از مطالب گذشته و دلایل آن در مورد کنتزل جمعیت روشن میگردد که همه آن استدلالات به عنوان اولی ذاتی بوده است اما به عنوان ثانوی باید گفت اگر زیاد شدن فرزندان و ازدحام نسل موجب اختلال و مختل شدن نظام در شهر یا حکومتی گردد وظیفه حاکم شرع است که حکم به کنترل و کاهش نسل و جمعیت و کم کردن آن بنماید تا به موجب آن شیرازه ی زندگی انسانها از هم پاشیده نشود و تشخیص آن هم وظيفه أهل خبره و کارشناسان مربوط به آن است. اگر کارشناسان نظرشان بر این بود که به سبب زیاد شدن فرزندان اختلال نظام زندگی خواهد شد و همین فزونی نسل علت از هم پاشیدن شیرازه ی زندگی می شود بر حاکم مسلمانان واجب می گردد که حکم به کنترل و کاهش جمعیت نماید تا سد راه این مشکل گردد.
و بر همه مکلّفین واجب است که از حکم حاکم پیروی کنند چه آنهایی که مقلد او هستند و چه دیگران همانگونه که در مسأله ی ثبوت هلال توسط حکم حاکم در محلش بیان کرده ایم. همچنین وقتی فقیه جامع الشرایطی که متصدی رهبری و حکومت است بخاطر مصلحت اسلام و مسلمین حکم کند کنترل و کاهش جمعیت در جامعه واجب می شود.
و در خصوص بحث از قاعده ی اختلال نظام و ولایت فقیه و تشخیص موضاعات محض و عرفی به طور مفصل در کتابهای «مباني الفقه الفعال» و «بدائع البحوث في علم الأصول» بحث نموده ایم.
اما اگر کسی از زیاد نمودن فرزند دوری می کند تا زمانی که قصد اهانت و عدم اعتنا به حکم شرعی را نداشته باشد بر او حرام نیست زیرا زیاد نمودن فرزند الزامی نیست مستحب بودن داشتن فرزندان که فعل و ترک آن جائز است – قطعاً اعراض از آن بر او حرام نخواهد بود.
آری اگر شخصی به قصد اهانت و بی اعتنایی به سنت پیامبر صلی الله و احکام دینا فرزندان دوری کند به دلیل قاعده ی حرمت اهانت به محترمات بر او حرام خواهد بود.
اما اگر کسی به جهت اینکه قدرت و حکومت دست اوست متعرض تبلیغ کم کردن اولاد و فرزندان گردد به طوری که جامعه را به سمت خلاف سنت پیامبر صلى الله سوق دهد و موجبات محو شعائر دین را فراهم نماید و سنت پیامبر صلى الله را کهنه و متحجرانه جلوه دهد حرام است یا اینکه داشتن فرزند کمتر را از احکام دین اعلام کند بخاطر اینکه این کار بدعت است کار حرامی انجام داده
اما شبهه ی اینکه روایات استحباب تكثیر اولاد و فرزند زیاد داشتن در زمانی صادر شده است که تعداد مسلمانان کم بوده است و پیامبر صلى الله و ائمه السلام تشویق به داشتن فرزند زیاد میکردند تا قدرت امت اسلامی بر سایر امت ها زیاد گردد با عليه واله اباهي بكم يوم هیچ نظر و نگاهی به علت مذکور در اشکال ندارد بلکه حضرت در صدد بیان حکم شرعی فی نفسه آن هم به لحاظ آخرت است نه دنیا قابل جواب است.
و اینکه امام الا در معتبره ی موسی بن بکر و برقی فرمود: «قلة العيال أحد اليسارين». عيال تنها فرزند نیست بلکه به معنی قناعت و میانه روی در زندگی است که این مطلب از سیاق این حدیث برداشت میشود. شاهد و دلیل آن هم این است که روایت معتبره شامل فقراتی است که در آنها امر به اقتصاد و میانه روی و قناعت در زندگی شده است. نتیجه اینکه:
پیشگیری از ازدیاد جمعیت و کنترل آن مکروه است به جهت اینکه ایجاد مانع یا انجام ضد، متعلق نهی است و بخاطر تعلق نهی به آن؛ مکروه است.
بعد از فراغت از حکم کنترل جمعیت سخن در راههای متعارف آن واقع میشود که بعضی از آنها جائز نیست و بعضی هم شکلهای مختلفی دارد که نیازمند بحث مستقلی است. مانند
۱- قرار دادن حلقه در رحم
۲- استعمال داروهای ضد بارداری
۳- خود داری از انزال در رحم و بیرون ریختن در خارج رحم
۴- قرار دادن لوله های مخصوص در رحم
۵- قرار دادن حفاظ بر روی آلت مردانگی
۶- بستن رحم به هر طریق و شکلی

