استفاده از مال بجا مانده

سوال

استفاده از مال بجای مانده از دیگران در امثال هتل‌ها یا خوابگاه دانشگاه و... که صاحب آن را نمی‌شناسیم، چه حکمی دارد؟ ملاک اعراض در این موارد چیست؟ مثلا در وسایل کم ارزش مثل خودکار حکم چیست؟

پاسخ

این اموال به دلیل محفوظ بودن و در معرض ضایع شدن نیستند، از حکم "لقطه" خارج شده و به عنوان "مال مجهول‌المالک" محسوب می‌شوند. در این حالت، آگاهی دادن برای این اموال واجب نیست و اگر پیدا کردن صاحب آن‌ها ناممکن باشد، باید آن‌ها را فروخت و با اجازه فقیه جامع‌الشرائط به شیعیان نیازمند صدقه داد. روایت‌های امامان معصوم، این حکم را تأیید می‌کنند که اگر در مواردی صاحبان این اموال شناسایی نمی‌شوند، به امر امام یا فقیه می‌توان این اموال را به شیعیان نیازمند داد. ملاک "اعراض" یعنی صرف نظر کردن مالک از مال نیز مورد بحث قرار گرفته و تصرف در اموال کمتر از یک درهم بدون نیاز به صدقه یا اعلام، مجاز است مگر اینکه صاحب آن پیدا شود و مال خود را مطالبه کند.

پاسخ تفصیلی (ویژه محققین)

مال بجای مانده از دیگران در هتل ها یا خوابگاه دانشگاه، مسافرخانه، زیارتگاهها حکم مجهول المالک را دارد. و از عنوان لقطه خارج است؛ چون در معرض ضایع شدن و تلف نیست، و در عنوان لقطه معتبر است که در مکان غیر محفوظ و در معرض تلف و از بین رفتن باشد. و چون مالی که در اماکن یاد شده پیدا شود محفوظ بوده و در معرض تلف و از بین رفتن نیست؛ لذا حکم مجهول المالک را داشته و تعریف و اعلان آن واجب نیست. و حکم آن این است که اگر از دسترسی به صاحب آن مأیوس است آن را فروخته و قیمت آن را با اجازۀ فقیه جامع به شیعیان نیازمند صدقه دهد. و دلیل آن نصوص وارده است مانند: صحیحۀ عبدالرحمان، قال: «سئل أبو الحسن الرضا علیه السلام وأنا حاضر  -إلى أن قال- فقال: رفيق كان لنا بمكة فرحل منها إلى منزله ورحلنا إلى منازلنا ، فلما أن صرنا في الطريق أصبنا بعض متاعه معنا فأي شئ نصنع به ؟ قال : تحملونه حتى تحملوه إلى الكوفة قال: لسنا نعرفه ولا نعرف بلده ولا نعرف كيف نصنع ؟ قال: إذا كان كذا فبعه وتصدق بثمنه ، قال له : على من جعلت فداك ؟ قال : على أهل الولاية»[1] جمله: «أصبنا بعض متاعه معنا» دلالت دارد که مال گمشده در میان اموال شخص پیدا کننده بوده؛ لذا مجهول المالک می شود. و نظیر آن صحیحۀ هشام و روایت نضر بن حبیب است [2] و نیز صحیحة داود بن أبي یزید، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: «قال رجل : إني قد أصبت مالاً وإنّي قد خفت فيه على نفسي ولو أصبت صاحبه دفعته إليه وتخلصت منه ، قال : فقال له أبو عبد الله علیه السلام: والله أن لو أصبته كنت تدفعه إليه؟ قال : إي والله. قال علیه السلام: فأنا والله، ما له صاحب غيري. قال : فاستحلَفه أن يدفعه إلى من يأمره، قال : فحلف. فقال علیه السلام: فاذهب فاقسمه في إخوانك. ولك الأمن مما خفت منه. قال : فقسّمته بين إخواني»[3] مقصود حضرت از کلامش: «فاقسمه في إخوانك» امر به تقسیم مال پیدا شده بین مؤمنین و شیعیان است. و اطلاق آن مال مجهول المالک در مورد سؤال را شامل می شود. و جملۀ «ما له صاحب غیري» دلالت واضح دارد که باید تصدّق به اذن امام علیه السلام در زمان حضور باشد. و به دلالت ادلّه ولایت فقیه شامل فقیه جامع شرائط در عصر غیبت می شود.

و اما ملاک اعراض این است که مالک از مالش صرف نظر کند و آن را نخواهد. و غالباً از اموال گمشده یا بجای ماندۀ ناچیز و کم قیمت اعراض می شود و از طرفی به اتفاق نص و فتوا تصرّف در مال پیدا شدۀ کمتر از قیمت یک درهم جائز بوده و نیاز به تصدّق یا تعریف و اعلام ندارد، مگر اینکه صاحب آن پیدا شود بعد از تصرف و همان مال را مطالبه کند، که در اینصورت شخصی که آن را پیدا و تصرف کرده ضامن است.

تاریخ:  ۲۲ ربیع الثانی سنه‌ی ۱۴۴۲ هـ.ق

برابر ۱۸ آذر سال ۱۳۹۹ هـ.ش

[1]– وسائل الشیعه: ب ۷ ازابواب اللقطة، ح ۲.

[2]– وسائل الشیعة: ب ۶ از ابواب میراث الخنثی، ح ۱ و ۳.

[3]– وسائل الشیعة: ب ۷ از ابواب اللقطة، ح ۱.

کپی لینک کوتاه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا