همایش اجتهاد و تحول در علوم انسانی

صوت|همایش اجتهاد و تحول علوم انسانی

همایش اجتهاد و تحول علوم انسانی در دی ماه سال ۱۴۰۲ با همکاری مرکز راهبردی علوم انسانی حوزه های علمیه و مرکز فقهی و اصولی “معهد الاجتهاد الفعال” در محل دفتر فقیه محقق حضرت آیت الله سیفی مازندرانی حفظه الله برگزار شد که معظم له در این دیدار حول موضوع جلسه بیاناتی را ایراد فرمودند که مشروح سخنان ایشان بصورت ویرایش شده و همچنین صوت این جلسه ارائه می گردد:

“در این جلسه، بزرگوارانی که درخواست اجرای این برنامه را داشته‌اند، پیشنهاد می‌کنند که به بحث پیرامون ماهیت علوم انسانی، تعریف آن، پیامدها و اثرات، شبهات موجود، دیدگاه‌های غرب و اسلام نسبت به علوم انسانی، و مقایسه پایه‌های علوم انسانی غربی با اسلامی پرداخته شود.”

کلیات و قواعد علوم انسانی

“قبل از هر چیز، لازم است تعریفی جامع و مشخص از علوم انسانی ارائه دهیم. علوم انسانی را می‌توان به عنوان شاخه‌ای از دانش تعریف کرد که به بررسی جنبه‌های رفتاری، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی انسان‌ها می‌پردازد، با هدف رشد و تعالی انسان.”

تفاوت‌های مبانی اسلامی و غربی در علوم انسانی

“مبانی و رویکردهای اسلام در علوم انسانی به طور قابل توجهی با دیدگاه‌های غربی و غیراسلامی متفاوت است. یکی از مهم‌ترین اصولی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، نقش محوری قوانین و دستورات الهی است که توسط خداوند متعال، انبیاء و ائمه (ع) به عنوان مصادر شرعی بیان شده‌اند.

این قوانین، دارای بایدها و نبایدهایی هستند که برای کلیه عقلای جهان قابل درک و پذیرش می‌باشد. به طور کلی، برخی رفتارها و کردارها به طور ذاتی شایسته یا ناشایسته شناخته می‌شوند، هرچند که در بسیاری از موارد، تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند بر تعریف شایستگی یا ناشایستگی افعال اثر بگذارد. برای مثال، هیچ جامعه‌ای نیست که ظلم را تایید کند یا عدالت را رد کند؛ این مفاهیم از حسن و بدی عموماً در تمام فرهنگ‌ها پذیرفته شده‌اند. با این حال، در مواردی که شریعت مقدس اسلام کرداری را حرام اعلام کرده، ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد.”

اخلاق و مفاهیم اصولی در اسلام: تفاوت‌ها با دیگر مکاتب

“اسلام بسیاری از رفتارها را به عنوان قبیح تلقی کرده و آنها را حرام اعلام می‌کند، در حالی که برخی از مکاتب دیگر این رفتارها را قبیح نمی‌دانند و حتی در تعریف حسن و قبح نیز اختلاف نظر دارند. اهمیت اسلام به این بازمی‌گردد که برنامه‌ای جامع برای زندگی بشر ارائه می‌دهد که بر اساس هدف خلقت ذکر شده در قرآن کریم است، به منظور رسیدن بشر به رشد و کمالی اعلی و کسب سعادت ابدی و جاودانه.

کسانی که از این مسیر منحرف شده و به قوانین و احکام عمل نکنند، به شقاوت دائمی دچار می‌شوند. این احکام، تابع مصالح و مفاسدی است که خداوند متعال، به عنوان عالم و آگاه به همه چیز، به خیر و شری که بشریت را تهدید می‌کند یا به آن نفع می‌رساند، احاطه دارد.

در علوم انسانی مدرن، به این مفاهیم به عنوان منفعت و زیان اشاره می‌شود، با این تفاوت که ارزش‌ها بر اساس دنبال کردن منفعت و اجتناب از ضرر تعریف می‌شوند. خداوند متعال، که ما اعتقاد داریم با دلیل و برهان به عنوان علیم و دانا ثابت شده، مصالح و مفاسد را به گونه‌ای تعیین می‌کند که انسان را به سمت رشد و کمال هدایت می‌کند. با اجرای احکام الهی، انسان می‌تواند به تمام مصالح واقعی که باعث سعادت او می‌شوند دست یابد، در حالی که از مفاسد و بدبختی‌های دائمی نجات می‌یابد. سوق دادن بشر به سمت مصالح و جلوگیری از حرکت او به سمت  مفاسد از طریق قوانین و احکام اسلامی، به اجرا درمی‌آیند.”

تباین دیدگاه‌ها: اسلام و علوم انسانی غربی

“اگر دلایل قاطع شرعی، از جمله آیات صریح قرآن کریم یا نصوص و روایات متواتره، حکم واقعی خداوند متعال را اثبات نمایند، تخلف از آنها پذیرفته نیست. این امر به تأکید بر مصالح واقعی دلالت دارد که بر اساس شریعت تعیین شده‌اند. لازم به ذکر است که دیدگاه اسلام نسبت به مصالح و مفاسد با نگاه غرب و علوم انسانی آنها متفاوت است. دیدگاه غربی، نفع و ضرر را از منظر مادی می‌بیند، برخلاف علوم انسانی اسلامی که بر پایه اعتقاد به ربوبیت الله و خالقیت او بنا شده است.

علوم انسانی غربی اغلب بر اساس نفی وجود خداوند و تمرکز بر جنبه‌های مادی زندگی شکل گرفته‌اند، به گونه‌ای که هرچه را نفع دار می‌دانند طبیعی و هر ضرری را در دنیای مادی می‌بینند. در حالی که در اسلام، مصالح و مفاسد تنها به دنیا محدود نمی‌شوند و دیدگاهی فراتر از مادیات دارند. موحدین و پیروان علوم انسانی اسلامی مصالح و مفاسد را نه تنها در حوزه دنیایی بلکه در چارچوبی وسیع‌تر و با در نظر گرفتن آخرت نیز می‌بینند، به گونه‌ای که دنیا را اصل نمی‌دانند بلکه بخشی از واقعیت گسترده‌تر است.”

جهاد در اسلام: مصالح دنیوی و اخروی

جنگ‌هایی که توسط پیامبر اکرم (ص)، منادیان حق و ائمه عادل به دستور و ضوابط قرآن مجید در راه خدا انجام شده‌اند، عین مصلحت و به منظور جلب مصلحت محض از دیدگاه اخروی می‌باشد. با این حال، از دیدگاه دنیوی، همگان آگاهند که جنگ با خونریزی و کشتار همراه است که به نظر نمی‌رسد مصلحت داشته باشد. اما از منظر خداوند متعال، هر وظیفه‌ای که توسط شرع تعیین شده، در نهایت به مصلحت انجام می‌شود، بشرطی که تخلفی از شرع صورت نگیرد.

همچنین، اگر دلیلی بر پایه آیات صریح قرآن یا نصوص متواتره باشد، تخلف از آن قابل قبول نیست. در این صورت، با اطاعت از این دستورات و پرهیز از نواهی، فرد به مصلحت واقعی دست می‌یابد و تخلف از آن پذیرفته نیست.

ولی در مواردی قوانین الهی توسط امارات و حجج، ثابت می شوند که در اغلب این موارد قوانینی که استنباط می‌شوند با واقعیت مطابقت دارند اما در مواردی ولو اندک ممکن است حکم بدست آمده با واقعیت و حکم واقعی مطابق نباشد که در این موارد شارع گفته شخص معذِّر است. این بدین معناست که فقها و مقلدین آنها، در صورت ارتکاب به عمل حرام (که بخاطر آن امارات تصور می‌کردند که حرام نیست) بخاطر عمل به حجج و امارات ، مورد عفو قرار می‌گیرند و مشمول عذاب نخواهند شد.”

تغییرپذیری مصالح و مفاسد در اسلام

آیا مصالح و مفاسد به اعتبار تغییر می‌کنند و چگونه؟ پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که اولاً، مصالح و مفاسد منحصر به ثمرات دنیایی نیستند. این مفاهیم هنگامی که به مسائل معنوی، قلبی، و روحانی گرایش پیدا می‌کنند، می‌توانند تغییر و تکوین پیدا کنند، تحت اراده و قدرت تکوینی خداوند متعال. همانطور که خداوند می‌فرماید: ‘هنگامی که خدا چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید باش و آن چیز به وجود می‌آید.’

وقتی یک فقیه به امر خداوند اطاعت می‌کند و مقلدین بر اساس فتوای او عمل می‌نمایند، حتی اگر بعداً مشخص شود که یک تفسیر خاص با مصلحت واقعی اولیه منطبق نبوده است، خداوند متعال قادر است آن نقایص را به صورت تکوینی رفع کند. برای مثال، تأثیرات منفی زنا بر روح و قلب انسان، که می‌تواند او را به سوی حیوانیت سوق دهد، تحت شرایط خاصی که فرد بر اساس حجت شرعی عمل کرده(مثال ازدواج با اهل کتاب که اختلافی است) و بعداً متوجه خطای خود شده است، توسط اراده الهی قابل رفع و محو است.

در صورتی که فردی بر اساس حجت و امارات شرعی عمل کرده و سپس مشخص شود که عمل او بر خلاف واقع بوده است، خداوند متعال، به رحمت و فضل خود، قادر است آثار منفی ناشی از این اعمال را رفع کند. این امر نشان دهنده اعتقاد اسلام به این است که خداوند نه تنها عذاب را برای چنین فردی رفع می‌کند بلکه نواقص نفسانی ناشی از اعمال خلاف واقع را نیز از بین می‌برد.

این بیان می‌کند که در اسلام، معذرت و رحمت الهی وجود دارد حتی در مواقعی که اعمالی بر اساس فهم و اجتهاد فقهی صورت گرفته و بعداً مشخص شود که این اجتهاد با واقعیت مطابقت نداشته است. این نشان دهنده عمق رحمت و فضل خداوندی است که همواره در جستجوی راه‌هایی برای رفع نواقص و هدایت بندگان خود به سوی سعادت است.”

هماهنگی اراده تکوینی و تشریعی در اسلام

“اراده تکوینی الله تعالی به نحوی تابع اراده تشریعی است. این بیانگر آن است که امامان، ائمه، و رسول گرامی اسلام مظهر اراده تشریعی خداوند هستند. زمانی که یک فقیه با تمسک به کلام نبی و امام فتوا می‌دهد و دارای حجت شرعیه است، کلیه امور و امارات مبتنی بر این حجت، یقینی تلقی می‌شوند. این امور به ادله قطعی پروردگار منتهی می‌شوند، و خداوند تعالی، همانطور که عذاب را در فردای قیامت رفع می‌کند، تبعات منفی و آثار سوء ناشی از عملی که به اشتباه انجام شده است را نیز رفع می‌کند.

همایش اجتهاد و تحول در علوم انسانی
همایش اجتهاد و تحول در علوم انسانی

دیدگاه غرب نسبت به اسلام: تعبد به عنوان مبنای اعتقادی

غربی‌ها بر این باورند که مسلمانان تنها بر اساس تعبد و پیروی کورکورانه از دستورات دینی به خدا، پیامبر و امامان ایمان دارند. این دیدگاه نشان‌دهنده تفکیک میان دین و واقعیت از منظر غربی است، که در آن علوم انسانی بر پایه منفعت‌طلبی مادی استوار است.

پاسخ اسلام به نقد غرب: علم و حکمت الهی

اسلام معتقد است که آفرینش و احکام الهی بر اساس حکمت مطلق بنا شده‌اند و هرگز با مصالح و مفاسد واقعی در تضاد نیستند. این دیدگاه بیان می‌کند که خداوند، به عنوان خالق هستی، بهترین برنامه‌ریزی برای سعادت انسان‌ها را دارد، که شامل دستوراتی فراتر از منافع دنیایی است.

دیدگاه غربی بر اساس اعتقادات مادی و تأکید بر نفع و ضرر دنیوی استوار است، بدون توجه به عالم غیب و اراده الهی. این در حالی است که اسلام بر این باور است که اصول و مبانی علوم انسانی باید بر اساس شناخت و اعتقاد به خداوند و اهداف او بنا نهاده شوند.

اسلام عقل بشری را محدود و ناکافی برای درک کامل مصالح و مفاسد می‌داند، و اعتقاد دارد که فقط با توجه به اراده و حکمت الهی است که می‌توان به درک صحیحی از این مفاهیم دست یافت. در این راستا، احکام شریعت به گونه‌ای جعل شده‌اند که نه تنها منافع دنیایی، بلکه سعادت ابدی و اجتناب از شقاوت و عذاب دائمی را تأمین می‌کنند.

احکام دینی: مصونیت از خطا و لغزش

احکام دینی، که توسط پیامبران و ائمه معصومین بیان شده، منعکس‌کننده اراده و حکمت الهی هستند. این افراد معصوم، که از هر گونه خطا و لغزش در بیان دین مصون هستند، نشان‌دهنده پیوند عمیق بین دستورات دینی و واقعیت مطلق هستند.

مظهر این اراده تشریعی، قرآن کریم، سنت رسول الله (ص) و کلام ائمه معصومین (ع) است که به عنوان معصوم و مصون از خطا در بیان دین شناخته شده‌اند. این امر نشان‌دهنده این است که اعمال مومنان و مسلمانان بر اساس اراده تشریعی خداوند است، که هرگز با واقعیت مغایرت ندارد و مسیری است برای دستیابی به مصالح واقعی و اجتناب از مفاسد.

بدین ترتیب، اسلام تأکید می‌کند که دین و علوم انسانی بر اساس آن، نه تنها بر پایه تعبد صرف بلکه بر اساس درک و اجرای حکمت و اراده الهی بنا نهاده شده‌اند. این در مقابل دیدگاه‌های ظنی و مادی غرب قرار دارد که اغلب منجر به نتایجی بر اساس حساب‌های فکری محدود می‌شود.”

تأثیرات کنش‌های انسانی در نگاه اسلام

اسلام بر این نکته تأکید دارد که رویکرد انسان‌ها در مواجهه با راحتی‌ها، نعمت‌ها، ناملایمات و مصیبت‌ها می‌تواند سرنوشت متفاوتی را برای آن‌ها رقم بزند. برخی از این رفتارها ممکن است انسان را به بدبختی و شقاوت ابدی سوق دهند، در حالی که برخی دیگر موجب سعادت می‌شوند. قرآن کریم با ذکر مثال‌هایی، به این مفهوم اشاره می‌کند که چگونه انسان‌ها در زمان رویارویی با سختی‌ها به خداوند دعا می‌کنند، اما پس از رفع مشکلات، گویی هرگز به سوی او دعا نکرده‌اند. این نوع رفتار، نمایانگر یک دیدگاه مادی و دنیایی است که قرآن آن را مذموم می‌داند.

علوم انسانی اسلامی بر این باور است که انسان باید فراتر از منافع و مضار دنیوی نگریسته و به دنبال رشد و تعالی معنوی باشد. این رویکرد متفاوت با دیدگاه‌هایی است که تنها بر نفع و ضرر مادی تمرکز دارند. اسلام تأکید می‌کند که انسان باید به گونه‌ای عمل کند که در جهت هدف خلقت و ارزش‌های انسانی حرکت کند، نه اینکه تنها به دنبال رفع ضررهای دنیوی یا کسب منافع زودگذر باشد.

آثار کنش‌های انسان در راحتی و سختی

در اسلام، موضوعات مربوط به رفتارهای انسانی و پیامدهای آن، به ویژه آن دسته از عملکردها که به رشد یا سقوط انسان منجر می‌شوند، در علوم اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مباحث، با استناد به آیات قرآنی، بررسی می‌شوند. برای مثال، برخی از رفتارهای انسان در برابر رفاه و نعمت‌ها یا در مواجهه با ناملایمات و مصائب، از دیدگاه خداوند، بعضی‌ها را به سوی بدبختی، گرفتاری، سقوط از سعادت و شقاوت ابدی سوق می‌دهند، در حالی که برخی دیگر در برابر مشکلات، به سعادت منجر می‌شوند.

به طور مثال، آیه‌ای از قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ کَذالِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ». این آیه بیان می‌کند که انسان‌ها در زمان رویارویی با سختی‌ها و مشکلات به خداوند روی می‌آورند، اما پس از برطرف شدن مشکلات، گویی که هرگز به سوی او نیازمند نبوده‌اند. این رفتار نشان‌دهنده انسانی است که فقط به دنبال منافع مادی خود است و دین را وسیله‌ای برای رسیدن به این منافع قرار می‌دهد.

قرآن کریم اسم این افراد را مسرف گذاشته است: یعنی کسانی که از جاده حق و حقیقت خارج شدند .

آیات دیگری هم در این زمینه است مانند:

«فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ» و «اذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِي ٱلۡبَحۡرِ ضَلَّ مَن تَدۡعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُۖ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ أَعۡرَضۡتُمۡۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ كَفُورًا»

انکار حقایق و عجله و اهمیت زحمت و کوشش

«إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا» یااینکه؛«وَيَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا»

قرآن مجید، انکار حقایق، عجله و شتاب در قضاوت‌ها و تمایل به دنیاگرایی را به عنوان ویژگی‌های منفی در انسان معرفی می‌کند و تأکید دارد که تنها با تلاش، کوشش و پاکسازی نفس، انسان می‌تواند به مراتب بالای معنوی و سعادت دست یابد. اصل «وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَى» بیان می‌دارد که انسان تنها به آنچه کوشش کرده، دست خواهد یافت.

توجه به مال حلال

در مقابل دیدگاه‌های غربی که ارزش و خوبی کسب مال را بر اساس میزان نفع دنیوی آن می‌سنجند، اسلام تأکید ویژه‌ای بر تفاوت بین مال حلال و حرام دارد. اسلام بیان می‌کند که ربا، با وجود سودآوری دنیوی آن، حرام است و به جای سعادت، بدبختی را برای بشر به همراه می‌آورد. این بدین معنی است که نه تنها سعادت دنیایی نیست، بلکه موجب شقاوت ابدی نیز می‌شود.

آثار منفی مال حرام بر انسان به قدری عمیق است که می‌تواند طبیعت و سرشت او را به سمت آدم‌کشی و جنایت سوق دهد. به عنوان مثال، روایتی از سید الشهداء، امام حسین (ع)، نقل شده است که به سپاهیان ابن سعد فرمود: ‘ملئت بطونکم من الحرام’، به این معنا که آنچه از مال حرام در شکم‌هایتان رفته، شما را در مقابل پسر پیامبرتان قرار داده و به جنایات واداشته است.

این دیدگاه اسلام نشان می‌دهد که کسب مال حرام نه تنها بر روی روابط اجتماعی و عدالت اثر می‌گذارد بلکه بر روی صفات فردی و اخلاقی انسان نیز تأثیرگذار است. مال حرام موجب از بین رفتن فضایل انسانی می‌شود و جای خود را به رذایل اخلاقی می‌دهد، در حالی که اسلام بر تحقق فضایل اخلاقی و تزکیه نفس تأکید دارد.

بنابراین، دیدگاه اسلامی معتقد است که کسب مال باید از راه‌های حلال و شریف صورت گیرد و انسان‌ها باید در تلاش‌های خود برای دستیابی به مال، همواره نسبت به منشأ و آثار آن آگاه باشند. اسلام با تشویق به کسب مال حلال و تأکید بر اجتناب از مال حرام، راهی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی انسان را هموار می‌سازد و از آن‌ها می‌خواهد تا از راه‌هایی که به بدبختی و شقاوت منجر می‌شود، دوری کنند.”

اسلام تأکید زیادی بر مصرف مال حلال دارد و نشان می‌دهد که مصرف مال حرام موجب شقاوت و انحراف اخلاقی می‌شود. اسلام بر این باور است که ارزش غذا و مال نه در لذت و منفعت ظاهری آن، بلکه در پاکی و حلال بودن منشأ آن است. بنابراین، علوم انسانی اسلامی بر این نکته تأکید دارند که انسان باید در مسیری حرکت کند که همراستا با اهداف خلقت و ارزش‌های واقعی انسانیت باشد، و از دنبال کردن هواهای نفسانی و منافع دنیایی صرف که موجب بدبختی و دور شدن از مسیر حقیقت می‌شود، پرهیز کند.

فهرست مطالب

آثار آیت الله سیفی مازندرانی
ارتباط با دفتر

صوت|همایش اجتهاد و تحول علوم انسانی

فهرست مطالب

همایش اجتهاد و تحول علوم انسانی در دی ماه سال ۱۴۰۲ با همکاری مرکز راهبردی علوم انسانی حوزه های علمیه و مرکز فقهی و اصولی “معهد الاجتهاد الفعال” در محل دفتر فقیه محقق حضرت آیت الله سیفی مازندرانی حفظه الله برگزار شد که معظم له در این دیدار حول موضوع جلسه بیاناتی را ایراد فرمودند که مشروح سخنان ایشان بصورت ویرایش شده و همچنین صوت این جلسه ارائه می گردد:

“در این جلسه، بزرگوارانی که درخواست اجرای این برنامه را داشته‌اند، پیشنهاد می‌کنند که به بحث پیرامون ماهیت علوم انسانی، تعریف آن، پیامدها و اثرات، شبهات موجود، دیدگاه‌های غرب و اسلام نسبت به علوم انسانی، و مقایسه پایه‌های علوم انسانی غربی با اسلامی پرداخته شود.”

کلیات و قواعد علوم انسانی

“قبل از هر چیز، لازم است تعریفی جامع و مشخص از علوم انسانی ارائه دهیم. علوم انسانی را می‌توان به عنوان شاخه‌ای از دانش تعریف کرد که به بررسی جنبه‌های رفتاری، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی انسان‌ها می‌پردازد، با هدف رشد و تعالی انسان.”

تفاوت‌های مبانی اسلامی و غربی در علوم انسانی

“مبانی و رویکردهای اسلام در علوم انسانی به طور قابل توجهی با دیدگاه‌های غربی و غیراسلامی متفاوت است. یکی از مهم‌ترین اصولی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، نقش محوری قوانین و دستورات الهی است که توسط خداوند متعال، انبیاء و ائمه (ع) به عنوان مصادر شرعی بیان شده‌اند.

این قوانین، دارای بایدها و نبایدهایی هستند که برای کلیه عقلای جهان قابل درک و پذیرش می‌باشد. به طور کلی، برخی رفتارها و کردارها به طور ذاتی شایسته یا ناشایسته شناخته می‌شوند، هرچند که در بسیاری از موارد، تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند بر تعریف شایستگی یا ناشایستگی افعال اثر بگذارد. برای مثال، هیچ جامعه‌ای نیست که ظلم را تایید کند یا عدالت را رد کند؛ این مفاهیم از حسن و بدی عموماً در تمام فرهنگ‌ها پذیرفته شده‌اند. با این حال، در مواردی که شریعت مقدس اسلام کرداری را حرام اعلام کرده، ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد.”

اخلاق و مفاهیم اصولی در اسلام: تفاوت‌ها با دیگر مکاتب

“اسلام بسیاری از رفتارها را به عنوان قبیح تلقی کرده و آنها را حرام اعلام می‌کند، در حالی که برخی از مکاتب دیگر این رفتارها را قبیح نمی‌دانند و حتی در تعریف حسن و قبح نیز اختلاف نظر دارند. اهمیت اسلام به این بازمی‌گردد که برنامه‌ای جامع برای زندگی بشر ارائه می‌دهد که بر اساس هدف خلقت ذکر شده در قرآن کریم است، به منظور رسیدن بشر به رشد و کمالی اعلی و کسب سعادت ابدی و جاودانه.

کسانی که از این مسیر منحرف شده و به قوانین و احکام عمل نکنند، به شقاوت دائمی دچار می‌شوند. این احکام، تابع مصالح و مفاسدی است که خداوند متعال، به عنوان عالم و آگاه به همه چیز، به خیر و شری که بشریت را تهدید می‌کند یا به آن نفع می‌رساند، احاطه دارد.

در علوم انسانی مدرن، به این مفاهیم به عنوان منفعت و زیان اشاره می‌شود، با این تفاوت که ارزش‌ها بر اساس دنبال کردن منفعت و اجتناب از ضرر تعریف می‌شوند. خداوند متعال، که ما اعتقاد داریم با دلیل و برهان به عنوان علیم و دانا ثابت شده، مصالح و مفاسد را به گونه‌ای تعیین می‌کند که انسان را به سمت رشد و کمال هدایت می‌کند. با اجرای احکام الهی، انسان می‌تواند به تمام مصالح واقعی که باعث سعادت او می‌شوند دست یابد، در حالی که از مفاسد و بدبختی‌های دائمی نجات می‌یابد. سوق دادن بشر به سمت مصالح و جلوگیری از حرکت او به سمت  مفاسد از طریق قوانین و احکام اسلامی، به اجرا درمی‌آیند.”

تباین دیدگاه‌ها: اسلام و علوم انسانی غربی

“اگر دلایل قاطع شرعی، از جمله آیات صریح قرآن کریم یا نصوص و روایات متواتره، حکم واقعی خداوند متعال را اثبات نمایند، تخلف از آنها پذیرفته نیست. این امر به تأکید بر مصالح واقعی دلالت دارد که بر اساس شریعت تعیین شده‌اند. لازم به ذکر است که دیدگاه اسلام نسبت به مصالح و مفاسد با نگاه غرب و علوم انسانی آنها متفاوت است. دیدگاه غربی، نفع و ضرر را از منظر مادی می‌بیند، برخلاف علوم انسانی اسلامی که بر پایه اعتقاد به ربوبیت الله و خالقیت او بنا شده است.

علوم انسانی غربی اغلب بر اساس نفی وجود خداوند و تمرکز بر جنبه‌های مادی زندگی شکل گرفته‌اند، به گونه‌ای که هرچه را نفع دار می‌دانند طبیعی و هر ضرری را در دنیای مادی می‌بینند. در حالی که در اسلام، مصالح و مفاسد تنها به دنیا محدود نمی‌شوند و دیدگاهی فراتر از مادیات دارند. موحدین و پیروان علوم انسانی اسلامی مصالح و مفاسد را نه تنها در حوزه دنیایی بلکه در چارچوبی وسیع‌تر و با در نظر گرفتن آخرت نیز می‌بینند، به گونه‌ای که دنیا را اصل نمی‌دانند بلکه بخشی از واقعیت گسترده‌تر است.”

جهاد در اسلام: مصالح دنیوی و اخروی

جنگ‌هایی که توسط پیامبر اکرم (ص)، منادیان حق و ائمه عادل به دستور و ضوابط قرآن مجید در راه خدا انجام شده‌اند، عین مصلحت و به منظور جلب مصلحت محض از دیدگاه اخروی می‌باشد. با این حال، از دیدگاه دنیوی، همگان آگاهند که جنگ با خونریزی و کشتار همراه است که به نظر نمی‌رسد مصلحت داشته باشد. اما از منظر خداوند متعال، هر وظیفه‌ای که توسط شرع تعیین شده، در نهایت به مصلحت انجام می‌شود، بشرطی که تخلفی از شرع صورت نگیرد.

همچنین، اگر دلیلی بر پایه آیات صریح قرآن یا نصوص متواتره باشد، تخلف از آن قابل قبول نیست. در این صورت، با اطاعت از این دستورات و پرهیز از نواهی، فرد به مصلحت واقعی دست می‌یابد و تخلف از آن پذیرفته نیست.

ولی در مواردی قوانین الهی توسط امارات و حجج، ثابت می شوند که در اغلب این موارد قوانینی که استنباط می‌شوند با واقعیت مطابقت دارند اما در مواردی ولو اندک ممکن است حکم بدست آمده با واقعیت و حکم واقعی مطابق نباشد که در این موارد شارع گفته شخص معذِّر است. این بدین معناست که فقها و مقلدین آنها، در صورت ارتکاب به عمل حرام (که بخاطر آن امارات تصور می‌کردند که حرام نیست) بخاطر عمل به حجج و امارات ، مورد عفو قرار می‌گیرند و مشمول عذاب نخواهند شد.”

تغییرپذیری مصالح و مفاسد در اسلام

آیا مصالح و مفاسد به اعتبار تغییر می‌کنند و چگونه؟ پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که اولاً، مصالح و مفاسد منحصر به ثمرات دنیایی نیستند. این مفاهیم هنگامی که به مسائل معنوی، قلبی، و روحانی گرایش پیدا می‌کنند، می‌توانند تغییر و تکوین پیدا کنند، تحت اراده و قدرت تکوینی خداوند متعال. همانطور که خداوند می‌فرماید: ‘هنگامی که خدا چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید باش و آن چیز به وجود می‌آید.’

وقتی یک فقیه به امر خداوند اطاعت می‌کند و مقلدین بر اساس فتوای او عمل می‌نمایند، حتی اگر بعداً مشخص شود که یک تفسیر خاص با مصلحت واقعی اولیه منطبق نبوده است، خداوند متعال قادر است آن نقایص را به صورت تکوینی رفع کند. برای مثال، تأثیرات منفی زنا بر روح و قلب انسان، که می‌تواند او را به سوی حیوانیت سوق دهد، تحت شرایط خاصی که فرد بر اساس حجت شرعی عمل کرده(مثال ازدواج با اهل کتاب که اختلافی است) و بعداً متوجه خطای خود شده است، توسط اراده الهی قابل رفع و محو است.

در صورتی که فردی بر اساس حجت و امارات شرعی عمل کرده و سپس مشخص شود که عمل او بر خلاف واقع بوده است، خداوند متعال، به رحمت و فضل خود، قادر است آثار منفی ناشی از این اعمال را رفع کند. این امر نشان دهنده اعتقاد اسلام به این است که خداوند نه تنها عذاب را برای چنین فردی رفع می‌کند بلکه نواقص نفسانی ناشی از اعمال خلاف واقع را نیز از بین می‌برد.

این بیان می‌کند که در اسلام، معذرت و رحمت الهی وجود دارد حتی در مواقعی که اعمالی بر اساس فهم و اجتهاد فقهی صورت گرفته و بعداً مشخص شود که این اجتهاد با واقعیت مطابقت نداشته است. این نشان دهنده عمق رحمت و فضل خداوندی است که همواره در جستجوی راه‌هایی برای رفع نواقص و هدایت بندگان خود به سوی سعادت است.”

هماهنگی اراده تکوینی و تشریعی در اسلام

“اراده تکوینی الله تعالی به نحوی تابع اراده تشریعی است. این بیانگر آن است که امامان، ائمه، و رسول گرامی اسلام مظهر اراده تشریعی خداوند هستند. زمانی که یک فقیه با تمسک به کلام نبی و امام فتوا می‌دهد و دارای حجت شرعیه است، کلیه امور و امارات مبتنی بر این حجت، یقینی تلقی می‌شوند. این امور به ادله قطعی پروردگار منتهی می‌شوند، و خداوند تعالی، همانطور که عذاب را در فردای قیامت رفع می‌کند، تبعات منفی و آثار سوء ناشی از عملی که به اشتباه انجام شده است را نیز رفع می‌کند.

همایش اجتهاد و تحول در علوم انسانی
همایش اجتهاد و تحول در علوم انسانی

دیدگاه غرب نسبت به اسلام: تعبد به عنوان مبنای اعتقادی

غربی‌ها بر این باورند که مسلمانان تنها بر اساس تعبد و پیروی کورکورانه از دستورات دینی به خدا، پیامبر و امامان ایمان دارند. این دیدگاه نشان‌دهنده تفکیک میان دین و واقعیت از منظر غربی است، که در آن علوم انسانی بر پایه منفعت‌طلبی مادی استوار است.

پاسخ اسلام به نقد غرب: علم و حکمت الهی

اسلام معتقد است که آفرینش و احکام الهی بر اساس حکمت مطلق بنا شده‌اند و هرگز با مصالح و مفاسد واقعی در تضاد نیستند. این دیدگاه بیان می‌کند که خداوند، به عنوان خالق هستی، بهترین برنامه‌ریزی برای سعادت انسان‌ها را دارد، که شامل دستوراتی فراتر از منافع دنیایی است.

دیدگاه غربی بر اساس اعتقادات مادی و تأکید بر نفع و ضرر دنیوی استوار است، بدون توجه به عالم غیب و اراده الهی. این در حالی است که اسلام بر این باور است که اصول و مبانی علوم انسانی باید بر اساس شناخت و اعتقاد به خداوند و اهداف او بنا نهاده شوند.

اسلام عقل بشری را محدود و ناکافی برای درک کامل مصالح و مفاسد می‌داند، و اعتقاد دارد که فقط با توجه به اراده و حکمت الهی است که می‌توان به درک صحیحی از این مفاهیم دست یافت. در این راستا، احکام شریعت به گونه‌ای جعل شده‌اند که نه تنها منافع دنیایی، بلکه سعادت ابدی و اجتناب از شقاوت و عذاب دائمی را تأمین می‌کنند.

احکام دینی: مصونیت از خطا و لغزش

احکام دینی، که توسط پیامبران و ائمه معصومین بیان شده، منعکس‌کننده اراده و حکمت الهی هستند. این افراد معصوم، که از هر گونه خطا و لغزش در بیان دین مصون هستند، نشان‌دهنده پیوند عمیق بین دستورات دینی و واقعیت مطلق هستند.

مظهر این اراده تشریعی، قرآن کریم، سنت رسول الله (ص) و کلام ائمه معصومین (ع) است که به عنوان معصوم و مصون از خطا در بیان دین شناخته شده‌اند. این امر نشان‌دهنده این است که اعمال مومنان و مسلمانان بر اساس اراده تشریعی خداوند است، که هرگز با واقعیت مغایرت ندارد و مسیری است برای دستیابی به مصالح واقعی و اجتناب از مفاسد.

بدین ترتیب، اسلام تأکید می‌کند که دین و علوم انسانی بر اساس آن، نه تنها بر پایه تعبد صرف بلکه بر اساس درک و اجرای حکمت و اراده الهی بنا نهاده شده‌اند. این در مقابل دیدگاه‌های ظنی و مادی غرب قرار دارد که اغلب منجر به نتایجی بر اساس حساب‌های فکری محدود می‌شود.”

تأثیرات کنش‌های انسانی در نگاه اسلام

اسلام بر این نکته تأکید دارد که رویکرد انسان‌ها در مواجهه با راحتی‌ها، نعمت‌ها، ناملایمات و مصیبت‌ها می‌تواند سرنوشت متفاوتی را برای آن‌ها رقم بزند. برخی از این رفتارها ممکن است انسان را به بدبختی و شقاوت ابدی سوق دهند، در حالی که برخی دیگر موجب سعادت می‌شوند. قرآن کریم با ذکر مثال‌هایی، به این مفهوم اشاره می‌کند که چگونه انسان‌ها در زمان رویارویی با سختی‌ها به خداوند دعا می‌کنند، اما پس از رفع مشکلات، گویی هرگز به سوی او دعا نکرده‌اند. این نوع رفتار، نمایانگر یک دیدگاه مادی و دنیایی است که قرآن آن را مذموم می‌داند.

علوم انسانی اسلامی بر این باور است که انسان باید فراتر از منافع و مضار دنیوی نگریسته و به دنبال رشد و تعالی معنوی باشد. این رویکرد متفاوت با دیدگاه‌هایی است که تنها بر نفع و ضرر مادی تمرکز دارند. اسلام تأکید می‌کند که انسان باید به گونه‌ای عمل کند که در جهت هدف خلقت و ارزش‌های انسانی حرکت کند، نه اینکه تنها به دنبال رفع ضررهای دنیوی یا کسب منافع زودگذر باشد.

آثار کنش‌های انسان در راحتی و سختی

در اسلام، موضوعات مربوط به رفتارهای انسانی و پیامدهای آن، به ویژه آن دسته از عملکردها که به رشد یا سقوط انسان منجر می‌شوند، در علوم اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مباحث، با استناد به آیات قرآنی، بررسی می‌شوند. برای مثال، برخی از رفتارهای انسان در برابر رفاه و نعمت‌ها یا در مواجهه با ناملایمات و مصائب، از دیدگاه خداوند، بعضی‌ها را به سوی بدبختی، گرفتاری، سقوط از سعادت و شقاوت ابدی سوق می‌دهند، در حالی که برخی دیگر در برابر مشکلات، به سعادت منجر می‌شوند.

به طور مثال، آیه‌ای از قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ کَذالِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ». این آیه بیان می‌کند که انسان‌ها در زمان رویارویی با سختی‌ها و مشکلات به خداوند روی می‌آورند، اما پس از برطرف شدن مشکلات، گویی که هرگز به سوی او نیازمند نبوده‌اند. این رفتار نشان‌دهنده انسانی است که فقط به دنبال منافع مادی خود است و دین را وسیله‌ای برای رسیدن به این منافع قرار می‌دهد.

قرآن کریم اسم این افراد را مسرف گذاشته است: یعنی کسانی که از جاده حق و حقیقت خارج شدند .

آیات دیگری هم در این زمینه است مانند:

«فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ» و «اذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِي ٱلۡبَحۡرِ ضَلَّ مَن تَدۡعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُۖ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ أَعۡرَضۡتُمۡۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ كَفُورًا»

انکار حقایق و عجله و اهمیت زحمت و کوشش

«إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا» یااینکه؛«وَيَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا»

قرآن مجید، انکار حقایق، عجله و شتاب در قضاوت‌ها و تمایل به دنیاگرایی را به عنوان ویژگی‌های منفی در انسان معرفی می‌کند و تأکید دارد که تنها با تلاش، کوشش و پاکسازی نفس، انسان می‌تواند به مراتب بالای معنوی و سعادت دست یابد. اصل «وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَى» بیان می‌دارد که انسان تنها به آنچه کوشش کرده، دست خواهد یافت.

توجه به مال حلال

در مقابل دیدگاه‌های غربی که ارزش و خوبی کسب مال را بر اساس میزان نفع دنیوی آن می‌سنجند، اسلام تأکید ویژه‌ای بر تفاوت بین مال حلال و حرام دارد. اسلام بیان می‌کند که ربا، با وجود سودآوری دنیوی آن، حرام است و به جای سعادت، بدبختی را برای بشر به همراه می‌آورد. این بدین معنی است که نه تنها سعادت دنیایی نیست، بلکه موجب شقاوت ابدی نیز می‌شود.

آثار منفی مال حرام بر انسان به قدری عمیق است که می‌تواند طبیعت و سرشت او را به سمت آدم‌کشی و جنایت سوق دهد. به عنوان مثال، روایتی از سید الشهداء، امام حسین (ع)، نقل شده است که به سپاهیان ابن سعد فرمود: ‘ملئت بطونکم من الحرام’، به این معنا که آنچه از مال حرام در شکم‌هایتان رفته، شما را در مقابل پسر پیامبرتان قرار داده و به جنایات واداشته است.

این دیدگاه اسلام نشان می‌دهد که کسب مال حرام نه تنها بر روی روابط اجتماعی و عدالت اثر می‌گذارد بلکه بر روی صفات فردی و اخلاقی انسان نیز تأثیرگذار است. مال حرام موجب از بین رفتن فضایل انسانی می‌شود و جای خود را به رذایل اخلاقی می‌دهد، در حالی که اسلام بر تحقق فضایل اخلاقی و تزکیه نفس تأکید دارد.

بنابراین، دیدگاه اسلامی معتقد است که کسب مال باید از راه‌های حلال و شریف صورت گیرد و انسان‌ها باید در تلاش‌های خود برای دستیابی به مال، همواره نسبت به منشأ و آثار آن آگاه باشند. اسلام با تشویق به کسب مال حلال و تأکید بر اجتناب از مال حرام، راهی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی انسان را هموار می‌سازد و از آن‌ها می‌خواهد تا از راه‌هایی که به بدبختی و شقاوت منجر می‌شود، دوری کنند.”

اسلام تأکید زیادی بر مصرف مال حلال دارد و نشان می‌دهد که مصرف مال حرام موجب شقاوت و انحراف اخلاقی می‌شود. اسلام بر این باور است که ارزش غذا و مال نه در لذت و منفعت ظاهری آن، بلکه در پاکی و حلال بودن منشأ آن است. بنابراین، علوم انسانی اسلامی بر این نکته تأکید دارند که انسان باید در مسیری حرکت کند که همراستا با اهداف خلقت و ارزش‌های واقعی انسانیت باشد، و از دنبال کردن هواهای نفسانی و منافع دنیایی صرف که موجب بدبختی و دور شدن از مسیر حقیقت می‌شود، پرهیز کند.

پیمایش به بالا