خلاصه بحث
در مورد ابتدای وقت نماز عشاء بین اصحاب اختلاف واقع شده است.
مشهور قائل هستند که هنگام غروب شرعی تا سه رکعت وقت اختصاصی نماز مغرب است و بلافاصله پس از اقامه نماز مغرب می توان نماز عشاء را اقامه کرد. ولی شیخ مفید و شیخ طوسی و برخی از علماء قائل هستند که وقت نماز عشاء از زمانی آغاز می شود که حمره مغربیه از بین برود و اقامه نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه جایز نیست.
ابتدای وقت نماز عشاء
وقت نماز مغرب و عشاء طبق قول مشهور از اول غروب شرعی آغاز می شود و تا نیمه شب ادامه دارد.
مراد از غروب شرعی را در جلسات گذشته بیان کردیم و گفتیم که وقتی قرص خورشید مستتر شود، و حمره مشرقیه از بالای سر رد بشود وقت نماز مغرب می شود.
وقت اختصاصی نماز مغرب طبق قول مشهور از غروب شرعی آغاز می شود و مدت زمانی است که بتوان یک نماز سه رکعتی را اقامه کرد. وقت اختصاصی نماز عشاء نیز به مقدار چهار رکعت مانده به نیمه شب است. و بین این دو وقت، به عنوان وقت مشترک برای نماز مغرب و عشاء است.
بنابراین طبق قول مشهور، اگر کسی همان ابتدای غروب شرعی نماز مغرب را بخواند، بلا فاصله پس از آن می تواند نماز عشاء را بجا بیاورد.
این قول مشهور است، ولی شیخ مفید و شیخ طوسی با این فتوا مخالفت کرده و قائل شده اند که آغاز زمان نماز عشاء بعد از ذهاب حمره مغربیه است و اقامه نماز عشاء قبل از آن جایز نیست.
این قول غیر مشهور را به سلار و ابن عقیل و سید مرتضی نیز نسبت داده اند.
البته برخی از کسانی که قائل به این قول هستند، تقدیم نماز عشاء بر ذهاب حمره مغربیه را در صورت عذر جایز می دانند.
صاحب ریاض پس از آنکه قول مشهور و قول مخالف مشهور را بیان کرده است، فرموده که وقتی کسانی مثل شیخ مفید و شیخ طوسی قائل به این قول هستند، بنابراین لااقل باید قائل به کراهت تقدیم نماز عشاء بر ذهاب حمره مغربیه شد.
به نظر ما این حرف صحیح نیست، و به خاطر فتوای برخی اصحاب نمی توان قائل به کراهت شد. البته ممکن است کسی به خاطر جمع بین نصوص قائل به کراهت بشود، ولی مخالفت نکردن با فتوای برخی اصحاب نمی تواند دلیل بر کراهت باشد.
به هر حال به نظر ما نه تنها تقدیم نماز عشاء مکروه نیست، بلکه استحباب دارد، چون در روایات آمده است که افضل اوقات برای فریضه، اول وقت است. بنابراین به نظر ما بهترین وقت برای خواندن نماز عشاء، برای کسی که نافله مغرب را نمی خواند بلافاصله بعد از نماز مغرب، و برای کسی که نافله می خواند پس از نماز مغرب و نوافل آن است.
این در مورد وقت افضل بود. اما اگر کسی نماز عشاء را در این وقت افضل نخواند، نوبت به وقت فضیلت می رسد که همان ذهاب حمره مغربیه است، یعنی اگر نماز عشاء را به هر دلیلی تا قبل از ذهاب حمره مغربیه نخواند، لااقل هنگام ذهاب بخواند.
پایان وقت نماز عشاء نیز هنگام نیمه شب شرعی است، و برای پایان وقت فضیلت نماز عشاء حدی را معین نکرده اند.
ظاهر از نص و فتوا این است که وقت فضیلت نماز عشاء به صورت الاولی فالاولی محاسبه می شود، یعنی هرچقدر به ذهاب حمره مغربیه نزدیکتر باشد فضیلتش بیشتر است و هرچقدر از ذهاب حمره مغربیه دور بشود و به نیمه شب نزدیکتر بشود فضیلتش کمتر می شود.
عبارت ریاض این است:
«ثمَّ يدخل وقت المغرب، فإذا مضى مقدار أدائها على الوجه الذي مضى اشترك الفرضان، و المغرب مقدمة على العشاء إلاّ في صورة الاستثناء حتى يبقى لانتصاف الليل مقدار أداء العشاء بالنحو الذي مضى فيختص به.
و إذا طلع الفجر الثاني و هو المعترض المستطير في الأفق، و يسمّى الصادق لأنّه صدقك عن الصبح، و يسمّى الأوّل الكاذب لأنّه ينمحي بعد ظهوره و يزول ضوؤه دخل وقت صلاته ممتدّا حتى تطلع الشمس.
و على هذه الجملة كثير من القدماء و المتأخّرون كافّة فيما أجده، و في السرائر الإجماع عليه».[1]
مراد ایشان از «إلا في صورة الاستثناء» این است که کسی نماز مغرب را نخواند تا زمانی که فقط به اندازه چهار رکعت تا نیمه شب باقی بماند، که در این صورت دیگر نباید مغرب را بخواند، بلکه باید نماز عشاء را در وقتش بجا بیاورد و نماز مغرب را قضا نماید.
سپس صاحب ریاض در جای دیگر فرموده است:
«قيل و القائل الشيخان و جماعة: إنه لا يدخل وقت العشاء حتى تذهب الحمرة المغربية و لا يجوز أن تصلى قبله إلّا مع العذر فيجوز حينئذ كما هو ظاهر بعضهم، و أطلق بعضهم المنع عن الصلاة قبله من دون استثناء.
و قد مرّ في أواخر مواقيت الفرائض ما يصلح مستندا لهم مطلقا و أنّ الأشهر الأظهر جواز التقديم مطلقا و لو اختيارا لكن مع الكراهة خروجا عن الشبهة الناشئة من اختلاف الفتوى و الرواية، و إن كان الأظهر حمل المانعة منها على التقيّة، لكونه مذهب الجمهور كافّة كما عرفته».[2]
قول شیخان و جماعتی این است که تا ذهاب حمره مغربیه نشده است اقامه نماز عشاء جایز نیست.
ظاهر عبارت برخی از قائلین به این قول این است که معذورین می توانند نماز عشاء را قبل از ذهاب حمره مغربیه بخوانند، ولی برخی از آنها به صورت مطلق مانع شده اند و معذورین را استثناء نکرده اند، یعنی اقامه نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه را حتی برای معذورین هم جایز ندانسته اند.
صاحب ریاض به خاطر شبهه ای که از اختلاف فتوا و روایت ناشی شده، قائل به کراهت شده است.
عرض کردیم که به نظر ما اختلاف فتوا نمی تواند دلیل بر کراهت باشد.
در مورد روایات هم، همانطور که خود ایشان فرموده اند این دسته از روایات که نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه را نفی کرده اند مطابق با قول عامه هستند و حمل بر تقیه می شوند، چون همه اهل عامه قائل هستند که اقامه نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه جایز نیست. بنابراین باید این روایات را حمل بر تقیه کرد، و بعد از حمل بر تقیه، دیگر نمی توان بر اساس این روایات قائل به کراهت شد.
بنابراین، قول به کراهت تقدیم نماز عشاء بر ذهاب حمره مغربیه وجهی ندارد. و نه تنها تقدیم نماز عشاء بر ذهاب حمره مغربیه کراهت ندارد، بلکه افضل است، چون نصوص مستفیضه داریم که بهترین وقت برای اقامه نماز فریضه، اول وقت است. که این بحث را در آینده به صورت مفصل هنگام بحث از وقت نماز ظهر، مطرح کرده و ادله آنرا ذکر خواهیم کرد.
این کلام ریاض بود.
صاحب حدائق نیز فرموده است:
«المشهور بين الأصحاب (رضوان الله عليهم) ان أول وقت العشاء إذا مضى من غروب الشمس قدر ثلاث ركعات و اليه ذهب السيد المرتضى و الشيخ في الاستبصار و الجمل و ابن بابويه و ابن الجنيد و أبو الصلاح و ابن البراج و ابن زهرة و ابن إدريس و من تأخر عنه، و نسبه العلامة في المنتهى الى ابن ابي عقيل ايضا مع انه في المختلف نسب اليه القول الآتي، و قال الشيخان أول وقتها غيبوبة الشفق و نسبه في المختلف الى ابن ابي عقيل و سلار، و هو أحد قولي المرتضى على ما نقله بعض الأصحاب أيضا».[3]
ایشان نیز این دو قول را بیان کرده و قائلین هرکدام را نیز ذکر کرده است.
صاحب جواهر نیز فرموده است:
«إذا غربت الشمس دخل وقت المغرب، و تختص من أوله بمقدار ثلاث ركعات إن كان المكلف جامعا لجميع الشرائط، و إلا اختص بمقدارها مع الركعات ثم يشاركها العشاء حتى ينتصف الليل».[4]
مراد ایشان از «جامعا لجیمع الشرائط» این است که شرایط تکلیف را دارا باشد و معذور نباشد.
ایشان تعبیر «مع الرکعات» فرموده است، ولی بهتر بود که از تعبیر «من الرکعات» استفاده می کردند.
به هر حال مقصود ایشان روشن است که اگر کسی معذور است، به مقداری که شرایط او اقتضاء می کند همان مقدار از رکعات را می خواند.
و پس از این سه رکعت، وقت مشترک مغرب و عشاء آغاز می شود.
ایشان در جای دیگر فرموده اند:
«و أما العشاء فقد مر فيما سبق ما يدل على دخول وقته قبل ذهاب الشفق المغربي، و عدم اعتباره فيه، سواء قلنا بالاشتراك أو بالاختصاص، بل أدلة الطرفين من تلك حجة على من اعتبره فيه، مضافا إلى ما سمعته سابقا من المختلف و إلى إجماعي الغنية و السرائر كما حكي عن ثانيهما المؤيدين بالشهرة العظيمة، بل هي إجماع من المتأخرين، بل لعله كذلك عند المتقدمين أيضا، بناء على ما سمعته في الظهرين من تعبيرهم عن الاستحباب المؤكد بالوجوب، و إن حكوه هنا عن الشيخين و سلار بل و الحسن في أحد النقلين، بل في خلاف ثاني الشيخين الإجماع عليه لكن في غير المعذور فيقدم، كما حكي عن الشيخين منهم التصريح به».[5]
ایشان قائل هستند که وقت نماز عشاء بلافاصله پس از مغرب و قبل از ذهاب حمره مغربیه آغاز می شود.
مراد از «عدم اعتباره» این است که برای مشروعیت اقامه نماز عشاء نیاز به ذهاب حمره مغربیه نیست.
ایشان می فرماید که فرقی ندارد که قائل به اشتراک باشیم یا قائل به اختصاص باشیم، در هر صورت نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه مشروع است.
شیخان قائل هستند که تا قبل از ذهاب حمره مغربیه وقت اختصاصی نماز مغرب است و خواندن نماز عشاء جایز نیست.
صاحب جواهر می فرماید حتی اگر قائل به اختصاص وقت به نماز مغرب باشیم باز هم خواندن نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه جایز است، چون حتی اگر قائل به اختصاص هم باشیم باید این اختصاص را حمل بر وقت فضیلت کنیم.
به عبارت دیگر باید قائل بشویم که این اختصاص، در اصل جواز نیست، بلکه اختصاص در وقت فضیلت است.
ولی شیخان این اختصاص را مربوط به اصل جواز می دانند.
عبارت «بل أدلة الطرفین من تلک …» به این معناست که قائلین به این قول، به دو روایت صحیحه تمسک کرده اند و گفته اند که نماز عشاء قبل از ذهاب حمره مغربیه مشروع نیست، ولی ما این دو روایت را بر خلاف مدعای قائلین به این قول می دانیم، چون این روایات را حمل بر وقت اختصاصی فضیلت می کنیم.
تعبیر «في خلاف ثاني الشیخین» یعنی در کتاب خلافِ دومین شیخ از شیخین یعنی شیخ طوسی ادعای اجماع بر عدم جواز تقدم نماز عشاء بر ذهاب حمره مغربیه شده است، منتهی این حرف مربوط به غیر معذور است، ولی اگر کسی معذور باشد می تواند نمازش را مقدم کند.
شیخ انصاری هم همان حرف مشهور را بیان می کند و حرف شیخان را قبول ندارد.
در مجموع، چنین اختلافی بین فقهاء وجود دارد، و دلیل این اختلاف هم، اختلاف روایات است.
نصوص
دو طایفه روایت داریم که یک طایفه دلالت بر همان قول مشهور دارند. و طایفه دوم نیز دو صحیحه است که قول شیخان را بیان کرده اند.
طایفه اول
صحیحه زراره
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: «إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ الْوَقْتَانِ الظُّهْرُ وَ الْعَصْرُ فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ الْوَقْتَانِ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ الْآخِرَةُ«.[6]
این روایت اطلاق دارد، به نحوی که حتی شامل جایی که نماز عشاء قبل از نماز مغرب خوانده شود نیز می شود، ولی روایات صریحی داریم که می گویند باید نماز مغرب قبل از نماز عشاء باشد، که با این روایات، اطلاق این صحیحه زراره را تقیید می زنیم.
معتبره عبید بن زراره
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: «إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاَتَيْنِ إِلاَّ أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ«.[7]
این روایت هم وقت نماز مغرب و عشاء را از هنگام غروب شرعی می داند، ولی رعایت ترتیب بین مغرب و عشاء را لازم می داند، بنابراین با خود این روایت هم می توان اطلاق روایت اول را تقیید زد.
صحیحه ابی عبیده
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنٍ يَعْنِي ابْنَ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا كَانَتْ لَيْلَةٌ مُظْلِمَةٌ وَ رِيحٌ وَ مَطَرٌ صَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ مَكَثَ قَدْرَ مَا يَتَنَفَّلُ النَّاسُ ثُمَّ أَقَامَ مُؤَذِّنُهُ ثُمَّ صَلَّى الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ ثُمَّ انْصَرَفُوا».[8]
شیخ به این روایت استدلال کرده و فرموده که معذورین می توانند نماز عشاء را قبل از ذهاب حمره مغربیه بخوانند، ولی غیر معذورین باید صبر کنند تا حمره مغربیه از بین برود و سپس نماز عشاء را اقامه کنند.
عرض ما این است که ما روایت دیگری داریم که دلالت دارد بر اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بدون علت و عذر نیز نماز عشاء را قبل از ذهاب حمره مغربیه اقامه می فرمودند.
ادامه روایات را فردا بیان خواهیم کرد.
[1] رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدّلائل، الطباطبائي، السيد علي، ج2، ص172.
[2] رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدّلائل، الطباطبائي، السيد علي، ج2، ص217.
[3] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، البحراني، الشيخ يوسف، ج6، ص189.
[4] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج7، ص94.
[5] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج7، ص153.
[6] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص134، أبواب المواقيت، باب17، ح1، ط الإسلامية.
[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص135، أبواب المواقيت، باب17، ح11، ط الإسلامية.
[8] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص148، أبواب المواقيت، باب22، ح3، ط الإسلامية.
