ملاکهای شرعی پرداخت حقوق و مزایا به مسئولین در حکومت اسلامی
سوال
از نظر شرع مبین اسلام ملاک و میزان پرداخت حقوق و مزایا در حکومت اسلامی به مسئولین و کارگزاران چیست؟ و در صورت تصویب و قانونی شدن میزان حقوق «هرچند نامتعارف و بیش از درآمد عمومی سایر افراد جامعه» پرداخت چنین حقوق هایی از بیت المال و دریافت آن چه حکمی دارد؟
پاسخ
در حکومت اسلامی، دریافت حقوق چند برابری از بیتالمال برای کارگزاران و مسئولان شرعاً جایز نیست. استناد به روایات متعدد از امام علی (ع) نشان میدهد که مسئولین باید سطح زندگى خود را با زندگی مردم تطبیق دهند. این روایات دلالت دارند که بر مسئولان واجب است در بهرهمندی از بیتالمال عدالت را رعایت کرده و نباید درآمدشان چندین برابر مردم عادی باشد. همچنین، تصویب قوانینی که حقوق بیشتری برای مسئولین تعیین میکند، برخلاف شرع و حقوق مردم است، زیرا نمایندگان مجلس مجوز چنین تصمیمی را از مردم دریافت نکردهاند و شرعاً نیز مجاز نیستند.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
محدودیتهای شرعی حقوق مسئولین از بیت المال
گرفتن حقوق از بیت المال برای کارگزار و مسئول در حکومت اسلامی چند برابر اندازهی درآمد عامهی مؤمنین شرعاً جایز نیست؛ چرا که روایات متظافره صادره از امیرالمومنین علی ع دلالت بر منع و حرمت آن دارد مثل:
دلالت روایات بر وجوب تطابق حقوق مسئولین با عموم مردم
- «إن الله فرض على أئمة العدل أن يقدروا أنفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره»[1]. و از طریق ابن ابی الحدید در ذیل این روایت چنین آمده: «أن يقدروا لأنفسهم بالقوام».[2] وجه دلالت اینکه: لفظ فرض صریح در وجوب است؛ یعنی بر مسئولین حکومت اسلام واجب است زندگی شخصی خود را در بهره مندی از بیت المال با عموم مردم تطبیق دهند.
تساوی حقوق و مسئولیتهای شرعی
- «ألا وإن لكم عندي أن … لا اُؤخّر لكم حقّاً عن محلّه، و لا أقف به دون مقطعه، و أن تكونوا عندي في الحق سواءٌ، فإذا فعلتُ ذلك وجبت لله عليكم النعمة، و لي عليكم الطاعة»؛ [3] یعنی ولایت شرعی من و وجوب طاعت شما از من در گرو تساوی شما و من در حقوق و بهره مندی از بیت المال است.
توجه به حقوق عموم مردم در برابر خواص
- «و ليكن أحب الأمور إليك أوسطها في الحق، و أعمها في العدل، و أجمعها لرضا الرعية؛ فإن سخط العامة يجحف برضا الخاصة، و إن سخط الخاصة يغتفر مع رضا العامة و ليس أحد من الرعية أثقل على الوالي مؤنة في الرخاء، و أقل معونة له في البلاء و أكره للإنصاف، و أسأل بالإلحاف وأقل شكرا عند الاعطاء، و أبطأ عذرا عند المنع، و أضعف صبرا عند ملمات الدهر، من أهل الخاصة، و إنما عمود الدين، و جماع المسلمين، و العدة للأعداء العامة من الأمة فليكن صغوك لهم، و ميلك معهم»؛ [4] یعنی بر فرماندار و مسئول حکومت اسلام واجب است که به حقوق عامهی مردم توجه کرده و آن را بر حقوق خواص ترجیح دهد؛ چرا که به خشم آوردن عموم مردم در نزد خدا و رسول و نیز من علی بن ابیطالب هرگز قابل اغماض نیست؛ چون آنان پایهی مستحکم حکومت اسلام، و سدّ مستحکم در مقابل مستکبران و طواغیت می باشند؛ لذا واجب است به آنان توجه ویژه شود و حقوقشان رعایت گردد.
توجه به حقوق قشر مستضعف
- «ثم الله الله في الطبقة السفلى من الذين لا حيلة لهم»؛ [5] یعنی شما را به خدا، شما را به خدا حقوق قشر مستضعف که جز خدا چاره و پناهی ندارند را مراعات کنید.
عدم جواز حقوق نامتعارف و تصویب قانونی غیر شرعی
این نمونه هایی از روایاتی است که دلالت بر منع بهره مندی چند برابری مدیران و مسئولین حکومت اسلامی از درآمد عامهی مردم از بیت المال دارد؛ چرا که با صریح این طائفه از نصوص شرعیه کاملاً در تضاد است. و روایات دال بر این معنی در حد تظافر است و استخراج آنها برای أهل تتبع آسان است. و نیز تصویب قانون حقوق چند برابری برای مسئولین نیز خلاف شرع می باشد؛ چون اوّلاً: مردم چنین وکالتی را به نمایندگان مجلس هرگز نداده اند تا چنین قانونی تصویب کنند. و ثانیاً: به حکم اولی شرع مقدس چنین تصرفی در بیت المال برای آنان جایز نیست.
[1]– نهج البلاغة، تحقیق الشیخ محمد عبده: ج ۲، ص ۱۸۸.
[2]– شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد: ج ۱۱، ص ۳۶.
[3]– نهج البلاغة، تحقیق الشیخ محمد عبده: ج ۳ ، ص ۷۹.
[4]– شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد: ج ۱۷، ص ۳۴-۳۵.
[5]– نهج البلاغة، خطب الإمام علي علیه السلام: ج3، ص ۱۰۰.

