تأکید آیت الله سیفی مازندرانی بر تزکیه نفس و تعلیم در دانشگاه‌ها

تأکید آیت الله سیفی مازندرانی بر تزکیه نفس و تعلیم در دانشگاه‌ها

کپی لینک کوتاه

آیت الله سیفی مازندرانی در بیاناتی پیرامون تزکیه نفس و تعلیم در دانشگاه‌ها در جمع دانشجویان بر بصیرت و آگاهی دانشجویان در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی تأکید کرده و به شرح خصوصیات دانشجوی تحول آفرین و مطالبه گر پرداختند. مشروح بیانات ایشان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآل بیت الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین لا سیما بقیه الله في الارضین ارواحناه و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

جلسه بسیار محترمی است. جوانان، دانشجویان خواهر و برادر متدین و مؤمن، انقلابی، بسیجی و جهادی

خب اقتضا دارد که به چند نکته درباره ارزش‌های الهی که شاکله فعالیت شما را تشکیل می‌دهد و باید بدهد، اشاره کنم:

تعلیم و تعلم در سایه تزکیه نفس

یکی از اهداف رسالت پیامبر اسلام در قرآن مجید، تعلیم و تعلم است.

«بعثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»

در این آیه شریفه، خدای متعال بعد از تزکیه، تعلیم را ذکر کرده است. هیچ لفظی در آیات بدون حکمت جابجا نمی‌شود، چرا که کلام، کلام خدای تعالی است و نه بشر.

ذکر تزکیه در ابتدا، به این موضوع اشاره دارد که اگر تعلیم در سایه تزکیه نباشد، آن تعلیم غرض از رسالت رسول مکرم نیست و ارزشی ندارد.

جنایت‌هایی که بشریت در طول تاریخ با استفاده از ابزار والای علمی انجام داده و امروز هم شاهد آن هستیم، همه ناشی از علم بدون تزکیه است.

جنایت های بشری نتیجه علم بدون تزکیه

وقتی انسان خودسازی و تربیت نشده باشد، هرچند علم بیاموزد، این علم نه تنها فایده‌ای برای بشریت ندارد، بلکه در نهایت به جنایت‌هایی تبدیل می‌شود که می‌بینید.

لذا فرمود: «لیزکیهم و لیعلمهم»؛ اول تزکیه، بعد تعلیم. اول پرورش و تربیت روح و نفس در جهتی که پروردگار دستور داده است. وقتی این شد، این تعلم می‌شود الهی!

در روایت دارد: «مَنْ تَعَلَّمَ لِلَّهِ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ، دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً»

کسی که برای خدا تعلیم دهد و دانشجو برای خدا بیاموزد، در ملکوت آسمان‌ها و عوالم ملکوت و بین ملائکه الله، شخص بزرگی دانسته می‌شود.

«دُعِیَ» یعنی وقتی ملائکه می‌خواهند بین خود از او یاد کنند، به عنوان شخص بزرگ یاد می‌کنند.

این تعلم است که در سایه تزکیه است.

امیرالمؤمنین، امام المتقین، علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه، که دومین وجود برتر میان بشریت، بلکه همه مخلوقات الهی بعد از رسول خداست، دست کمیل را به سمت وادی السلام کوفه برد و گفت: «وتنفس الصعداء»؛ از درون سینه آه بلندی کشید. بعد فرمود:

«یا کُمَیْلُ! اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِیَةٌ، فَخَیْرُها اَوْعاها»

این قلوب مثل ظرف‌ها می‌مانند. بهترین ظرف آن است که بهتر بتواند مظروف خود را حفظ کند.

همانطور که بهترین ظرف، ظرفی است که بتواند مظروف خود را حفظ کند، بهترین قلب هم قلبی است که بتواند علم و معرفت الهی را در خود حفظ کند و به کار ببندد.

دیدار با دانشجوها
دیدار آیت الله سیفی مازندرانی با دانشجوها

ظرفیت قلب

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در ادامه می‌فرمایند: «فخیرها اوعاها»؛ بهترین قلب‌ها آن قلبی است که ظرفیت بیشتری برای حفظ و درک علم و معرفت الهی داشته باشد.

«اوعا» لفظی عربی است که هم به معنی «بیشتر» و هم به معنی «بهتر» است.

بنابراین، قلبی که «اوعی» باشد، قلبی است که هم می‌تواند علم و معرفت بیشتری را در خود حفظ کند و هم می‌تواند آن را بهتر درک کند و به کار ببندد.

در روایات، از برخی راویان نقل شده است که ده هزار حدیث حفظ می‌کردند. برخی دیگر هزار حدیث، و برخی دیگر صد حدیث.

این نشان می‌دهد که ظرفیت قلب‌ها در حفظ علم و معرفت متفاوت است.

در میان شما دانشجویان هم همینطور است. برخی از شما نبوغ و قدرت فکری بالایی دارید و می‌توانید مطالب بیشتری را حفظ کنید.

شهید فخری‌زاده نمونه‌ای از افرادی بود که ظرفیت قلبی بالایی داشت. ایشان در چند رشته تخصص داشتند و در هر رشته صاحب‌نظر بودند.

این از نظر کمیّت علم و معرفت است.

اما از نظر کیفیّت نیز، قلب‌ها متفاوت هستند.

همانطور که یک کمد در دمای گرم، مواد غذایی را به سرعت فاسد می‌کند، اما یخچال می‌تواند آن‌ها را برای مدت طولانی سالم نگه دارد، علم نیز در قلبی که تزکیه و تربیت نشده باشد، به سرعت فاسد می‌شود.

علمی که در قلبی غیرمهذب و غیرمهذب وارد شود، مانند تیغی در دست یک دیوانه مست است که می‌تواند به دیگران آسیب برساند.

اسرائیل و آمریکا از علم برای جنایت و ظلم به بشریت استفاده می‌کنند. آن‌ها جرأت مبارزه تن به تن با رزمندگان اسلام را ندارند، اما از علم برای ساخت سلاح‌های مرگبار استفاده می‌کنند.

لذا امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «بهترین قلب‌ها آن قلبی است که ظرفیت بیشتری برای حفظ و درک علم و معرفت الهی داشته باشد و آن علم را در راه خیر و صلاح و نه در راه ظلم و ستم به کار ببندد.»

قلب در قرآن مجید و روایات اهل‌بیت (ع) به معنای مرکز فکر و اندیشه است.

بنابراین، قلبی که «اوعی» باشد، قلبی است که قدرت تفکر و تعقل بالایی دارد و می‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد.

بهترین اندیشه‌ها

حضرت امیرالمؤمنین (ع) در ادامه می‌فرمایند: «فخیرها اوعاها»؛ بهترین فکرها و اندیشه‌ها آن‌هایی هستند که هم از نظر کمیّت و هم از نظر کیفیّت برتر باشند.

از نظر کمیّت، اندیشه‌ای برتر است که بتواند علوم و معارف بیشتری را در خود جای دهد.

و از نظر کیفیّت، اندیشه‌ای برتر است که آن علم و معرفت را در راه صلاح و خیر بشریت و در جهت اطاعت پروردگار متعال به کار ببندد.

خدای متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «و ما خَلَقتُ الجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛ من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.

بنابراین، دانشجویی که در رشته‌ای تخصص پیدا می‌کند، اگر انگیزه‌اش خدمت به مؤمنین و بندگان خدا و یاری ولی امر مسلمین باشد، علم او ارزشمند خواهد بود.

جهاد با نفس مهمتر و سخت تر از جهاد با دشمن خارجی

در روایتی از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند: «مَرْحَبا بقَومٍ قَضَوُا الجِهادَ الأصْغَرَ و بَقِيَ الجِهادُ الأكْبَرُ . قيلَ : يا رسولَ اللّه ِ ، و ما الجِهادُ الأكْبَرُ ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْسِ»

«مرحبا به گروهی که جهاد اصغر را به پایان رساندند و جهاد اکبر برای آن‌ها باقی مانده است. پرسیدند: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس.»

صحابه رسول خدا (ص) که از جبهه برگشته بودند، در ذهن خود تصور می‌کردند که جهاد اکبر، جنگ بزرگتری با دشمنان است.

اما رسول خدا (ص) به آن‌ها می‌فرمایند که جهاد اکبر، جهاد با نفس است.

جهاد با نفس، دشوارتر از جهاد با دشمن خارجی است. در جهاد با دشمن خارجی، انسان با شمشیر و زور بازو می‌جنگد، اما در جهاد با نفس، انسان با خواهش‌ها و هواهای نفسانی خود می‌جنگد. جهاد با نفس، در هر زمان و مکانی وجود دارد. در زمان حال، که جنگ‌ها به صورت نامردانه و با استفاده از موشک و سلاح‌های دوربرد انجام می‌شود، جهاد با نفس اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انسان باید در برابر وسوسه‌ها و گناهان، نفس خود را کنترل کند و به آن غلبه کند.

جهاد با نفس، جهادی دائمی و همیشگی است.

انسان باید تا پایان عمر خود، با نفس خود جهاد کند.

حضرت رسول اکرم (ص) در پاسخ به سؤال صحابه که جهاد اکبر چیست، فرمودند: جهاد با نفس.

اما چرا جهاد با نفس، جهاد اکبر است؟

در جهاد با دشمن خارجی، انسان دشمن را می‌بیند و می‌تواند به راحتی او را هدف قرار دهد. اما در جهاد با نفس، انسان شیطان را نمی‌بیند. خدای متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَجُنُودُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ»؛ شیطان و جنودش شما را از جایی می‌بینند که شما آن‌ها را نمی‌بینید. «من حیث» به معنای «از جهتی» است که انسان نمی‌بیند. این جهت، یک جهت مادی نیست.

شیطان و جنودش در یک نشئه دیگر از هستی هستند. آن‌ها در عین حالی که در میان انسان‌ها هستند، اما دیده نمی‌شوند. خطرناک‌تر از این، این است که انسان وسوسه‌های شیطان را به عنوان افکار خود تلقی می‌کند. انسان فکر می‌کند که خودش این افکار را دارد، در حالی که این افکار توسط شیطان در ذهن او القا می‌شود.

لذا، جهاد با نفس، جهادی دشوارتر و طاقت‌فرساتر از جهاد با دشمن خارجی است. انسان باید در این جهاد، دائماً مراقب نفس خود باشد و از وسوسه‌های شیطان دوری کند. آیا دیده‌ای کسی را که هوا و هوس خود را خدای خود قرار داده است؟ یعنی به جای اینکه خدا را اطاعت کند، از هوا و هوس خود پیروی می‌کند. این شخص، در واقع خدا را با هوا و هوس خود اشتباه گرفته است.

وقتی انسان به هوا و هوس خود عمل می‌کند، در واقع به شیطان اطاعت کرده است. شیطان، دائماً انسان را وسوسه می‌کند تا از خدا نافرمانی کند. اگر انسان به این وسوسه‌ها عمل کند، در واقع خود را به جای خدا قرار داده است. این کار، شرک و کفر به خدا است. رسول اکرم (ص) جهاد با نفس را جهاد اکبر نامیدند، زیرا دشوارتر از جهاد با دشمن خارجی است. در جهاد با دشمن خارجی، انسان با دشمنی روبرو می‌شود که او را می‌بیند و می‌تواند با او مقابله کند. اما در جهاد با نفس، انسان با دشمنی روبرو می‌شود که او را نمی‌بیند و در درون خود اوست. این دشمن، شیطان است که دائماً انسان را وسوسه می‌کند.

انسان برای اینکه بتواند در جهاد با نفس پیروز شود، باید مراقب وسوسه‌های شیطان باشد و از خدا یاری بطلبد.

شرایط دانشگاه تحول آفرین

دانشگاه می‌تواند مبدا تحولات کشور باشد،

اما به شرطی که دانشجویان با انگیزه‌های الهی و انقلابی در آن تحصیل کنند.

دانشجویان باید در عرصه علم و فن‌آفرینی و علم‌آفرینی با روحیه استکبارستیزی فعالیت کنند.

اگر دانشجویی ببیند که رئیس جمهوری، وزیری یا مسئولی در نظام مقدس جمهوری اسلامی به گونه‌ای در مذاکرات بین‌المللی شرکت می‌کند و قراردادهایی را تصویب و تأیید می‌کند که به نفع دشمنان اسلام است، باید به این موضوع اعتراض کند.

این دانشجو باید بداند که چنین قانونی، قانون الهی نیست و مسئولان مربوطه از خط اسلام منحرف شده‌اند.

در اینجا است که دانشجو باید با جهاد با نفس، در برابر این انحراف بایستد و از اسلام و انقلاب اسلامی دفاع کند.

دانشجوی تحول‌آفرین

دانشجوی تحول‌آفرین کسی است که:

  • با انگیزه‌های الهی و انقلابی در دانشگاه تحصیل می‌کند.
  • در عرصه علم و فن‌آفرینی و علم‌آفرینی با روحیه استکبارستیزی فعالیت می‌کند.
  • اگر ببیند که مسئولان نظام از خط اسلام و انقلاب منحرف شده‌اند، به آن‌ها تذکر می‌دهد و مطالبه‌گری می‌کند.

آداب مطالبه‌گری

اما این مطالبه‌گری باید با زبان نرم و منطقی باشد.

دانشجو باید با استدلال و برهان، مسئولان را متوجه اشتباه خود کند.

همچنین، باید بین مسئولان متعهد و دلسوز و کسانی که به دنبال منافع شخصی خود هستند، فرق بگذارد.

با مسئولانی که متعهد و دلسوز هستند، باید با زبان نرم و خیرخواهانه صحبت کرد و آن‌ها را نصیحت کرد.

اما با کسانی که به دنبال منافع شخصی خود هستند، باید با قاطعیت و جدیت برخورد کرد.

در هر صورت، دانشجوی تحول‌آفرین کسی است که با بصیرت و آگاهی، در مسیر اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی گام برمی‌دارد.

 

اخبار دیگر

پیمایش به بالا