیست، کما اینکه علی التحقیق المختار بین شرط ضمن عقد و بین شرط ضمن ایقاع در وجوب تکلیفی به وفاء فرقی نیست. چون موضوع وجوب وفاء طبیعی شرط است، و آن در ادلهی وجوب وفای به شرط ضمنی در نصوص اطلاق دارد، و شرط ضمن عقد و ایقاع هر دو در مقابل عهد ابتدائی می باشند. لذا شرط ضمن طلاق از جانب زوج مطلِّق بر علیه خودش می باشد، و مشمول اطلاقات المؤمنون عند شروطهم می شود، غایة الأمر در مورد شرط علیه دیگری، اگر مثل عبد یا أمه ملک شارط نباشد-مثل شرط علیه زوجه حین طلاق-نفوذ شرط به قبول او منوط است، و الا به قبول او منوط نیست. ولی اگر شرط به نفع طرف مقابل باشد، مشروط له می تواند حق خود را اسقاط کند. همانگونه که سید یزدی گفته است:
«و التحقیق قبول الإیقاعات للشرط وهو قد يكون على نفس الموقع كما إذا قال طلقتك على أن أعطيك درهما أو أعتقتك على أن أزوجك ابنتي و ح لا يحتاج إلى القبول؛ لأنه شرط على نفسه فهو المشروط عليه ويدخل بذلك في عموم المؤمنون ولا دليل على اعتبار رضا المشروط له غاية الأمر ان له أن لا يقبل؛ بمعنى أن يُسقِط حقَّه… ومن هذا القبيل ما لو كان على غيره لكن كان امر ذلك الغير إليه بحيث يكون مسلطا عليه بان يلزمه بشئ كما لو اشترط في ضمن العتق حذمة مدة على عبده فإنه لا يحتاج إلى قبول العبد لأنّه مالك له… وقد يكون الشرط على غير الموقِع ممن لا يكون مسلطا عليه بالنسبة إلى ذلك الشرط كما إذا قال لزوجته طلقتك على أن تفعلي كذا أو قال للمديون أبرأتك على أن تخيط لي ثوبا وهذا بحسب القاعدة لا مانع منه لكنه يحتاج إلى قبول من عليه ليدخل في عموم المؤمنون».[1]
البته فقط شرط عوض در طلاق صحیح نیست، مگر به نحو خُلع یا مبارات؛ چون ادلّه خُلع به اطلاق مقامی طلاق به عوض را بغیر طریق خلع و مباراة نفی کرده و نیز بطلان شرط عوض در طلاق بغیر نحو خلع و مبارات مورد اتفاق اصحاب است؛ لذا صاحب جواهر [2] فتوای نفوذ و صحت طلاق به عوض-بغیر خلع یا مبارات- را أشبه به فقه اَعاجم دانسته است.
حکم فقهی حضانت پسر و پایان دوران شیرخوارگی
و اما حق حضانت پسر از نظر ما -علی التحقیق- فقط تا پایان دوران شیرخوارگی با مادر است، و بیش از آن داخل حق پدر می باشد. و ما در کتاب نکاح [3] این مسأله را مورد بررسی و تحقیق قرار دادهایم.
پاسخ به سوال دوم: جایگاه مصلحت طفل و مداخله حاکم شرع
ملاک تشخیص مصلحت مادی و معنوی فرزند در قانون
در صورتی که بعد از شکایت برای حاکم شرع به ادلّهی شرعیه اثبات شود که هر یک از پدر و مادر در مسألهی حضانت، تقصیر و ظلم فاحش به فرزند می کند، و در ولایت بر فرزند مصلحت لازم مولّی علیه را مراعات نمیکند، در این صورت حاکم شرع میتواند ولی (یعنی پدر) را ملزم به رعایت مصلحت فرزند کند، و اگر ممکن نبود می تواند فرزند را به سرپرست صالح بسپارد. و معیار تغییر سرپرست و یا هر حکم دیگر در این مورد فقط مراعات مصلحت مادی و معنوی فرزند (مولّی علیه) میباشد.
[1]– حاشیة المکاسب للسید الیزدي: ج ۲، ص ۳۱..
[2]– جواهر الکلام: ج ۳۳، ص ۶۹ و ص ۵۸.
[3]– کتاب نکاح: ج ۳، ص ۶۷۷.
آیا شروطی که زمان طلاق برای حضانت گذاشته میشود نافذ است؟
بله، طبق نظر معظمله، شرط ضمن ایقاع طلاق همانند شرط ضمن عقد نافذ است و وفای به آن واجب است، مگر اینکه مخالف کتاب و سنت باشد.
حضانت پسر بچه تا چند سالگی با مادر است؟
علیالتحقیق طبق نظر ایشان، حضانت پسر شرعاً فقط تا دو سال (پایان دوران شیرخوارگی) با مادر است و پس از آن بر عهده پدر است.
آیا دادگاه میتواند توافق حضانت را تغییر دهد؟
اگر برای حاکم شرع اثبات شود که مصلحت طفل رعایت نشده یا ظلم فاحشی به او میشود، میتواند بر اساس مصلحت فرزند، حکم به تغییر سرپرست دهد.

