بسم الله الرحمن الرحیم
و صلی الله علی محمدٍ و آلِ بَیته الطّبین الطّاهرین المعصومین المکرّمین، لا سِیَّما بقیة اللهِ فی الارضین، ارواحنا و اَرواحُ العالَمین لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء
روز شنبه هست و اون چرا که می بایست انجام بدیم از برنامه و استفاده بکنیم از محضر امیرالمومنین صلوات الله علیه در این کلامی که و حکمتی که از حضرت هست، فرمود المومن اوسع شیء صدراً، که بیانش قبلا گذشت، اوسع شیء صدراً که اسمساک کردیم، استشهاد کردیم به اون فرموده حضرت به کمیل، که إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا…
در ادامه فرمود که و اذلُ شیءِ نفساً، لفظ «ذال و لام» مشدد اگر به «ضمِ» «ذال» باشد ضد عزت است. گفتن الذُلُ به ضمِّ ذال ضدالعزة. یعنی خواری. در لغت فارس میشود خواری. اگر به کسر «ذال» باشد میشود به معنای انقیاد و مناسب با این «لین» هم گفته شده. یعنی نرمی در رفتار، به این معنا که در مقابل عصیان و طغیان. و این معنایی که مناسب با این حکمت حضرت هست معنای انقیاد هست یعنی لین هم هست، هر دو هست، ظاهراً ما از جهت لغت باید بگیم جامع بین لین و انقیاد. هر دو درست است و کاملا بجاست و لذا در قرآن مجید آمده است در وصف مومنین «اذلت علی المومنین، اعزت علی کافرین». البته قرآن مجید اینجا در مقابل «عزت» آورده، «اعزت علی الکافرین». شاید کسی بخواد بگه که اینجا مقابله هست ولی خب نه باز هم درست نیست این حرف برای اینکه چون مومنین اونجا متعلقش است، اونجا به معنای انقیاد هست نه اینکه خار بشه در مقابل مومنین که، یعنی اینکه نرم بشود در مقابل کلامشون برخوردش «بما رحمت الله لنت لهم» توجه فرمودید؟ و در روایت هم ما داریم دیگه در روایت اومده که «الا و ان الخطایا» یعنی «فُسّاق» یعنی «اهل خطایا» خیر شمس خلعت لجمها فتقحمت بهم لنار.
خطایا و گناهان و معاصی مانند اسبهای سرکش و چموش هستند و لجامش رو اون کسی که بر آن سوار هست در دستش نیست، که اون صاحب نفسی که اهل خطایاست، اون نفسی که اهل خطایا و عصیان هست، او بر این مرکب نفس سوار است، چون روح بر نفس سواره، نفس به قول علمای اخلاق مرکب روح است، توجه فرمودید؟ او بر نفس سرکش سوار است و لجام این نفس را به دست ندارد و فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ.
أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ. یعنی شترهای رام، اینجا مقصودم ذلل بوده، «حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الجنه».
من یکی از علمایی که خیلی بهش علاقه داشتم و خیلی بهش سر میزدم از همون زمان اوایل طلبگی و واقعاً خیلی باهاش انس داشتم که در عمرم ندیدم ایشون حتی یک بار هم ندیدم کسی رو اسمشو ببره به عنوان غیبت یا اصلا حرفش ذکرش سخنش برای غیر خدا ندیدم اصلا بنده در طول این مدتی که باهاش ارتباط داشتم. من یک شب خواب دیدم که ایشون بر بالای یک شتر رامی سوار هست و افسارش چطور دستشه، رو مرزی راه میرود این شتر که انسان نمیتونه اونطور روی مرز راه بره. مرزهای مزرعه بوده خیلی باریک، خیلی راحت راه میرفت. ایشونم این لجامش دست خودش بوده.
خدای تعالی را به محمد و آلش قسم میدهیم که ما را از زمره مومنینی که لجام نفسشان دائما به دست عقل و ایمانشون هست قرار بدهد انشالله.
