أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح عبارت «يَشْنَأُ السُّمْعَةَ»
از حکمت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) استفاده میکنیم. حضرت در وصف مؤمن میفرمایند: «يَشْنَأُ السُّمْعَةَ». شنأ به معنای غضب است، همچون در آیه شریفه: «لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى» (مائده: ۸). شنأ در اینجا به معنای بغضی است که نباید سبب شود انسان از جاده عدالت خارج شود. پس «يَشْنَأُ السُّمْعَةَ» یعنی مؤمن غضب و نفرت نسبت به شهرتطلبی و ریا دارد.
معنای سُمعه و ریاکاری
«يَشْنَأُ السُّمْعَةَ» یعنی مؤمن بغض نسبت به شهرتطلبی دارد؛ یعنی عملی را که انجام میدهد، نمیخواهد دیگران به آن پی ببرند. سُمعه در لغت به معنای انجام دادن کاری برای این است که دیگری ببیند و بشنود، تا شخص از این طریق جایگاه و مقام پیدا کند و خوشحال شود. اما در ذات مؤمن چنین چیزی نیست و مؤمن کسی است که این حالت را در درون خود تربیت کرده و از آن بغض و نفرت دارد. چرا؟ زیرا میداند که این حالت تمام اعمالش را بر باد میدهد و آنها را بیاثر میکند.
خطر ریا و شهرتطلبی در قیامت
در روایت آمده است که در روز قیامت، نامه عمل فردی را میآورند و او فریاد میزند: «من این همه نماز خواندم، این همه حج رفتم، این همه صدقه دادم!» و خداوند متعال میفرماید: «خدا دشمن اعمال شماست». چرا؟ چون اعمال خود را برای خدا انجام نداده بودی، بلکه برای دیگران و برای شهرت و ریا انجام داده بودی. بنابراین مؤمن، از این حالت بغض دارد، چرا که میداند ریا و شهرتطلبی ثواب آخرت او را ضایع میکند و در قیامت برایش جز حسرت و عذاب چیزی باقی نمیگذارد.
حقیقت مؤمن در مواجهه با ریا
مؤمن میداند که اگر عملی را برای غیر خدا انجام دهد، فردای قیامت خدا دشمن او و اعمالش خواهد بود. «يَشْنَأُ السُّمْعَةَ» یعنی بغض دارد نسبت به سُمعه، و این بغض درون او جای دارد.
شرح عبارت «طَوِيلٌ غَمُّهُ»
غم دائمی مؤمن
در ادامه، حضرت میفرمایند: «طَوِيلٌ غَمُّهُ». مؤمن همیشه در درون قلبش غمناک است. چرا؟ زیرا به یاد گناهان گذشتهاش است. «طَوِيلٌ غَمُّهُ» یعنی مؤمن هیچگاه از یاد گناهانی که مرتکب شده است، آسوده نیست و همین او را همیشه غمناک نگه میدارد.
علتهای دیگر غم مؤمن
همچنین ممکن است علت دیگر غم مؤمن این باشد که به خاطر کثرت الهامات غیبی و درک نورانیت ملکوتی، همواره قلبش پر از حزن و غم باشد. حضرت در این باره میفرمایند که قلب مؤمن به دلیل الهامات خالص الهی، همواره مهبط دین خالص و معارف الهی است. این نورانیت قلب، مؤمن را از جدایی از آن عالم غمناک میکند و او با تمام وجود آن صفا و نورانیت را حس میکند، اما میداند که در این دنیای محدود و محصور قرار دارد و نمیتواند به آن عالم ملکوت وصل شود.
