توکل بر خداوند به چه معناست؟

مقدمه ای بر معنای توکل بر خداوند

توکل بر خداوند متعال یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اعتقادی در معارف اسلامی است که نقش اساسی در جهت‌دهی رفتار، نگرش و آرامش درونی انسان دارد. این مفهوم در آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام جایگاه ویژه‌ای داشته و به‌عنوان رکن مهمی در سلوک ایمانی معرفی شده است. فهم صحیح توکل، مانع برداشت‌های سطحی یا انحرافی از آن شده و نسبت دقیق میان تلاش انسانی و اعتماد قلبی به خداوند را روشن می‌سازد. در این پرسش و پاسخ از محضر آیت الله سیفی مازندرانی، حقیقت توکل، آثار آن و نسبت آن با سعی و کوشش انسان، بر اساس آیات و روایات معتبر تبیین شده است.

سوال

مراد از توکل بر خداوند متعال در جمیع امور چیست؟

پاسخ

توکل یعنی خداوند را وکیل قرار دادن و همه امور را به او سپردن و او را کافی برای فراهم سازی اسباب حل همۀ مشکلات مادی و معنوی دانستن.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

برای پی بردن به ماهیت توکل بر خداوند و معنای آن باید به خصوصیات و آثاری که در آیات و روایات برای آن ذکر شده است عنایت کرد.

به عنوان نمونه از مهمترین آثار توکل که در آیات شریفه تصریح به آن شده است، این است که: خداوند همۀ مشکلات بندۀ متوکل را کفایت می کند. فرمود: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ»(طلاق:۳). ذیل این آیه دلالت دارد که: حقیقت توکل تکیه بر قدرت پروردگار در حلّ معضلات و مشکلات سر راهِ پیشبُرد همه‌ی امور، می‌باشد.

البته بشرط اینکه انسان متوکّل بعد از سعی و تلاش تمام و توسل به اسباب و عوامل طبیعی، برطرف کردن مشکلات خارج از اختیار و توان را به پرودگار متعال بسپارد. زیرا که این معنا مقتضای جمع بین آیات توکّل و آیات گویای این أصل است که: کمال و رشد و هر نعمت و بهره ی مادی و معنوی که نصیب انسان می‌شود، در گرو سعی و تلاش او می باشد. مثل آیۀ: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى*وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى» (نجم: ۳۹ و40) و آیۀ: «لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَت» (بقرة: ۲۸۶) و «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة» (مدثر: ۳۸)، و غیر آن از آیات بسیار.

و نیز خدای تعالی در وصف مؤمنین فرمود: «وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل»،(آل عمران: ۱۷۳) و نیز خدای تعالی به حضرت رسول اینگونه دستور درس توکّل به مؤمنین فرمود؛ که: «قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَني‏ بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُون»(زمر: ۳۸). حقیقت توکل در این آیه شریفه چنین ترسیم گردیده است که: توکّل اتّکال و اتّکاءِ به قدرت پرودگار در دفع هرگونه ضرر و خطر، و در برطرف کردن هرگونه مانع نعمت و منفعت است.

اما روایات، بذکر چند نمونه بسنده می‌کنیم:

۱- در صحیحۀ معاویة بن وهب امام صادق(ع) فرمود: «و من اُعطي التوکل اُعطي الکفایة؛ إنّ الله عزّوجلّ بقول: و من یتوکّل علی الله، فهو حسبه إنّ الله بالغ أمره».(المحاسن: ج1، ص ۳، ح1).

۲- در صحیحۀ أبی بصیر، پرسش ایشان از حقیقت توکل، و پاسخ امام صادق(ع) چنین آمده است: «قلت: جُعِلت فداك: فما حدّ التوکل؟ قال(ع): الیقین، قلت: فما حدّ الیقین؟ قال(ع): ألّا تخاف مع الله شیئاً». (الکافي: ج2، ص ۵۷، ح1)

از این پاسخ حضرت استفاده میشود که: حقیقت و ماهیت توکل ریشه در یقین به قدرت مطلقه ی لایزال پرودگار، و تعلّق آن به همه ی اسباب و امور عالم دارد، و اینکه حقیقت توکّل در محو هرگونه  ترس و اضطراب و دغدغه بروز می‌کند، و بدون آن توکل به معنای واقعی کلمه حاصل نمی‌شود؛ چون بدون توکّل نمی‌توان – با وجود همه مشکلات و موانع خارج از قدرت و اختیار – در پیشبرد و انجام امور هیچ اضطراب و نگرانی و دغدغه‌ای نداشت.

۳- مرحوم صدوق بسند معتبر از برقی، و ایشان از رسول خدا روایت کرده است که: آن جضرت از جبرئیل – در حدیثی – پرسید: «وما التوکل علی الله عزّوجلّ؟ فقال(ع):  العلم بأنّ المخلوق لایضرّ، و لاینفع، و لایُعطي، و لایمنع، واستعمال الیأس من الخلق. فإذا کان العبد کذلك، لم یعمل لأحد سوی الله، و لم یَرْجُ و لم یَخَفْ سوی الله، و لم یطمع في أحد سوی الله، فهذا هو التوکّل…». (معاني الأخبار: ص ۲۶۱، ح1).

۴- کلینی به سندش از امام صادق روایت کرده است، که فرمود: «إنّ الغِنی و العزّ یجولان، فإذا ظفرا بموضع التوکل أوطنا». (الکافي: ج2، ص ۶۵، ح3) خلیل (لغوی معاصر امام صادق(ع)) در معنای لفظ «أوطن» می گوید: «و یقال: أوطن فلانٌ أرض کذا؛ أي اتّخذها محلّاً و مسکناً یقیم بها». (العین: مادّة: وطن).

بنابراین معنای این حدیث شریف این است که: محل قرار و آرامش و سکون غِنا و عزّ – یعنی دوران بی نیازی و توانگری، و عزّت و سربلندی و قدرت و مقام و منصب – توکل است.

و مقصود این است که: ثروتمندی و قدرت همچنان جَوَلان می دهند و صاحبشان را همچنان سرمست به لغزشگاههای ثروت و قدرت می کشانند و او را به خودپسندی و فخرفروشی و طغیان و سرکشی نفس از فرمان خدای عزّوجلّ دچار می‌کنند، و در این جَوَلان بی‌قرار هستند؛ تا اینکه انسان به درجۀ توکل برسد، آنگاه است که غنا و بی نیازی مال و ثروت، و شوکت و قدرتِ مقام و منصب، در قرارگاه و بستر توکل آرام و قرار می‌گیرند، و هیچ آسیب و گزندی به صاحبشان نمی‌رسانند.

و سرّ این آرامش و راز این امنیت و طمأنینه ی نفسانی در اوج ثروت و قدرت، همان است که در بیان جبرئیل(ع) – در پاسخ به پرسش رسول خدا(ص) – و نیز در بیان امام صادق(ع) در تبیین و توصیف حقیقت و ماهیت توکّل آمده است. و از این حدیث شریف اَخیر معلوم می‌شود: که ضرورت توکل اختصاص به دوران ناداری و فقر و محرومیت و مشکلات ندارد، بلکه در دوران بی‌نیازی مادی و  عزّت و ثروت و قدرت و منصب، بیشتر بکار می‌آید.

خلاصه کلام در معنای توکل بر خداوند

بر اساس پاسخ استاد معظم، توکل حقیقتی عمیق و چندبعدی است که هم‌زمان با تلاش و استفاده از اسباب، بر اعتماد کامل به خداوند متعال استوار است. آیات قرآن و روایات معتبر نشان می‌دهند که توکل، عامل آرامش، کفایت الهی و حفظ انسان در همه شرایط، اعم از فقر و غنا، ضعف و قدرت است و بدون آن، امنیت درونی و ثبات واقعی حاصل نخواهد شد.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا