معاد جسمانی و تفاوت جسم در دنیا و آخرت
سوال
ظاهر آیات و روایات این است که معاد جسمانی است. آیا ممکن است در عالمی غیر از عالم ماده، بدن عنصری با عوارض آن، مثل: خواب و نیاز به طعام و دفع مواد زائد و ... وجود داشته باشد؟
پاسخ
جهانهای مادی و غیرمادی
حالاتی مثل خواب، گرسنگی، تشنگی و افعالی مانند خوردن، آشامیدن، هضم و دفع مواد زائد میتوانند در دو نوع جهان وجود داشته باشند؛ یکی در این جهان مادی به صورت عینی و واقعی که ما تجربه میکنیم، و دیگری در یک جهان غیرمادی مثل خواب.
در جهان غیرمادی، وجود مادی و واقعی برای این حالات و افعال غیرممکن است چون تناقضآمیز است.
جسمانی بودن جهان آخرت
اما جهان آخرت جسمانی است، همانطور که از ظاهر آیاتی مانند "بَلْ هُمْ في لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَديد" (سوره ق: آیه 15) و روایات مختلف برمیآید. به قدرت خداوند، در بهشت مواد زائد تولید نمیشود و آنچه انسان مصرف میکند به صورت عرق دفع میشود.
روایات مرتبط:
جهانی جدید بدون جنسیت
جابر بن يزيد گويد:از امام باقر(عليه السّلام)در بارۀ آيۀ«أَ فَعَيِينٰا بِالْخَلْقِ اَلْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»پرسيدم،حضرت فرمود:اى جابر!تأويل آيه اين است كه خداوند متعال آنگاه كه اين آفريدگان و اين جهان را نابود ساخته و بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ جاى دهد،جهان ديگرى غير از اين جهان را از نو پديد مىآورد،بدون نر و ماده،تا او را پرستيده و يگانه دانند و به آنان زمينى غير از اين زمين مىآفريند كه در آن استقرار يافته و آسمان ديگرى كه بر آنان سايه افكند.شايد تو بر اين باورى كه خداوند تنها اين جهان را آفريده و به جز شما بشرى را نيافريده است؟آرى به خدا سوگند!به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفريده كه تو در پايان اين جهانها و آن آدميان هستى.
هفت عالم قبل از آدم (ع)
محمد بن مسلم مىگويد:از امام باقر(عليه السّلام)شنيدم كه فرمود:خداوند از وقتى كه زمين را آفريد،در آن هفت عالم آفريد كه هيچ كدام از آنها از فرزندان آدم نبودند، خداوند آنها را از روى زمين آفريد و آنها را يكى پس از ديگرى با عالمى كه داشتند در زمين سكونت داد،آنگاه خداوند آدم پدر بشر را آفريد و فرزندان او را از او آفريد،به خدا سوگند كه بهشت از وقتى كه خلق شده،از ارواح مؤمنين خالى نبوده و جهنم از وقتى كه خلق شده،از ارواح كافران و گنهكاران خالى نبوده است،شايد شما گمان بريد كه چون قيامت بر پا شد و خداوند بدنهاى اهل بهشت را همراه با روحهايشان در بهشت قرار داد و بدنهاى اهل جهنم را همراه با روحهايشان در جهنم قرار داد، ديگر كسى خدا را در زمين عبادت نخواهد كرد و خلقى را نخواهد آفريد كه او را عبادت كنند و به يگانگى و بزرگى بخوانند،آرى به خدا سوگند كه خلق ديگرى را بدون نر و ماده خواهد آفريد كه او را عبادت كنند و به يگانگى و بزرگى بستايند و براى آنان زمينى مىآفريند كه آنان را حمل كند و آسمانى مىآفريند كه سايبان آنان باشد،آيا خداوند نفرموده:«يَوْمَ تُبَدَّلُ اَلْأَرْضُ غَيْرَ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ» و فرمود:«أَ فَعَيِينٰا بِالْخَلْقِ اَلْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»
ساختار بهشت
عبدالله بن علی روایت میکند: او بلال، مؤذن رسول خدا (ص) را ملاقات کرد و از او در مورد وصف بنای بهشت پرسید. بلال گفت: "بسم الله الرحمن الرحیم. از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود: دیوارهای بهشت از طلا، نقره و یاقوت ساخته شده است و ملات آن از مشک است. بخشهای بالای آن از یاقوت قرمز، سبز و زرد است."
عبدالله بن علی پرسید: "درهای آن چگونه است؟" بلال پاسخ داد: "درهای آن متفاوت است. درِ رحمت از یاقوت قرمز است." عبدالله بن علی پرسید: "حلقهی آن چگونه است؟" بلال گفت: "از من باز ایست، زیرا تو مرا به زحمت انداختهای." عبدالله بن علی گفت: "من از تو باز نمیایستم تا آنچه از رسول خدا (ص) در این باره شنیدهای به من بگویی." بلال گفت: "بسم الله الرحمن الرحیم. درِ صبر در کوچکی است که از یک یاقوت قرمز ساخته شده و حلقهای ندارد. اما درِ شکر از یاقوت سفید ساخته شده و دو در دارد که فاصله بین آنها پانصد سال است و صدایی بلند دارد که میگوید: 'خدایا، اهل مرا نزد من بیاور.'"
عبدالله بن علی پرسید: "آیا در صحبت میکند؟" بلال پاسخ داد: "بله، خداوند متعال به آن نطق میدهد." عبدالله بن علی پرسید: "آیا درِ بلاء همان درِ صبر نیست؟" بلال پاسخ داد: "نه." عبدالله بن علی پرسید: "بلاء چیست؟" بلال گفت: "مصائب، بیماریها و جذام. آن یک در از یاقوت زرد با یک در است که تعداد کمی از آن عبور میکنند."
عبدالله بن علی گفت: "خداوند تو را رحمت کند، بیشتر بگو و به من فضل کن، زیرا من نیازمندم." بلال گفت: "ای غلام، تو مرا به زحمت انداختهای. اما درِ اعظم جایی است که بندگان صالح وارد میشوند، کسانی که اهل زهد و ورع هستند و به سوی خداوند متعال میروند و با او انس میگیرند."
عبدالله بن علی پرسید: "خداوند تو را رحمت کند، وقتی وارد بهشت میشوند، چه میکنند؟" بلال پاسخ داد: "آنها بر دو نهر در صفوف حرکت میکنند در کشتیهایی از یاقوت که پاروهای آن از مروارید است. در آن کشتیها فرشتگانی از نور با لباسهای سبز هستند که شدت سبزی آن زیاد است." عبدالله بن علی پرسید: "آیا میتوان نوری به رنگ سبز باشد؟" بلال پاسخ داد: "لباسها سبز هستند ولی در آنها نوری از نور پروردگار عالمیان وجود دارد که بسیار روشن است."
عبدالله بن علی پرسید: "نام آن نهرها چیست؟" بلال پاسخ داد: "جنت المأوی." عبدالله بن علی پرسید: "آیا در وسط بهشت چیزی غیر از این وجود دارد؟" بلال پاسخ داد: "بله، جنت عدن که در وسط بهشتها قرار دارد. دیوارهای آن از یاقوت قرمز و سنگریزههای آن از مروارید است."
عبدالله بن علی پرسید: "آیا بهشتی غیر از این هم وجود دارد؟" بلال پاسخ داد: "بله، جنت الفردوس." عبدالله بن علی پرسید: "دیوارهای آن چگونه است؟" بلال پاسخ داد: "از نور است." عبدالله بن علی پرسید: "اتاقهایی که در آن هستند چگونهاند؟" بلال پاسخ داد: "از نور پروردگار عالمیان هستند."
توصیف بهشت و درختان آن
امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) فرمود: "در بهشت درختی است که از بالای آن لباسهای زیبا بیرون میآید و از پایین آن اسبهای سفید و سیاه زینشده و دهانبسته با بالهایی هستند که مدفوع و ادرار نمیکنند. اولیاء خدا بر آنها سوار میشوند و این اسبها آنها را در بهشت به هر جا که بخواهند میبرند. کسانی که در پایینتر از آنها هستند میگویند: 'پروردگارا، چگونه بندگانت به این کرامت دست یافتهاند؟' خداوند جل جلاله میفرماید: 'این به خاطر این است که آنها شبها را بیدار میماندند و نمیخوابیدند، روزها روزه میگرفتند و نمیخوردند، با دشمن جهاد میکردند و نمیترسیدند، و صدقه میدادند و بخل نمیورزیدند.'"
ویژگیهای حورالعین
از امام پرسیدم: "فدای شما شوم، حورالعین از چه چیزی خلق شدهاند؟" امام پاسخ داد: "از بهشت خلق شدهاند و مغز ساق پای آنها از پشت هفتاد لباس دیده میشود." پرسیدم: "فدای شما شوم، آیا آنها در بهشت صحبت میکنند؟" امام فرمود: "بله، آنها صحبت میکنند و کلماتی میگویند که هیچکس مانند آن را نشنیده است." پرسیدم: "آن کلمات چیست؟" امام فرمود: "آنها میگویند: ما جاودان هستیم و هرگز نمیمیریم."
تغذیه اهل بهشت و عدم دفع
عمر بن عبدالله ثقفی روایت میکند: یک نصرانی از شام از امام باقر (ع) پرسید: "چگونه اهل بهشت غذا میخورند ولی دفع نمیکنند؟ نمونهای از این در دنیا به من نشان بده." امام باقر (ع) پاسخ داد: "این جنین در شکم مادرش، از غذایی که مادرش میخورد تغذیه میکند ولی دفع ندارد."
نتیجه گیری
این روایات و بسیاری از روایات دیگر نشان میدهند که:
- جهان مادی و جسمانی دارای انواع مختلفی است.
- دنیا و آخرت هر دو مادی هستند، اما نظام آخرت با نظام دنیا متفاوت و نواقص دنیا را ندارد.
- در بهشت، اهل آن نمیخوابند و غذای آنها مواد زائد تولید نمیکند و به صورت عرق دفع میشود، مانند جنینی که در رحم مادر است. این مطالب از ضروریات دین است و روایات متواتر بر آن دلالت دارد و مورد اتفاق بین مسلمین است.
پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)
محضر مبارک فقیه محقق حضرت آیت ا… سیفی مازندرانی
سلام علیکم
ظاهر آیات و روایات این است که معاد جسمانی است. لطفا بفرمائید آیا ممکن است در عالمی غیر از عالم ماده، بدن عنصری با عوارض آن، مثل: خواب و نیاز به طعام و دفع قاذورات و … وجود داشته باشد؟
بسمه تعالی
پاسخ اجمالی: خواب، گرسنگی، تشنگی، و خوردن و آشامیدن و دفع قاذورات – به وجود مادی و عین خارجی – در نظام و عالم غیرمادی مستحیل است. اما آخرت نظام مادی جسمانی است ولی از غیر سنخ نظام مادی دنیاست؛ چون نظام مادی جسمانی دارای اقسامی است.
پاسخ تفصیلی: هریک از حالات خواب، و گرسنگی، و تشنگی و نیز افعال خوردن و آشامیدن و هضم و دفع قاذورات (مدفوع و ادرار یا غائط و بول) در دو نشأه ممکن الثبوت است؛ یکی در این نظام عالم مادی به وجود عینی خارجی، که به وجدان برای بشر مشهود است. و دیگری نظام غیرمادی عینی خارجی؛ یعنی عالم روحانی مثل آنچه از این حالات و افعال که در حال خواب در عالم رؤیا مشاهده می کنیم.
در نظام عالم روحانی غیرمادی، وجود مادی عینی خارجی برای هر یک از حالات و افعال فوق الذکر ممتنع است؛ چون مستلزم تناقض است.
البته عالم آخرت روحانی نبوده، بلکه جسمانی است علی التحقیق، بلکه بضرورت دین. ولی بر اساس ادله و آثار روایی به قدرت پروردگار آنچه انسان در بهشت تناول می کند جذب شده و قاذورات یا مدفوع ندارد، بلکه بصورت عرق از بدن دفع می شود؛ چون عالم آخرت – در عین حالیکه نظام جسمانی است – در همهی خصوصیات مثل این دنیا نیست، همانگونه که ظاهر آیۀ: « بَلْ هُمْ في لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَديد»/ ق: 15O دلالت بر این معنی دارد، و نیز در روایات آمده است، برخی از آنها را در اینجا ذکر می کنیم:
۱- خبر جابر بن یزید، قال: «سألت أبا جعفر علیه السلام عن قول الله عز وجل : ” أفعيينا بالخلق الأول بل هم في لبس من خلق جديد ” فقال علیه السلام: يا جابر تأويل ذلك أنّ الله عز وجل إذا أفنى هذا الخلق و هذا العالم وأسكن أهلَ الجنةِ الجنةَ وأهلَ النارِ النارَ جدَّد الله عز وجل عالماً غير هذا العالم وجدد عالما من غير فحولة ولا إناث يعبدونه ويوحدونه، وخلق لهم أرضا غير هذه الأرض تحملهم وسماءً غير هذه السماء تُظِلُّهم ، لعلك ترى أن الله عزوجل إنما خلق هذا العالم الواحد ، وترى أن الله عز وجل لم يخلق بشرا غيركم، بل والله لقد خلق الله تبارك وتعالى ألف ألف عالم وألف ألف آدم أنت في آخر تلك العوالم وأولئك الآدميين». (الخصال: ص652، ح54/ التوحید: ص277، ح2/ بحارالأنوار: ج8، ص374، ح2)
۲- خبر محمد بن مسلم، قال: «سمعت أبا جعفر علیه السلام يقول : لقد خلق الله عز وجل في الأرض منذ خلقها سبعة عالمين ليس هم من ولد آدم ، خلقهم من أديم الأرض فأسكنهم فيها واحدا بعد واحد مع عالمه ، ثم خلق الله عز وجل آدم أبا هذا البشر وخلق ذريته منه ، ولا والله ما خلت الجنة من أرواح المؤمنين منذ خلقها ، و لا خلت النار من أرواح الكفار والعصاة منذ خلقها عز وجل ، لعلكم ترون أنه كان يوم القيامة وصير الله أبدان أهل الجنة مع أرواحهم في الجنة، وصير أبدان أهل النار مع أرواحهم في النار أن الله عز وجل لا يعبد في بلاده ولا يخلق خلقا يعبدونه ويوحدونه ويعظمونه؟ بلى والله ليخلقن الله خلقا من غير فحولة ولا إناث يعبدونه ويوحدونه ويعظمونه ويخلق لهم أرضا تحملهم وسماء تظلهم، أليس الله عز وجل : يقول ” يوم تبدل الأرض غير الأرض والسماوات ” وقال الله عزوجل : ” أفعيينا بالخلق الأول بل هم في لبس من خلق جديد». (الخصال: ص358، ح45/ بحارالأنوار: ج8، ص133، ح37/ ص284، ح10/ ص374،ح1)
۳- ما رواه الصدوق بسنده عند عبدالله بن علي أنّه لقي بلالاً مؤذّن رسول الله (ص): «فسأله فيما سأله عن وصف بناء الجنة قال : اكتب : بسم الله الرحمن الرحيم سمعت رسول الله (ص) يقول: إن سور الجنة لبنة من ذهب ، ولبنة من فضة ، ولبنة من ياقوت ، وملاطها المسك الأذفر ، وشرفها الياقوت الأحمر والأخضر والأصفر ، قلت : فما أبوابها ؟ قال : أبوابها مختلفة : باب الرحمة من ياقوتة حمراء قلت : فما حلقته ؟ قال : ويحك كف عني فقد كلفتني شططا ، قلت : ما أنا بكاف عنك حتى تؤدي إلى ما سمعت من رسول الله (ص) في ذلك ، قال: اكتب : بسم الله الرحمن الرحيم أما باب الصبر فباب صغير مصراع واحد من ياقوتة حمراء لا حلق له ، وأما باب الشكر فإنه من ياقوتة بيضاء لها مصراعان مسيرة ما بينهما خمسمائة عام له ضجيج وحنين يقول : اللهم جئني بأهلي ، قلت: هل يتكلم الباب ؟ قال : نعم ينطقه ذو الجلال والاكرام، وأما باب البلاء ، قلت ، أليس باب البلاء هو باب الصبر ؟ قال : لا ، قلت : فما البلاء ؟ قال : المصائب والأسقام والأمراض والجذام ، وهو باب من ياقوتة صفراء مصراع واحد ما أقل من يدخل منه ؟ ! قلت : رحمك الله زدني وتفضل علي فإني فقير ، قال : يا غلام لقد كلفتني شططا ، أما الباب الأعظم فيدخل منه العباد الصالحون ، وهم أهل الزهد والورع والراغبون إلى الله عز وجل المستأنسون به ، قلت رحمك الله فإذا دخلوا الجنة ماذا يصنعون ؟ قال : يسيرون على نهرين في مصاف في سفن الياقوت ، مجاذيفها اللؤلؤ ، فيها ملائكة من نور ، عليهم ثياب خضر شديدة خضرتها ، قلت : رحمك الله هل يكون من النور أخضر ؟ قال : إن الثياب هي خضر ولكن فيها نور من نور رب العالمين جل جلاله، يسيرون على حافتي ذلك النهر ، قلت : فما اسم ذلك النهر ؟ قال : جنة المأوى ، قلت : هل وسطها غير هذا ؟ قال : نعم جنة عدن وهي في وسط الجنان فأما جنة عدن فسورها ياقوت أحمر ، وحصباؤها اللؤلؤ ، قلت : فهل فيها غيرها ؟ قال : نعم جنة الفردوس، قلت : وكيف سورها ؟ قال : ويحك كف عني حيرت علي قلبي ، قلت بل أنت الفاعل بي ذلك ، ما أنا بكاف عنك حتى تتم لي الصفة وتخبرني عن سورها ، قال : سورها نور ، فقلت: والغرف التي هي فيها ، قال : هي من نور رب العالمين». (بحارالأنوار: ج8، ص116-۱۱۷، ح1)
۴- صحیحة عمرو بن ثابت، عن زید بن علي، عن أبیه، عن جدّه (ع) ، قال: «قال أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (ع): إن في الجنة لشجرة يخرج من أعلاها الحلل ، ومن أسفلها خيل بلق مسرجة ملجمة ذوات أجنحة ، لا تروث ولا تبول ، فيركبها أولياء الله فتطير بهم في الجنة حيث شاؤوا ، فيقول الذين أسفل منهم : يا ربنا ما بلغ بعبادك هذه الكرامة ؟ فيقول الله جل جلاله : إنهم كانوا يقومون الليل ولا ينامون ، ويصومون النهار ولا يأكلون ، ويجاهدون العدو ولا يَجبنون ، ويتصدقون ولا يبخلون». (بحارالأنوار: ج8، ص118، ح4)
۵- صحیحة أبي بصیر، قال: «قلت لأبي عبد الله (ع)… جعلت فداك من أي شئ خلقن الحور العين ؟ قال (ع) : من الجنة ويرى مخ ساقيها من وراء سبعين حلة، قلت: جعلت فداك ألهن كلام يتكلمن به في الجنة ؟ قالS: نعم كلام يتكلمن به لم يسمع الخلائق بمثله. قلت: ما هو ؟ قال (ع) يقلن: نحن الخالدات فلا نموت». (بحارالأنوار: ج8، ص121، ح11)
۶- خبر عمر بن عبدالله الثقفي، قال: «سأل نصراني الشام الباقر (ع) عن أهل الجنة : كيف صاروا يأكلون ولا يتغوطون ؟ أعطني مثله في الدنيا، فقال (ع) : هذا الجنين في بطن أمه يأكل مما تأكل أمه ولا يتغوط». (بحارالأنوار: ج8، ص122، ح15)
۷- صحیحة هشام بن سالم، عن الصادق (ع) في خبر المعراج، قال: «قال النبي (ص): ثم خرجت من البيت المعمور فانقاد لي نهران : نهر تسمى الكوثر ، ونهر تسمى الرحمة ، فشربت من الكوثر ، واغتسلت من الرحمة ثم انقادا لي جميعا حتى دخلت الجنة ، وإذا على حافتيها بيوتي وبيوت أزواجي ( أهلي خ ل ) وإذا ترابها كالمسك ، وإذا جارية تنغمس في أنهار الجنة فقلت : لمن أنت يا جارية ؟ فقالت : لزيد بن حارثة ، فبشرته بها حين أصبحت ، وإذا بطيرها كالبخت ، وإذا رمانها مثل الدلي العظام ، وإذا شجرة لو ارسل طائر في أصلها مادارها سبعمائة سنة ، و ليس في الجنة منزل إلا وفيها قتر منها ، ( ۱ ) فقلت : ما هذه يا جبرئيل ؟ فقال : هذه شجرة طوبى قال الله : ” طوبى لهم وحسن مآب». (بحارالأنوار: ج8، ص ۱۲۳-۱۲۴، ح20)
قال المجلسي: «البخت : الإبل الخراساني . والدلي بضم الدال وكسر اللام وتشديد الياء على وزن فعول جمع الدلو . والقتر بالضم وبضمتين : الناحية والجانب . والقتر القدر ، ويحرك ، كل ذلك ذكرها الجوهري». (المصدر: ذیل الحدیث المزبور)
۸- ما رواه في الاحتجاج بسنده عن هشام بن الحکم – في حدیث سؤال الزندیق – عن أبي عبدالله (ع) ، قال: «…أليسوا يأكلون ويشربون ؟ وتزعم أنه لا تكون لهم الحاجة ! قال (ع) : بلى لان غذاءهم رقيق لا ثفل له ، بل يخرج من أجسادهم بالعرق ، قال: فكيف تكون الحوراء في كل ما أتاها زوجها عذراء ؟ قال (ع) : إنها خلقت من الطيب لا تعتريها عاهة ، ولا تخالط جسمها آفة ، ولا يجري في ثقبها شئ ولا يدنسها حيض ، فالرحم ملتزقة، إذ ليس فيه لسوى الإحليل مجرى». (بحارالأنوار: ج8، ص136، ح48)
لفظ الإحلیل معناه ذَکَر الرجل. قال الخلیل: «الإحلیل مخرج البول من الذَکَر». (العین: مادة: حلّ)
۹- المعتبرة المرویة في تفسیر العسکري (ع) قال الإمام (ع) في تفسیر قوله تعالی: «قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْل»/ البقرة: 25O: «في الدنيا فأسماؤه كأسماء ما في الدنيا من تفاح وسفرجل ورمان وكذا وكذا، وإن كان ما هناك مخالفا لما في الدنيا فإنه في غاية الطيب ، وإنه لا يستحيل إلى ما يستحيل إليه ثمار الدنيا من عذرة وسائر المكروهات من صفراء وسوداء ودم ، بل لا يتولد عن مأكولهم إلا العرق الذي يجري من أعراضهم أطيب من رائحة المسك». (بحارالأنوار: ج8، ص141، ح58)
۱۰- المعتبرة المرویة في تفسیر العسکري، قال الإمام (ع) : «إن في الجنة طيورا كالبخاتي، عليها من أنواع المواشي، تصير ما بين سماء الجنة وأرضها، فإذا تمنى مؤمن محب للنبي وآله (ص) الأكل من شيء منها وقع ذلك بعينه بين يديه، فتناثر ريشه وانشوى وانطبخ، فأكل من جانب منه قديداً ومن جانب منه مشوياً بلا نار، فإذا قضى شهوته ونهمته قال: الحمد لله رب العالمين عادت كما كانت فطارت في الهواء، وفخرت على سائر طيور الجنة تقول: مَن مثلي وقد أكل منّي وليّ الله عن أمر الله ؟». (بحارالأنوار: ج8، ص141، ح58)
۱۱- ما رواه الشیخ المفید بسنده، عن جابر، عن أبي جعفر (ع) – في حدیث – قال: «إنّ أهل الجنة… یستیقضون فلا ینامون أبداً». (الاختصاص: ص358./ بحارالأنوار: ج8، ص220، ح214)
این روایات، و غیر اینها روایات بسیار و متظافر دیگر دلالت بر این معنی دارد که:
اولاً: نظام مادی و عالم جسمانی دارای اقسام و انواع است؛ لذا نظام این عالم دنیا – که در آن زندگی می کنیم- ، و نظام عالم آخرت (بهشت و جهنم) هر دو نظام مادی هستند.
و ثانیاً: دنیا و آخرت در عین حالیکه هر دو نظام مادی جسمانی هستند ولی نظام عالم آخرت غیر از نظام کون و فساد این دنیاست.
و ثالثاً: از خصائص و ویژگیهای عالم آخرت در بهشت این است که اهل آن نمی خوابند و آشامیدن و خوردن آنان تولید مدفوع و بول نمی کند و به صورت عرق از بدن دفع می شود، همانند انسان بصورت جنین در رحم مادر. این مطالب مدلول صریح این روایات و بسیاری از روایات دیگر است. و نیز از اعتقادات ضروری دین است؛ چون روایات متواتر بر آن دلالت دارد و مورد اتفاق بین مسلمین است.
تاریخ: یکشنبه ۲۶ محرم الحرام ۱۴۴۵ ھ.ق
برابر با: ۲۲ مردادماه ۱۴۰۲ ھ.ش
حوزه علمیۀ قم:
علی اکبر سیفی مازندرانی

