۲۶- درس خارج فقه(کتاب الصلاة) ۱۴۰۳/۰۹/۰۳

کپی لینک کوتاه

۲۶- درس خارج فقه (کتاب الصلاة – أعداد النوافل الیومیة و أوقاتها)۱۴۰۳/۰۹/۰۳

 

خلاصه بحث

اگر کسی یک رکعت از نافله ظهر را در وقت مخصوص خودش درک کند و انجام بدهد، بقیه رکعات را می تواند در وقت نافله عصر بخواند.

نافله ظهر را نمی توان قبل از زوال انجام داد ولی این مساله مستثنیاتی هم دارد که یکی از آنها خوف فوت نافله در وقت خودش است، که در چنین صورتی می تواند نافله را قبل از زوال بخواند.

خواندن نافله ظهر در وقت نافله عصر

مطلب این است که اگر کسی نافله ظهر را در داخل وقت عصر بخواند، آیا صحیح و مشروع است یا خیر؟ و آیا می‌توان گفت که وقت نافله را درک کرده یا نه؟

مقتضای نصوص و فتاوا که پیش‌تر گذشت، همراه با نصوص متظافر و اتفاق اصحاب، این است که وقت نافله ظهر پس از زوال و قبل از رسیدن سایه به دو قدم است و بعد از آن، انجام نافله مشروع نیست. این مطلب قبلاً بیان شد و مورد اتفاق اصحاب است.

اما مسئله اکنون این است که اگر کسی به هر دلیلی نتوانست یا نخواست و یا حال و شرایط او اجازه نداد که این نافله را در وقت خودش، یعنی قبل از رسیدن سایه به دو قدم، به‌جا آورد، حال اگر این شخص بخواهد تمام نافله ظهر را در داخل وقت عصر بخواند، چنین نمازی صحیح نیست؛ زیرا دیگر وقت نافله ظهر را درک نکرده است. اما اگر کسی بتواند یک رکعت از هشت رکعت نافله ظهر را قبل از اینکه سایه به دو قدم برسد به جا آورد، در این صورت، وقت نافله را درک کرده است.

امروزه با پیشرفت ابزارها و تنظیمات دقیق زمانی، می‌توان به طور دقیق زمان رسیدن سایه به دو قدم را محاسبه کرد. در گذشته این کار دشوارتر و به‌صورت تخمینی انجام می‌شد، اما اکنون به‌راحتی امکان‌پذیر است. البته این زمان‌بندی با توجه به تغییرات فصول کمی متغیر است، اما در مجموع بسیار دقیق‌تر از گذشته است.

بنابراین اگر مشخص شود که قبل از رسیدن سایه به دو قدم، زمانی به اندازه خواندن یک رکعت وجود دارد و شخص بتواند یک رکعت از نافله ظهر را در آن زمان بخواند، در این حالت وقت نافله را درک کرده است.

این مساله، مانند وقت خود فریضه است، که اگر تنها به اندازه مدت کوتاهی به پایان وقت باقی مانده باشد و شخص بتواند یک رکعت از نماز عصر را مثلا در داخل وقت بخواند، در این صورت، نماز او ادا محسوب می‌شود. بنابراین حتی اگر باقی رکعات را پس از اتمام وقت نماز عصر و پس از غروب بخواند، باز هم نمازش صحیح است و در این حالت، قضای نماز لازم نیست؛ زیرا طبق قاعده «من ادرک رکعة فی الوقت فقد ادرک الوقت» نمازش صحیح است، و کسی که یک رکعت را درک کرده باشد مثل کسی است که کل وقت را درک کرده است.

نظیر این حکم در مورد نافله نیز صادق است. بنابراین اگر کسی یک رکعت از نافله ظهر را در وقت محدد آن بخواند، حتی اگر باقی رکعات نافله را خارج از وقت و در وقت نافله بعدی به جا آورد، نافله او در حکم کسی است که آنرا در وقت خود ادا کرده است.

مشهور اصحاب به این مطلب فتوا داده اند و موثقه عمار نیز بر همین مطلب دلالت دارد.

موثقه عمار

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقٍ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي حَدِيثٍ قَالَ: «… وَ إِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى رَكْعَةً فَلْيُتِمَّ النَّوَافِلَ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهَا ثُمَّ يُصَلِّي الْعَصْرَ وَ قَالَ لِلرَّجُلِ أَنْ يُصَلِّيَ إِنْ بَقِيَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ صَلَاةِ الزَّوَالِ إِلَى أَنْ يَمْضِيَ بَعْدَ حُضُورِ الْأُولَى نِصْفُ قَدَمٍ وَ لِلرَّجُلِ إِذَا كَانَ قَدْ صَلَّى مِنْ نَوَافِلِ الْأُولَى شَيْئاً قَبْلَ أَنْ تَحْضُرَ الْعَصْرُ فَلَهُ أَنْ يُتِمَّ نَوَافِلَ الْأُولَى إِلَى أَنْ يَمْضِيَ بَعْدَ حُضُورِ الْعَصْرِ قَدَمٌ وَ قَالَ الْقَدَمُ بَعْدَ حُضُورِ الْعَصْرِ مِثْلُ نِصْفِ قَدَمٍ بَعْدَ حُضُورِ الْأُولَى فِي الْوَقْتِ سَوَاءً».[1]

تعبیر «إِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى رَكْعَةً فَلْيُتِمَّ النَّوَافِلَ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهَا» اطلاق دارد و نافله ظهر و عصر را شامل می شود، منتهی بعد از این عبارت، تعبیر «ثُمَّ يُصَلِّي الْعَصْرَ» آمده است.

برخی از فقها گفته‌اند که این حکم، کل نوافل ظهر و عصر را شامل می‌شود. به این معنا که اگر در پایان وقت عصر، تنها به اندازه یک رکعت از وقت باقی مانده باشد، در این صورت می‌تواند تمامی شانزده رکعت نافله ظهر و عصر را به جا بیاورد و سپس نماز عصر را بخواند.

اما به نظر ما این صحیح نیست و خلاف ظاهر روایت است.

برخی دیگر از فقها نیز گفته‌اند که این روایت در مورد نافله ظهر اجمال دارد، و متیقنش نافله عصر است.

این هم به نظر ما درست نیست، و قضیه برعکس است. یعنی به نظر ما در نافله ظهر، ظهور واضح کالصریح دارد، ولی در نافله عصر، ظهور اطلاقی دارد.

گروه اول از فقهاء که گفته اند نافله ظهر و عصر را شامل می شود، از تعبیر «ثُمَّ يُصَلِّي الْعَصْرَ» چنین استفاده کرده اند که این تعبیر در مورد شخصی است که نافله ظهر و عصر را نخوانده بود تا اینکه وقت نافله عصر هم رو به اتمام بود، یعنی سایه شاخص نزدیک بود که به چهار قدم برسد، ولی به اندازه یک رکعت فرصت داشت، در چنین صورتی شانزده رکعت نافله را می خواند و سپس نماز عصر را می خواند.

به نظر ما این برداشت از روایت درست نیست، چون در ادامه روایت، تعبیر «لِلرَّجُلِ إِذَا كَانَ قَدْ صَلَّى مِنْ نَوَافِلِ الْأُولَى شَيْئاً قَبْلَ أَنْ تَحْضُرَ الْعَصْرُ فَلَهُ أَنْ يُتِمَّ نَوَافِلَ الْأُولَى» آمده است.

تعبیر «نَوَافِلِ الْأُولَى» مضاف و مضاف الیه است، و مراد از آن، نوافل ظهر است، چون در نمازهای واجب روزانه، دو فریضه داریم، که فریضه اولی ظهر است، و فریضه ثانیه هم عصر است.

و مراد از «شَيْئاً»، یک رکعت است، چون نکره در سیاق اثبات، دلالت بر تقلیل دارد، و اقل نماز هم یک رکعت است، اما نکره در سیاق نفی دلالت بر عموم دارد.

از اینجا معلوم می شود که اگر کسی نافله ظهر را در وقت آن به صورت کامل درک نکند اما یک رکعت را تا قبل از رسیدن سایه به دو قدم و رسیدن وقت نافله عصر درک کند، در این صورت نافله ظهر او صحیح است. منتهی شرط است که تا قبل از یک قدم، نماز را بخواند. یعنی پس از آنکه یک رکعت را خواند و دو قدم نافله ظهر تمام شد، در این صورت تا یک قدم وقت دارد که بقیه نافله ظهر را بخواند.

بنابراین ذیل روایت، ظهور کالصریح دارد که مراد از این عبارت، نافله ظهر است، و همین قرینه می شود که مراد از صدر روایت نافله عصر است.

بنابراین درست است که صدر روایت اطلاق دارد و می تواند شامل نافله ظهر و عصر بشود، ولی به وسیله ذیل، دست از این ظهور اولیه بر می داریم و می گوییم که مراد از صدر، نافله عصر است.

صاحب حدائق فرموده است:

«المشهور بين الأصحاب (رضوان الله عليهم)- بل الظاهر انه لا خلاف فيه- انه لو خرج الوقت الموظف للنافلة و لم يأت بها قدم الفريضة ثم قضى النافلة و ان تلبس بالنافلة و لو بركعة منها ثم خرج الوقت أتمها مخففة و زاحم بها الفريضة … قال المحقق في المعتبر بعد ذكر الرواية المذكورة: و هذه الرواية سندها جماعة من الفطحية لكن يعضدها أنه محافظة على سنة لم يتضيق وقت فريضتها. قال في المدارك بعد نقل ذلك عنه: و هو جيد و يعضدها ايضا ان مضمونها موافق للإطلاقات المعلومة و ليس لها معارض يعتد به فلا بأس بالعمل بها ان شاء الله تعالى».[2]

صدر کلام ایشان این است که اگر کسی نافله ظهر را مثلا ترک کند و وقت نافله عصر فرا برسد حق ندارد که نافله ظهر را بخواند و باید خود نماز ظهر را بخواند و نافله را پس از آن می تواند قضا کند.

البته قضا کردن نافله در این صورت، بنا بر قول مشهور است که برای نافله وقت مشخصی را بیان کرده بودند، و نافله در غیر آن زمان را قضا می دانستند، ولی بر اساس قول سوم که صاحب عروه ترجیح داده بود، تا پایان وقت فرصت هست که نافله را بجا بیاورد.

صاحب حدائق در ادامه فرموده که اگر به اندازه یک رکعت از وقت نافله را درک کرده باشد نمازش صحیح است، منتهی فرموده است که در این صورت نوافل را به صورت مخفف بخواند، یعنی مثلاً اگر در حالت عادی، حمد و سوره می‌خوانده، می‌تواند سوره را حذف کند و فقط حمد بخواند یا برخی اجزای مستحب نافله را حذف کند.

تعبیر «و زاحم بها الفريضة» یعنی با اینکه این نافله خواندن در حقیقت مزاحمت با فریضه است، اما ایرادی ندارد و جایز است.

سؤال: آیا مراد از این تعبیر این نیست که نماز را مخفف بخواند تا مزاحم فریضه نباشد؟

جواب: خیر، ظاهر عبارت این است که این مزاحمت مشروع است.

صاحب ریاض نیز فرموده است:

«إذا تلبس بنافلة الظهر و لو بركعة ثمَّ خرج وقتها أتمّها مقدمة على الظهر، و كذا لو تلبس بنافلة العصر و لو بركعة ثمَّ خرج وقتها أتمّها مقدمة ‌عليه … للموثق … و هو نص في نافلة العصر. و فيه نوع إجمال في نافلة الظهر، لكن يدفع بعدم القائل بالفرق»[3]

ایشان اصل این مطلب را بیان کرده و بعد هم به موثقه استدلال کرده است، منتهی ایشان فرموده که این موثقه نص در مورد نافله عصر است و در مورد نافله ظهر اجمال دارد.

ما عرض کردیم که به نظر ما ظهور کالصریح در نافله ظهر دارد، بنابراین این قسمت از کلام ایشان را قبول نداریم.

صاحب جواهر نیز اینگونه فرموده است:

«و المناقشة في سنده بعد انجباره و اعتضاده لا يلتفت إليها، خصوصا بعد كونه من قسم الموثق الذي هو حجة عندنا، و سهولة الأمر فيما تضمنه»[4]

به هر حال در این مساله شهرت عظیمه داریم و ادعای لا خلاف هم شده است، و موثقه عمار هم دلالتش واضح است. بنابراین نتیجه نهایی این است که اگر کسی یک رکعت از وقت نافله ظهر را درک کند کافی است که بتواند بقیه نافله ظهر را ولو در وقت نافله عصر بخواند.

مستثنیات

بیان شد که نافله ظهر باید بعد از زوال خوانده شود و نمی توان آنرا قبل از زوال بجا آورد. منتهی استثنائاتی در اینجا داریم که یکی از آنها روز جمعه بود که این مطلب را در جلسات گذشته بیان کردیم.

یکی دیگر از مستثنیات، زمانی است که شخص خوف فوت نافله را داشته باشد، به این معنا که اگر قبل از ظهر نافله را نخواند، بعد از ظهر فرصت خواندن آنرا نخواهد داشت، که در چنین حالتی می تواند نافله ظهر را قبل از زوال بخواند.

برای این مطلب به دو دسته از روایات تمسک شده است، یک دسته، مطلقاتی هستند که می گویند نوافل را در هر زمانی می توان انجام داد، و دسته دوم مقیداتی هستند که تقدیم نافله ظهر بر زوال را در صورت وجود عذر اجازه داده اند.

یکی از روایات دسته اول که مطلقات هستند، صحیحه محمد بن عذافر است.

صحیحه محمد بن عذافر

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «صَلَاةُ التَّطَوُّعِ بِمَنْزِلَةِ الْهَدِيَّةِ مَتَى‏ مَا أُتِيَ بِهَا قُبِلَتْ فَقَدِّمْ مِنْهَا مَا شِئْتَ وَ أَخِّرْ مِنْهَا مَا شِئْتَ».[5]

این روایت می گوید که نوافل به منزله هدیه هستند و آنها را در هر زمانی می توان انجام داد، و حتی در حال اختیار هم می توان نوافل را قبل از وقت بجا آورد. این روایت اطلاق دارد و شامل نافله ظهر و عصر هم می شود، بنابراین نافله ظهر و عصر را حتی در حال اختیار نیز می توان قبل از زوال انجام داد.

منتهی مشکلی که وجود دارد این است که اصحاب اتفاق دارند که نافله ظهر را نمی توان قبل از زوال بجا آورد، بنابراین باید بگوییم که این روایت در مورد نوافل دیگر، غیر از نافله ظهر و عصر است.

روایت عمر بن یزید هم همین مضمون را دارد.

روایت بعدی هم روایت قاسم بن ولید غسّانی است که در مورد نافله ظهر است و مضمون آن این است که نافله را هر زمان از روز می توان انجام داد.

روایت قاسم بن ولید غسّانی

وَ عَنْهُ عَنْ عَمَّارِ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ ظَرِيفِ بْنِ نَاصِحٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْوَلِيدِ الْغَسَّانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ صَلَاةُ النَّهَارِ صَلَاةُ النَّوَافِلِ فِي كَمْ هِيَ قَالَ سِتَّ عَشْرَةَ فِي أَيِّ سَاعَاتِ النَّهَارِ شِئْتَ أَنْ تُصَلِّيَهَا صَلَّيْتَهَا إِلَّا أَنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَهَا فِي مَوَاقِيتِهَا أَفْضَلُ».[6]

این روایت به روشنی دلالت دارد که حتی اگر انسان بتواند وقت نافله را درک کند، و هیچ عذری هم نداشته باشد، باز هم می تواند نافله را قبل از وقت بخواند.

منتهی سند این روایت ضعیف است، چون قاسم بن ولید توثیق ندارد و از مشاهیر هم نیست. بنابراین نمی تواند در مقابل روایات صحیحی که وقت نافله را مشخص کرده اند بایستد.

بنابراین تنها به همان روایت اول یعنی صحیحه محمد بن عذافر می توان تمسک کرد و از اطلاق آن چنین استفاده کرد که نافله ظهر و عصر را نیز می توان قبل از وقت بجا آورد.

ولی از این استدلال جواب دادیم و گفتیم که اتفاق نص و فتوا داریم که نوافل ظهرین را نمی توان قبل از زوال انجام داد.

بنابراین باید صحیحه محمد بن عذافر را حمل بر غیر نافله ظهر و عصر کنیم.

اما دسته دوم از روایات، مقیداتی هستند که در صورت وجود عذر عرفی، و خوف فوت نافله، اجازه می دهند که نافله ظهر بر زوال مقدم بشود. که یکی از اینها معتبره اسماعیل بن جابر است.

معتبره اسماعیل بن جابر

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنِّي أَشْتَغِلُ قَالَ فَاصْنَعْ كَمَا نَصْنَعُ صَلِّ سِتَّ رَكَعَاتٍ إِذَا كَانَتِ الشَّمْسُ فِي مِثْلِ مَوْضِعِهَا صَلَاةَ الْعَصْرِ يَعْنِي ارْتِفَاعَ الضُّحَى الْأَكْبَرِ وَ اعْتَدَّ بِهَا مِنَ الزَّوَالِ».[7]

اسماعیل بن جابر از حضرت می پرسد که اگر اشتغالی داشتم و نمی توانستم نافله را در وقتش بخوانم چه کنم؟

حضرت فرمودند که برای ما هم گاهی اشتغال پیش می آید، پس همان کاری که ما می کنیم را انجام بده. یعنی وقت نافله عصر که دو قدم بعد از زوال است را در نظر بگیر، و نظیر آنرا قبل از زوال حساب کن، یعنی چیزی حدود دو قدم از سایه را قبل از زوال در نظر بگیر و در این زمان شش رکعت از نوافل ظهر را انجام بده، و سپس حضرت فرمودند که این را از زوال حساب کن.

از این تعبیر «وَ اعْتَدَّ بِهَا مِنَ الزَّوَالِ» که حضرت در ذیل فرموده اند چنین استفاده می شود که این شش رکعت، قبل از زوال خوانده شده اند.

روایت محمد بن مسلم

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَزِيدَ بْنِ ضَمْرَةَ اللَّيْثِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَشْتَغِلُ عَنِ الزَّوَالِ أَ يُعَجِّلُ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ قَالَ نَعَمْ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ يَشْتَغِلُ فَيُعَجِّلُهَا فِي صَدْرِ النَّهَارِ كُلَّهَا».[8]

این روایت هم در صورت اشتغال، اجازه داده است که نافله ظهر قبل از زوال خوانده شود.

بنابراین به نظر ما در صورتی که شخص اشتغال داشته باشد و نتواند نافله ظهر را در وقت خودش بخواند و خوف فوت نافله را داشته باشد، در این صورت می تواند نافله را قبل از زوال بخواند.

[1] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص178، أبواب المواقيت، باب40، ح1، ط الإسلامية.

[2] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، البحراني، الشيخ يوسف، ج6، ص215.

[3] رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدّلائل، الطباطبائي، السيد علي، ج2، ص220.

[4] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج7، ص181.

[5] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص170، أبواب المواقيت، باب37، ح8، ط الإسلامية.

[6] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص169، أبواب المواقيت، باب37، ح5، ط الإسلامية.

[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص169، أبواب المواقيت، باب37، ح4، ط الإسلامية.

[8] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج3، ص168، أبواب المواقيت، باب37، ح1، ط الإسلامية.

بایگانی درس خارج فقه سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳

دانلود فایل تقریر

wordfilePDF Converter Creator Pro Logo

دانلود فایل تقریر

فهرست تقریرات

پیمایش به بالا