معنای «هو الظاهر و الباطن»

سوال

منظور از ظاهر و باطن بودن خداوند متعالی در آیه «هو الظاهر و الباطن» چیست؟

پاسخ

از روایات اهل بیت، سه معنا برای «هو الظاهر و الباطن» به دست می آید:

1- حضور و وابستگی:

یعنی خداوند در همه موجودات مادی حضور دارد و بقای آنها به اراده او وابسته است. او ظاهر است زیرا حیات مادی به او وابسته است و باطن است زیرا قابل رؤیت نیست، اما به همه موجودات غیرمادی نیز احاطه دارد.

2-علم و سیطره:

یعنی باطن بودن خداوند به علم او به همه موجودات و ظاهر بودن او به سیطره و سلطه وجودی‌اش بر آنها اشاره دارد.

3-ذات و صفات:

یعنی این عبارت به ذات و صفات خدا برمی‌گردد، بدون توجه به موجودات. خداوند با صفات فعلی‌اش ظاهر و با صفات ذاتی‌اش باطن است.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

بسمه تعالی

سه معنا برای «هو الظاهر و الباطن» از روایات اهل البیت علیهم السلام استفاده می شود:

اول: خداوند ظاهر است معنایش این است که خداوند در همه‏ ی وجودات مادی دنیائی حضور دارد. به این معنی که حدوث و ادامه‏ ی حیات مادی تمام موجودات مادّی -اعم از حیوان، انسان، جمادات، و موجودات جسمانی آسمانی، افلاک و کرات، و همه‏ی موجودات زمینی- در هر لحظه به اراده‏ی او وابسته است. علاوه بر این احاطه‏ ی علمی به علم حضوری که بر همه موجودات دارد. پس او ظاهر است؛ یعنی حیات همه‏ی موجودات ظاهر مادی وابسته به مشیّت و اراده اوست و همه در محضر علم حضوری پروردگار هستند. و نیز او باطن است؛ یعنی قابل رؤیت نیست و حیات همه‏ ی موجودات روحانی غیر مادی نیز در محضر او به علم حضوری بوده، بلکه اصل حیات و وجود همه‏ ی موجودات روحانی باطنی غیر قابل رؤیت به اراده‏ ی او وابسته است.

در روایتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «الذي لیست لأولیته نهایة و لا لآخریته حدّ و لا غایة. قال: الذي بطن من خفیات الاُمور و ظهر في العقول بما یری من علامات التدبیر».[1]

دوم: از بعضی روایات استفاده می شود که باطن خداوند علم او به همه‏ی موجودات روحانی و مادی، آسمانی و زمینی است، و این معنای هو الباطن است. و معنای هو الظاهر سیطره‏ ی وجودی او بر همه موجودات هستی -حدوثاً و بقاءً- می باشد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «هو الظاهر علیها بسلطانه و عظمته، و هو الباطن لها بعلمه و معرفته».[2] ضمیر «ها» در کلمه‏ ی «علیها» به خلائق؛ یعنی همه‏ ی موجودات آسمانی و زمینی، روحانی و مادی بر می گردد. در این تفسیر فرقی بین متعلق علم و سلطه از حیث آسمانی و زمینی و روحانی و مادّی نیست.

سوم: در روایت دیگری «هو الظاهر و الباطن» را به ذات و صفات مقدس خدا برگرداند با قطع نظر از ماسوای ذات اقدس احدیت از موجودات عالم هستی. فرمود: «الظاهر لا یقال ممّ و الباطن لا یقال فیم».[3] این روایت نظر به این نکته دارد که الله تعالی هو الظاهر بصفات الفعل مثل الخلق، و الرزق و نحوهما، و هو الباطن بصفات الذات مثل علم. و نظر به خارج از ذات اقدس باری تعالی -از موجودات روحانی و مادی، آسمانی و زمینی- ندارد.

تاریخ:  ۳ صفر سنه‌ی ۱۴۴۲ هـ.ق

برابر ۳۱  شهریور  سال ۱۳۹۹ هـ.ش

[1]– التفسیر الصافي: ج ۵، ص ۱۳۲.

[2]– نهج البلاغة صبحی الصالح: ص ۲۷۵.

[3]– نهج البلاغة صبحی الصالح: ص ۲۳۲، خ ۳.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا