این نوشته خلاصه ای از زندگینامه آیت الله سیفی مازندرانی است که در چهار فصل به ابعاد مختلف زندگی ایشان پرداخته است.

فصل اول: ولادت، رشد و تحصیل علوم دینی
تولد و کودکی
ایشان در روز سهشنبه، بیستوپنجم شوال ۱۳۷۵ هجری قمری (مصادف با شانزدهم خرداد ۱۳۳۵ شمسی و پنجم ژوئن ۱۹۵۶ میلادی) در شهر فریدونکنار، از توابع استان مازندران، در خانوادهای متدین و دوستدار اهل بیت (ع) که به صیادی و کشاورزی اشتغال داشتند، چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی ایشان در سایه توجه و تربیت پدر و مادری بزرگوار سپری شد و همین امر، زمینهای مساعد برای کسب رضای الهی را برایشان فراهم آورد.
از همان اوان کودکی، حلاوت علمآموزی را در جلسات قرائت قرآن که در مساجد و محافل عمومی برپا میشد، با تمام وجود چشید. با وجود سن کم، حضوری فعال در این جلسات داشت و همین علاقه وافر، او را به سوی تحصیلات رسمی سوق داد تا جایی که مقاطع ابتدایی و متوسطه را با موفقیت و نمرات ممتاز به پایان رساند. در این میان، هرگز از یاری پدر و پدربزرگ در تأمین معاش خانواده غافل نبود و با جدیت در کار صیادی و کشاورزی، که در آن روزگار ستون اصلی اقتصاد خانواده بود، مشارکت میکرد.
شوق تحصیل علوم دینی و ورود به حوزه علمیه بابل
عشق سرشار به معارف دینی، تشویق برخی از مبلغان و توسل همیشگی به خداوند و ائمه معصومین (ع)، او را بر آن داشت تا پس از اتمام سال چهارم دبیرستان، راهی تحصیل در علوم دینی شود. نزدیکترین مرکز علمی در آن زمان، حوزه علمیه بابل بود. در سال ۱۳۵۲ شمسی (۱۳۹۲ قمری)، قدم در مدرسه «خاتم الانبیاء» (صدر بابل سابق) نهاد و طی مدتی کمتر از یک سال، بخشی از دروس مقدماتی را نزد مرحوم آیتالله شیخ هادی روحانی رحمة الله علیه فراگرفت. اما روح بلندپرواز و اشتیاق وصفناپذیرش برای پیمودن سریع این مسیر، او را به هجرت به مرکز علوم دینی، یعنی حوزه علمیه قم، رهنمون ساخت.
تحصیل علوم حوزوی و هجرت به قم
ورود ایشان به قم با استقرار در مدرسه دینی «آیتالله گلپایگانی» همراه بود. در آنجا، مراحل مختلف دروس حوزوی را با جدیت پی گرفت و در ایام تعطیلات تابستان نیز برای بهرهمندی از محضر علمای مشهد مقدس، به آن دیار سفر میکرد تا از انوار قدسی بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) فیض ببرد.
این رفتوآمد میان قم و مشهد ادامه داشت. در مشهد، «شرح لمعه دمشقیه» را نزد آیتالله ایازی، «رسائل» را نزد آیتالله بحرانی و «مکاسب محرّمه» را در محضر آیتالله شیخ باقر علمالهدی آموخت. در همین شهر بود که به دست آیتالله میرزا جواد تهرانی به لباس مقدس روحانیت ملبس شد. لحظهای که عمامه بر سر ایشان نهاده میشد، در حالی که این کلام گهربار امیرالمؤمنین (ع) را زمزمه میکرد که «رهایی، در اخلاص است»، چشمانش در فضایی سرشار از معنویت، غرق در اشک بود.
در حوزه علمیه قم، مقاطع «سطوح» و «سطوح عالی» را در مدرسه «ولی عصر (عج)»، که تحت اشراف مرجع فقید، آیتالله العظمی میرزا هاشم آملی (قدس سره) اداره میشد، به پایان رساند. از جمله اساتید برجسته ایشان در این دوره میتوان به این بزرگواران اشاره کرد:
مکاسب (باب بیع): آیتالله شیخ مرتضی ستوده که بهویژه در اخلاق، استادی برجسته بود.
کفایة الاصول (جلد اول): آیتالله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی.
رسائل: آیتالله شیخ احمد اعتمادی تبریزی.
تکملة المکاسب، کفایة الاصول (جلد دوم) و قواعد فقهیه: آیتالله سید ابوالقاسم واعظی قائنی، از دانشآموختگان حوزه نجف اشرف که در اوایل انقلاب اسلامی دار فانی را وداع گفت. هوش و ذکاوت آیتالله سیفی چنان بود که آیتالله میرزا هاشم آملی، آیتالله واعظی را مأمور تدریس خصوصی به ایشان کرده بود.
درس خارج
پس از اتمام دوره سطوح عالی و کسب نمرات ممتاز، اشتیاق حضور در محضر بزرگان، ایشان را به نزد مرجع راحل، آیتالله العظمی میرزا هاشم آملی کشاند. کتابهای «کفایه»، «رسائل» و «مکاسب» را با خود برد و از ایشان خواست تا از وی آزمونی بگیرد تا شایستگیاش برای ورود به درس خارج سنجیده شود. آن مرجع بزرگ شخصاً در منزل خود از او امتحان گرفت و پس از مشاهده تواناییهای علمیاش، او را برای شرکت در درس خارج فقه و اصول خود دعوت نمود. این رویداد در اواخر سال ۱۳۵۷ شمسی (۱۳۹۷ قمری) به وقوع پیوست.
ایشان در درس خارج از محضر اساتید بزرگی بهره بردند، از جمله:
آیتالله العظمی میرزا هاشم آملی
آیتالله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (کتاب القضاء و بخشی از کتاب الشهادات)
آیتالله العظمی شیخ محمدعلی اراکی (اصول فقه: باب تعارض)
آیتالله العظمی میرزا جواد تبریزی، که علاوه بر درس عمومی، در دروس خصوصی ایشان نیز شرکت فعال داشتند.
آیتالله العظمی سید محمود هاشمی شاهرودی (فقه: کتاب الخمس و دروس خصوصی)
شاگردی در محضر آیتالله العظمی میرزا جواد تبریزی اعلی الله مقامه
ایشان همواره با احترام و تجلیل از استاد بزرگوار خود، آیتالله العظمی میرزا جواد تبریزی، یاد میکنند و در هر فرصتی برای ایشان طلب رحمت مینمایند. حدود چهارده سال در محضر پرفیض آن مرجع بزرگ تلمذ کردند و تقریرنویس جلسات درس فقه و اصول ایشان بودند.
اما مهمتر از آن، حضور در جلسات تخصصی و خصوصی آیتالله العظمی تبریزی بود که تأثیری شگرف در شکوفایی استعدادهای علمی ایشان داشت. ثمره شش سال حضور مستمر در این جلسات، تألیف نخستین آثار علمی ایشان بود:
- الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر
- الصید والذبایح
- إحیاء الموات
- اللقطة
کرسی تدریس
بر اساس سنت دیرینه حوزههای علمیه، فضلایی که از شایستگی علمی و مهارت تدریس برخوردارند، به تعلیم طلاب در مقاطع مختلف میپردازند و این رسالت، مسئولیتی مضاعف بر دوش آنان مینهد. آیتالله سیفی مازندرانی نیز در کنار تحصیل و شرکت فعال در درس اساتید، از وظیفه آموزشی خود غافل نماند و در دوره حضور در دروس عالی، کتب مختلف مقاطع «سطوح» و «سطوح عالی» را برای جمعی از طلاب و فضلا تدریس نمود.
در سال ۱۳۷۲ شمسی، به درخواست جمعی از فضلای حوزه، تدریس «درس خارج فقه و اصول» را بر پایه دو اثر گرانسنگ امام خمینی (ره)، یعنی «تحریر الوسیله» و «مناهج الأصول»، آغاز کرد.
ایشان تاکنون سه دوره کامل «علم اصول» را تدریس کرده و هماکنون تدریس دوره سوم را برای جمع کثیری از فضلای حوزه علمیه قم، در چارچوب طرح «مؤسسه معهد الاجتهاد الفعال»، ادامه میدهند.
حاصل دوره نخست تدریس ایشان، کتاب ده جلدی «بدائع البحوث فی علم الأصول» است و از دوره دوم نیز کتاب «دقائق البحوث فی علم الأصول» به چاپ رسیده که تاکنون ۴ جلد آن منتشر شده است.

شاگردان
در طول سالیان متمادی تدریس، بهویژه در سطوح عالی، شاگردان بسیاری از محضر ایشان بهرهمند شدند که برخی از آنان به درجه رفیع اجتهاد نائل آمدهاند.
تألیفات
قلم پربرکت ایشان در رشتههای گوناگون علوم اسلامی همچون فقه، اصول، کلام و تفسیر، آثار ارزشمندی به یادگار گذاشته است که همگی از عمق و دقت علمی، پایبندی به معیارهای اصیل پژوهش، جامعیت در طرح آرا و بررسی منصفانه دیدگاهها، و نثری شیوا و جذاب برخوردارند. این آثار در حال حاضر به حدود ۱۶۰ عنوان رسیده است. در ادامه به برخی از این آثار اشاره میشود:
فقه
- دلیل تحریر الوسیلة: شرحی مبسوط بر کتاب ارزشمند تحریرالوسیله مرحوم امام خمینی قدس سره که کتب زیر از آن منتشر شده است:
- ولایة الفقیه، الاجتهاد و التقلید، الوصیة، الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، الصید و الذباحة، إحیاء الموات و اللقطه، کتاب الوقف، الربا، کتاب المضاربة، کتاب الشرکة، الستر و النظر، کتاب الصوم، کتاب الخمس، کتاب المیراث، کتاب الحج، کتاب النکاح، الشهادات ،کتاب الأسرة، کتاب القضاءکتاب الحدود، کتاب الطهارة، کتاب الصلاة.
- أضواء الفقاهة فی المسائل المستحدثة (در هفت عنوان فقهی و هر عنوان در دو جلد): فقه العبادة، فقه الحکومة السیاسة، فقه القضاء و الجزاء، فقه الاقتصاد و الحقوق، فقه الطب، فقه الأسرة، فقه الثقافة و الفنون
- حلقات الفقه الفعال(تا کنون ۹ جلد آن به چاپ رسیده است)
اصول فقه
- الموسوعة الأصولیة بدائع البحوث فی علم الأصول (در ده جلد)
- دقائق البحوث فی علم الأصول (تاکنون چهار جلد منتشر شده است)
- المدخل إلی بدائع البحوث
- المدخل إلی دقائق البحوث
تفسیر قرآن
- منهاج التبیان(تا کنون ۴ جلد)
- المدخل إلی منهاج التبیان(در ۳جلد)
- دروس تمهیدیة فی القواعد التفسیریة (در سه جلد)
علم کلام و عقائد
- البراهین الواضحة (در پنج جلد)
- دلیل الهدی فی فقه العزاء
- البرهان القاطع
- الإسلام و الحریة
- عصر الغیبة
- مسلک الوهابیة
قواعد فقهیه
- مباني الفقه الفعال في القواعد الفقهیة (تاکنون ۹ جلد منتشر شده است)
علم رجال و درایه
- مصباح الرجال فی القواعد الرجالیة
- مقیاس الرواة فی علم الرجال
- مقیاس الروایة فی علم الدرایة
فصل دوم: انقلاب اسلامی و رویدادهای پس از آن
فعالیت های انقلابی در زمان طاغوت
در آن دوران سرنوشتساز، شور و حماسه، قلب جوانان مؤمن، بهویژه طلاب جوان را که رکن اصلی ترویج اهداف انقلاب و مبارزه با نظام استبدادی پهلوی بودند، تسخیر کرده بود. آیتالله سیفی مازندرانی نیز از جمله چهرههایی بودند که این نهضت اسلامی را که نقطه عطفی بزرگ در تاریخ تشیع و جهان اسلام به شمار میرفت، از ابتدا همراهی کردند.
با شعلهور شدن نخستین جرقههای انقلاب در قم، ایشان حضوری فعال داشتند؛ بهویژه پس از درگیریهای شدیدی که در مراسم چهلم شهید مصطفی غفاری در حسینیه آیتالله مرعشی نجفی میان مردم و نیروهای ساواک روی داد. پس از آن، تظاهرات و اعتراضات به صورت روزانه و گسترده آغاز شد و خیابانهای قم، هر روز شاهد حرکت مردم به سوی منازل و دفاتر مراجع تقلید برای اعلام حمایت از آنان در برابر رژیم پهلوی بود.
ایشان در بسیاری از این راهپیماییها، پیشاپیش جمعیت حرکت میکرد و در حالی که بر دوش مردم حمل میشد، با شجاعتی ستودنی و بدون هراس از دستگاه سرکوبگر رژیم، شعارهای انقلابی را رهبری میکرد.
نقش ایشان در تهییج و آگاهیبخشی به مردم در شهرهای استان مازندران و سازماندهی تظاهرات گسترده در حمایت از امام خمینی (ره) و نهضت اسلامی ایشان، با یاری فضلای حوزه و نمایندگان امام، بسیار برجسته بود، بطوریکه چندین بار تحت تعقیب ساواک قرار گرفت. از جمله مهمترین این اقدامات، برگزاری تظاهرات عظیم پس از فاجعه به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان در سال ۱۳۵۷ بود.
فعالیت های ایشان بعد از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با ظهور جریانهای ضدانقلاب و منافقین که به خرابکاریهای سازمانیافته و ترویج فساد روی آورده بودند، به ایشان پیشنهاد تصدی منصب قاضی شرع استان مازندران و همچنین دادستانی شهر بابل داده شد. ایشان با احساس مسئولیت شرعی، این سمتها را پذیرفتند، و پس از آن، برای ادامه فعالیتهای علمی به قم بازگشتند.

شرکت در جبهه های هشت سال دفاع مقدس و جانبازی از ناحیه چشم
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، قدرتهای استکباری به توطئهچینی پنهان و آشکار روی آوردند. این توطئهها سرانجام با تحریک رژیم بعث به رهبری صدام و با حمایت همهجانبه استعمار جهانی و برخی دولتهای منطقه، به جنگی تمامعیار علیه ایران تبدیل شد تا این انقلاب نوپا را در نطفه خفه کنند.
آیتالله سیفی مازندرانی از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی، نقشی برجسته در جبههها ایفا کردند. ایشان در ایام تعطیلات حوزه، راهی مناطق عملیاتی میشدند.
در یکی از همین نبردها، برادرشان، شیخ ابوالقاسم (اصغر) سیفی، به فیض شهادت نائل آمد. چند روز پس از آن، در سال ۱۳۶۰ شمسی، در عملیاتی در ارتفاعات بازیدراز در استان کرمانشاه، از ناحیه چشم چپ به شدت مجروح شدند، جراحتی که بینایی آن چشم را برای همیشه از ایشان گرفت.

با این حال، این مصائب هرگز مانع از ادامه جهاد ایشان در دو سنگر علم و رزم نشد. ایشان با عضویت در لشکر ۲۵ کربلا، فرماندهی واحد آموزش عقیدتی را بر عهده گرفتند و تا پایان جنگ در عملیاتهای مختلف در جبهه جنوب شرکت کردند.
در عرصه حوزوی نیز، با وجود پیشنهاد مناصب کلیدی در دولت، با اعتقاد راسخ به لزوم حفظ سنگر حوزه و انجام وظایف علمی، از پذیرش آنها امتناع ورزیدند؛ چرا که باور داشتند حوزه علمیه قم هرگز نباید از حضور فضلای خود خالی بماند و به دست افراد غیرمتخصص سپرده شود.
ماجرای مجروحیت چشم آیت الله سیفی مازندرانی را از زبان خود ایشان بشنوید:
فقیه مجاهد
سال ۱۳۹۳ بود که پسر ارشد ایشان، حجت الاسلام محمدجواد سیفی که از فضلای آینده دار حوزه علمیه بود و برای امر تبلیغ به سفر رفته بود در یک سانحه رانندگی به لقاءالله شتافت، در پی این حادثه رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله امام سیدعلی خامنهای رضوان الله تعالی علیه، خطاب به ایشان پیام تسلیتی صادر فرمودند و در آن پیام، ایشان را فقیه مجاهد خطاب قرار دادند، که این خود نشانگر سال ها تلاش و مجاهدت استاد معظم در عرصه های علمی و انقلابی بود. در بخشی از پیام امام شهید این گونه آمده است:
«…مراتب علم و عمل در آن جوان فاضل عزیز -که در اطّلاعیهی جنابعالی منعکس است- دارای نشان از تلاشها و مجاهدات خود جنابعالی در حوزههای مختلف علم و عمل میباشد؛ و من یشابه أبَهُ فما ظلَم…»

آیت الله سیفی مازندرانی امروز نیز وظیفه اصلی خود را تربیت فضلای انقلابی و مفید برای نظام اسلامی میداند و شبانه روز مشغول تدریس و تالیف و رسیدگی به امور حوزه و جامعه تشیع است.
استاد معظم در دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام و نظام جمهوری اسلامی ذرهای کوتاهی و مجامله را بر نمیتابد. تاسیس مرکز فقهی اصولی معهد الاجتهاد الفعال در سال ۱۳۹۰ یکی از خدمات شایسته و موثر ایشان در رشد علمی فضلای حوزه به حساب می آید.
فصل سوم: معهد الاجتهاد الفعال
نوآوریهای علمی آیتالله سیفی مازندرانی به تألیف و تدریس محدود نشد. ایشان در سال ۱۳۹۰ شمسی، مرکز علمی نوینی را در شهر قم با نام «معهد الاجتهاد الفعال» بنیان نهادند. هدف اصلی این مؤسسه، تربیت علما و مجتهدانی انقلابی بر پایههای استدلالی و متقن است تا با احیای ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی که امام خمینی (ره) پایهگذار آن بودند، مبانی فکری این نهضت را به شیوهای علمی، دقیق و به دور از هرگونه شبهه، تبیین نمایند.
محور اصلی فعالیتهای آموزشی این مؤسسه، تدریس تخصصی فقه و اصول به عنوان برنامه بنیادین حوزوی است. در کنار آن، علوم مقدماتی مانند رجال، کلام و دیگر دانشهای مرتبط نیز به طور جدی مورد توجه قرار میگیرد. این مؤسسه همچنین با برگزاری دورههایی در زمینه مسائل نوپدید (مستحدثه)، قواعد فقهی و مباحث سیاسی، خلأهای موجود در نظام آموزشی حوزه را جبران میکند.
این مرکز، از یک شیوه آموزشی منحصربهفرد بهره میبرد که به مثابه «حلقه مفقوده» میان دو مقطع «سطح» و «بحث خارج» عمل میکند. هدف این روش، رفع کاستیهای علمی طلاب است تا آنان بتوانند مبانی عمیق فقهی و اصولی بزرگان را به خوبی هضم کرده و با تسلط کامل بر آراء آنان، «ملکه استنباط» را در خود پرورش دهند. در نتیجه، دانشپژوهان این توانایی را مییابند که در مسائل مختلف به نقد و تحقیق پرداخته و در دروس عالی، حضوری فعال و تأثیرگذار داشته باشند.
از دیگر ویژگیهای این مؤسسه آن است که دانشپژوهان موظفاند در هر دوره سهماهه، دو رساله تحقیقی (یکی در فقه و دیگری در اصول) به زبان عربی به رشته تحریر درآورند.
سپس، نخبگان علمی بر اساس امتیازات کسبشده، برای حضور در جلسات تخصصی انتخاب میشوند. از جمله این جلسات، درس «دوره فقهی» است که در آن، استاد مسئلهای را مطرح کرده و از حاضران میخواهد تا دیدگاههای فقها و ادله آنان را بر اساس کتابی که از قبل مطالعه کردهاند، بیان کنند. این جلسات با مناقشه، نقد و بررسی دقیق آراء همراه است.
جلسه دیگر، درس «مسائل فقهی مستحدثه» است که در آن، یکی از فضلا مسئلهای نوپدید را مطرح کرده و دیدگاهها و ادله مربوط به آن را به صورت علمی بررسی میکند. سپس به پرسشها و اشکالات حاضران پاسخ داده میشود و در پایان، استاد با جمعبندی مباحث، دیدگاههای مطرحشده را تصحیح و ارزیابی مینماید.

فصل چهارم: سفرهای تبلیغی
آیتالله سیفی مازندرانی هرگاه فرصتی دست دهد، چه در داخل ایران و چه در عرصه بینالمللی، از امر خطیر تبلیغ غافل نمیشوند؛ چرا که تبلیغ دین، رسالت نهایی علمای اسلام است. چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا: همانان که پیامهای خدا را میرسانند و تنها از او میترسند و از هیچکس جز خدا هراسی ندارند، و خدا برای حسابرسی کافی است» (احزاب: ۳۹). از این رو، ایشان با هدف تبلیغ معارف اسلامی به کشورهایی چون سوریه و عراق سفر کردهاند.
سفر تبلیغی به عراق
ایشان دو بار با هدف تبلیغ به عراق سفر کردند:
سفر نخست (۱۳۹۵شمسی): این سفر به دعوت «مرکز عین للدراسات الإسلامیة» در نجف اشرف انجام شد. در این سفر، ایشان در جلسهای تخصصی با حضور جمعی از فضلا، دانشگاهیان و شخصیتهای علمی، مبانی نظریه «فقه فعال» را تشریح کردند. در این جلسه، مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله العظمی شیخ محمد یعقوبی نیز حضور داشتند و مباحث مطرحشده بازتاب گستردهای در محافل علمی حوزه نجف یافت.

سفر دوم (۱۳۹۷ شمسی): این سفر به دعوت رسمی دانشگاه دینی صدر در نجف اشرف و برخی دیگر از مراکز حوزوی در نجف و بغداد صورت گرفت. در این سفر، ایشان مجموعهای از سخنرانیهای علمی را ایراد کردند که عناوین برخی از آنها به شرح زیر است:
جایگاه علم اصول و ریشههای آن در مکتب اهل بیت (ع).
مقایسه نقش عقل در فقه شیعه و اهل سنت.
آینده دانش اجتهاد
ضرورت تحول و نوآوری در علم اصول.
پلورالیسم دینی و هرمنوتیک.
ثابت و متغیر در احکام شرعی.
عناصر استنباط در فقه معاصر.
روش تفسیری ما.
امام خمینی (ره)؛ ارزشهای انقلابی و نهضت دینی.
علاوه بر این، ایشان در مناسبتهای مختلف برای جوانان مؤمن در بغداد و نیز در مراکز حوزوی نجف، سخنرانیهای متعددی با موضوعات اخلاقی و ارشادی ایراد نمودند. تقریرات این سخنرانیها بعدها در کتابی با عنوان «العشرة الکاملة» به چاپ رسید.

سفر تبلیغی به سوریه
در سال ۱۳۹۷ شمسی، به دعوت آیتالله سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری، نماینده مقام معظم رهبری در سوریه، عازم این کشور شدند. در این سفر، ایشان سخنرانیهای متعددی برای علما و فضلای حوزه علمیه سوریه ایراد کردند و به تبیین مهمترین قواعد استنباط و روشهای تحقیق در مسائل نوپدید پرداختند.
